برای کسانی که به تازگی طرفدار رئال شده‌اند، این شکست، شکست سنگینی محسوب می‌شود. اما برای طرفداران قدیمی اینطور نیست. برای کسانی که چند سال حذف در یک هشتم نهایی توسط لیون را تجربه کرده‌اند، حذف از نیمه نهایی آن هم توسط یک ابر تیم نفتی زیاد دردناک نیست. 

برای کسانی که منتظر می‌نشستند تا یک سال بارسلونا افت کند و بتوانند نزدیک لالیگا شوند، این شکست، سنگین محسوب نمی‌شود، برای کسانی که در اوج کل کل با رقیب دیرینه، بارسلونا سه سال متوالی حذف در نیمه نهایی را تجربه کرده‌اند این شکست سنگینی محسوب نمی‌شود.

رئالی که در ده سال گذشته مالک بی رقیب لیگ قهرمانان بوده است، چیزهای زیادی برای افتخار کردن به دست آورده که با یک باخت همه چیز را از دست ندهد.

من این بازی را با بازی مقابل لیورپول مقایسه می‌کنم. در آن بازی هم کاسیاس یک تنه جلوی یک فاجعه را گرفت. در بازی دیشب نیز کورتوا یک تنه جلوی یک فاجعه را گرفت. 

اما این شکست زمینه‌ساز تغییرات بنیادین در تیم شد. تغییرات مدیریتی. تغییرات در سبک بازی و تغییرات در نگاه به فوتبال. 

بازیکنان سال خورده مانند کاناوارو و گوتی از تیم رفتند.  بازیکنان بی کیفیت مانند هاینزه با بازیکنان باکیفیت‌تر مانند مارسلو جایگزین شدند حتی بازیکنان آینده داری مانند روبن و اسنایدر نیز پاکسازی شدند تا جا برای بازیکنان بهتر باز شود. 

با تمام احترامی که برای بازیکنانی مانند سبایوس، کروس، مودریچ، کارواخال و بنزما قائل هستم، این بازیکنان جایی در آینده تیم ندارند. آنها یک عصر طلایی و پرفروغ برای رئال مادرید ساختند اما زمان رفتن فرارسیده است همانطور که زمان رفتن برای بزرگانی مانند زیدان، رونالدو، رائول، هیرو، کاسیاس، راموس، روبرتو کارلوس، هلگوئرا و... فرا رسید. آنها همیشه در قلب و ذهن رئال باقی می‌مانند اما چیزی که بیشتر از آنها باقی می‌ماند، رئال است.

اما از تمام اینها گذشته، امروز روزی دیگر است. از امروز با قدرت بیشتری رئالی هستیم چون اگر در زمان شکست طرفدار تیم نباشیم، در زمان پیروزی حق شادی کردن نداریم. 

هالا مادرید، همین و بس