یقه معلممو گرفتم میخواستم خفش کنم
ترقه دست ساز زدم رنگ در مدرسه سیاه شده بود
بالای ۱۰ بار از مدرسه جیم زدم
فندک گرفتم توی موتور آبسرد کن مدرسه سوخت نفهمیدن کار من بوده
چنتا صندلی هم خورد کردم همین
کلا در دوران تحصیل در حال خراب کاری بودم منو چهار تا از دوستام!حمید و احمد و علی و حسن!دبیر جبر رو ماش سر کلاس زدیم!همهمونو به مدت یه هفته اخراج کردن!شوفاژ کلاس و انگولک کردیم کلاس اب برداشت!رقیصیدن با لباس روحانیت وسط کلاس که اونم باعث اخراجمون شد!ادای دبیرا رو جلوی خودشون در میاوردیم البته شرطی سر پول بود!از بالای پشت بام مدرسه دخترا رو با برف میزدیم که باعث شکایت شد!یادمه شماره ی خونه دبیر زیست و از توی دفتر مدرسه پیدا کردیم اینقدر مزاحم شدیم و کص وشعر گفتیم که زنش به خوردن افتاده بود! ولی بنظرم بدترین کارم این بود که سر جلسه امتحان ریاضی ادامس توی دهنم بود که ناظمی داشتیم که خیلی ازش بدم میومد امد بالای سرم با تشر دستشو دراز کرد گفت ادامستو بده من منم نامردی نکردم تف کردم کف دستش!?اون امتحانو کلا ندادم واخراج شدم از سر جلسه و نامه دادن دست فراش مدرسه اورد در خونه که خودم گرفتم نامه رو و ندادم به ننم!خودم رفتم مدرسه با یه جعبه شیرینی واز دلش در اوردم!و جالبه توی هیچکدوم از این موارد کتک نخوردم!اوه یااادش بخیر!چه دورانی بود!زنم کارنامه های منو نشون بچه هام نمیده میگه بداموزی داره????????
اردیبهشت بود و علف خشک تو باغچه مدرسه زیاد بود اونسال، با چندتا از رفقا از دور یه مشعل طوری انداختی با نفت توشون یهو گر گرفتن و حسابی دود کردن البته طول زیادی نکشید خاموش شدن،یبارم بین تعویض دو سری،سیم دوربینای مداربسته رو قط کردیم
دیدگاهها