زمانی بود که سوالاتی که بشر از خودش میپرسید در حوزه فلسفه بود،بطور مثال پیدایش عالم،اما هرچقدر که بشر در علم پیشرفت کرد این سوالات از حوزه فلسفه خارج شدن و بهترین پاسخ ها رو علم داده بهشون،فلسفه از علم خیلی عقب افتاده (جز فلسفه سیاسی که هنوزم کاربردیه) حداقل صد سالی از علم عقب ان فلاسفه،بله زمانی بود که از دل فلسفه،فلسفه طبیعی بوجود اومد و نهایتا کسی مثل نیوتون با خلق زبان جدیدی در ریاضیات که بهش حساب دیفرانسیل و انتگرال میگن تونست زبان جدیدی واسه علم پیدا بکنه،از اون تاریخ به بعد فاصله فلسفه طبیعی و علم دائما بیشتر و بیشتر شد،الان هم فلاسفه طبیعی متاسفانه از اونچه تو فیزیک و علم کنونی عقبه،فلسفه مرده و نیازه روح تازه ای دمیده شه به کالبدش به قول دوستان مذهبی..استیفن هاکینگ تو طراحی بزرگ همین نکته رو اشاره میکنه..البته فلسفه سیاسی شدیدا قویه و جزو ابزارهای بروز بشره.
تا الان که نتونسته. اونجایی هم که نمیتونه ندانم گرا میشه!!!! من هرجا علم جواب منطقی تر بده اونو قبول میکنم هرجا هم... رو هیچکدوم تعصب ندارم. یکی از دانشمندا میگفت ما هنوز 50 درصد از کره خودمون رو که داخلش هستیم نفهمیدیم و کشف نکردیم. پس اظهار نظرهایی که در مورد کرات دیگه و دنیاهای دیگه میکنیم سرگرمیه.
دیدگاهها