ارع یه بار فقط حدودا چند سال قبل اول دبیرستان بودم بعد داشتم از مدرسه برمیگشتم سمت خونه اینبار خسته بودم از کوچه تنگ و خلوت میانبر خواستم بیام تا زودتر برسم کت و شلوارم تنم بود فرم مدرسه بود یهو داشتم از کوچه باریکه میومدم دیدم یه موتوری که روشون رو پوشونده بودن از جلوم ظاهر شدن قمه شون رو گرفتن زیر گلوم گفتن هرچی داری بریز بیرون بعد من اون زمان نه گوشی داشتم و نه پولی چیزی اس و پاس بودم بعد یارو خفت گیره گفت این از ما که بدبخت تره دوهزار تومن گذاشت توجیبم گفت لازمت میشه و بعدم رفتن
دیدگاهها