زمانی که دراگان اسکوچیچ با تیم ملی ایران مشغول دروکردن رقبا در مقدماتی جام جهانی بود عده‌ای اعتقاد داشتند که هیچ مربی ای در تاریخ ایران حتی عملکردی نزدیک به عملکرد مرد کروات را نداشته است. اما نگاه به تاریخ مردی با عملکردی مانند دراگان را به یاد ما می‌آورد فران اوفارل... البته امروز کسی حتی او را به یاد هم نمی‌آورد. این ماهیت فران است. او می‌آید. شما به او اهمیت نمی‌دهید و سرانجام بعد از سال‌ها و احتمالاً زمان مرگش یاد او می‌افتید. درست مثل گذر یک قطار از روستایی متروکه... فرانک که در حومهٔ شهر کورک ایرلند متوقف شد فوتبال خود را از نیکلاس روورز آغاز کرد. اما او به فوتبال میلی نداشت و دوست داشت مثل پدرش رانندهٔ قطار شود. اما مدتی بعد تصمیمش عوض شود او فوتبال خود را در کلپتون سلتیک ادامه داد، کورک یونایتد، وستهام و پرستون نورث اند دیگر تیم های دوران باشگاهی او بودند. اما او سرانجام به ویموث پیوست و به‌مانند خیلی از بازیکنان فوتبال به‌خاطر یک مصدومیت کهنه از فوتبال خداحافظی کرد.

 

 منچستریونایتد با سر مت بازبی به بن‌بست خورده بود و پس از قهرمانی در جام باشگاه‌های اروپا، ۲ فصل را به‌صورت پی‌در‌پی و متوالی در ردهٔ هشتم لیگ انگلیس سپری کرد تا قرعه به نام اوفارل بیفتد تا اولین و تنها سرمربی ایرلندی شیاطین سرخ شود. او با مثلث جورج بست، دنیس لاو و بابی چارلتون فصل را رویایی آغاز کرد و در ۱۴ بازی اول به ۱۳ برد رسید تا یونایتدی‌ها صدرنشین لیگ باشند. فرارسیدن کریسمس و عید اما شرایط را تغییر داد. او با ستاره‌هایش به مشکل خورد و باخت‌های متوالی تیم را دوباره به همان رده هشتم رساند. فصل بعد بست در لیست فروش قرار گرفت و باخت پنج بر صفر مقابل کریستال پالاس پایانی بود بر حضور ۱۸ ماههٔ اوفارل در منچستر.

 

اوفارل و بست

 

انگارنه‌انگار که او سرمربی تیم ملی بوده است. حتی بعد از صعود به المپیک مونترال نیز هیچ‌کسی حتی یک تشکر خشک‌وخالی از مرد انگلیسی نکرد. به جایش سرمربیگری تیم در المپیک مونترال را به حشمت مهاجرانی سپردند. مهدی زارعی راجع به این اتفاق می‌گوید: 

تنها چند روز به آغاز بازی‌ها باقی مانده بود كه فدراسیون به همكاری با اوفارل مربی تیم‌ملی خاتمه داد و در اقدامی غیرمنتظره از مربی تیم‌ملی جوانان (حشمت مهاجرانی) برای مربیگری در تیم‌ملی دعوت به عمل آورد. معلوم نبود علت كنار گذاشتن اوفارل چه بوده است؟

 او از ابتدا به ایران آمد تا تیم را قهرمان بازی‌های آسیایی كند و به المپیك مونترال ببرد و به هر دو هدف هم رسید. اما شایعاتی به گوش می‌رسید كه چندان فرمان‌بردار نبود و بیش از حد مستقل بود!

 از طرفی دیگر حشمت مهاجرانی كه جوانان ایران را چهار بار فاتح آسیا كرده بود بارها گفته بود كه ترجیح می‌دهد در تیم جوانان به كار خود ادامه دهد. اما او در یك چشم به هم زدن مربی تیم‌ملی بزرگسالان شد و این خبر را وقتی شنید كه با تیم‌ملی جوانان در بانكوك بود!

او قبل از برگزاری آخرین هفته لیگ، تیم منتخب خود را انتخاب كرد تا به نظر برسد، مهاجرانی چندان مستقل عمل نمی‌كند! صحبت‌های او قبل از شروع مسابقات چندان حاكی از امیدواری نبود. به نظر می‌رسید كه برای تیم‌ملی حشمت، المپیك بر جام ملت‌ها اولویت دارد.

 به هر شكل انتخاب بازیكن‌های تیم بی‌حرف و حدیث نبود. بازیكنانی بودند كه می‌توانستند مفید باشند و پشت درهای تیم‌ملی ماندند. مثل كریم بوستانی، حسین كارزانی، مهدی دینورزاده، حمید سه برادران، علی نیاكانی، محمدرضا عادلخانی، اسماعیل حاجی رحیمی‌پور و...

اما نكته مثبت تیم را می‌توان در اسامی دید. تقریباً همه بازیكنان چهار سال قبل تغییر كرده بودند و حالا دیگر تیم در انحصار سه تیم پرسپولیس، پاس و تاج نبود... تیم‌ملی در آخرین دیدار تداركاتی خود با گلهای علیرضا عزیزی و ناصر نورایی در برابر تیم المپیك برزیل مساوی كرد و آماده هت‌تریك قهرمانی در آسیا شد.

امری که به نام مهاجرانی رقم خورد...