پاریس، شهر عاشقان است. شهر راندهووهای عاشقانه پای ایفل، در کنار سن، صندلیهای نم زده، چراغهای روشن، شبهای مه زده.... این یک، داستان عاشقانهی پر نشیب و فراز است. مردی که مهمترین لحظهی زندگی خود را برابر فرانسویها رغم زد، در جام جهانی با گلی تاریخی دروازه لوریس را گشود، از اوج به حضیض رسید، دروازهی خودی را باز کرد، مصدوم شد، بازی بزرگی را از دست داد، برابر قهرمان نوظهور پاریس، کیلیان امباپه به سوژه شبکههای اجتماعی تبدیل شد و سرانجام...
این داستان مردی است که بار دیگر به پاریس بازگشت، توانست راه را بر حریف ببندد، به بوسههای توپ بر تیر دروازه لبخند بزند و سرانجام عاشق را به معشوق برساند. توپ را به دروازه، و دورتموند را به بازی نهایی این داستان متز هوملتز برابر فرانسویهاست. ار پاریس، تا پاریس...

