این بزرگترین ترس مردم آزاد سرزمین میانه است. همان چیزی که خردمندان میدانند باید به هر قیمتی از وقوع آن جلوگیری کنند. با بیش از سه هزار سال جدایی، اتحاد دوباره‌ی ارباب تاریکی و بزرگترین خلقتش، عذابی حتمی را به همراه خواهد داشت. در این پست ما تئوری «چه میشد اگر سائورون حلقه قدرت را باز میگرفت؟» را پوشش میدهیم. در این مطلب با توجه به آنچه فکر میکنیم یکی از محتمل ترین سناریو ها خواهد بود پیش میرویم. زمان بازپس‌گیری حلقه در تعیین این سناریو بسیار حائز اهمیت است، لکن از آنجایی که فرودو و سم در شکاف های کوه هلاکت هستند اگر گالوم به داخل گودال آتشین سقوط نکند، یا لحظاتی قبل سم به گالوم رحم نکند، یکی از این هابیت ها تحت تاثیر قدرت حلقه‌ی یگانه، میخواهد که حلقه را از آن خود کند. (25مارس3019دوران سوم)  ابتدا نزگول هایی که توسط سائورون با سرعت تمام به اورودروین (کوه هلاکت) فرستاده میشوند در لحظه‌ای فاجعه‌آمیز سر می‌رسند و حامل حلقه را میکشند.

در پی هلاکت کینگ‌ویچ به دست ائووین، اندکی قبل (نبرد دشت های پله‌نور)، خامول (سایه‌ی شرق، مهمترین نازگول پس از کینگ‌ویچ) اکنون نزگول را به باراد-دور هدایت و در نهایت حلقه‌ی یگانه را به ارباب تاریکی تقدیم می‌کند. سائورون که در واقع (بر خلاف فیلمها) آن چشم شعله ور (برفراز باراد-دور) نیست، بلکه اکنون کالبدی فیزیکی دارد، حلقه‌ی یگانه رو در یکی از نه انگشت باقی مانده خود قرار میدهد. در همان لحظه الروند، گالادریل و گندالف پی میبرند که بدترین اتفاقی که از آن بیم داشتند رخ داده. (چرا که حامل سه حلقه‌ی قدرت الف‌ها بودند و قدرت این حلقه‌ها نیز وابسته به حلقه‌ی یگانه بود) آنها حلقه‌های خود را از دست خارج کردند و گندالف با نگاهی عمیق به آراگورن، لگولاس، پی‌پین و دیگران در دل میداند که دیگر همه چیز از دست رفته است. ارتش سائورون مردان غرب را در نبرد مورامون (دروازه سیاه موردور) کاملا نابود میکند. ارتش گاندور و روهان از بین می‌روند و گندالف با انتقال روحش به غایت غرب (تالارهای ماندوس) دومین مرگ جسمانی خود را تجربه میکند.

تنها کسانی که میتوانند فرار کنند، برخی از عقاب ها هستند، یکی از آنها این خبر تلخ را به بازماندگان در میناس‌تریث میرساند، تبعا افکار ما به این معطوف میشود که استراتژی تهاجمی سائورون پس از باز پس‌گیری حلقه‌ی یگانه‌اش چه خواهد شد. با این حال تمامی این موارد تاثیرات جانبی بیشتر و غم انگیزتری در شمال خواهد داشت. تا این تاریخ یعنی ۲۵ مارس۳۰۱۹ دوران سوم، گالادریل و مردمش در لوتلورین سه بار به لطف قدرت حلقه‌ی او (ننیا) حملات دول‌گولدور را دفع کردند. کمی آنطرف‌تر در شمال، دورف‌های اره‌بور و مردمان شهر دیل در برابر ارتش شرقی‌ها (ایسترلینگ‌ها) که سرزمین هایشان را محاصره کرده‌اند، با چالش‌های زیادی روبرو هستند. در داستان اصلی، به دلیل نابودی حلقه است که نیروهای سائورون رمق و روحیه خود را می‌بازند و بسیاری در سرتاسر سرزمین میانه از زیر سایه‌ی او رها میشوند و این منجر به پیروزی انسان ها و دورف ها و تاختن الف های لورین و میرک‌وود برای نابودی دول‌گولدور میشود. با قرار گرفتن حلقه‌ی یگانه در اختیار اربابش، دورف ها و انسان ها توسط ارتش شرقی ها مغلوب میشوند و الف ها نیز قادر به شکست و نابودی نیروهای دول‌گولدور نیستند. در این مرحله دشمنان سائورون یا اسیر او می‌شوند یا قتل عام، و فقط عده‌ی کمی توانایی دفاع از خود را دارند. تمام این موارد صرفا به دلیل باز پس‌گیری حلقه‌ی یگانه توسط اوست. در حالی که ممکن است سائورون با علم بر تهدیدهای احتمالی پیش برود، پس این پروسه (قلع و قمع تمام دشمنانش در سرزمین میانه) کمی زمان بر است.

باید در نظر داشته باشیم، نیرویی که گندالف و آراگورن را در مورانون شکست داده است، تقریبا آخرین افراد ارتش او پس از شکست عظیمش در میناس‌تریث (نبرد دشت های پله‌نور) است. بدون شک مدتی طول میکشد تا سائورون ارتشی از اورک‌ها، ترول‌ها و انسان‌ها بسازد. در سال های آتی قدرت سائورون افزایش میابد و به مکان هایی مانند لورین و ریوندل میرسد، به طوری که سرزمینهای رووانیون مملو از اورکها و شرقی‌های وفادار به سائورون میشود.

گالادریل و الروند حلقه های قدرت خود را کنار گذاشتند زیرا می‌دانستند که این حلقه‌ها تنها برای آشکار شدن محل استقرارشان و احتمالاً افشای افکارشان نزد سائورون کاربرد دارد و اکنون سائورون با در اختیار داشتن حلقه‌ی آتشی که متعلق به گندالف بود میتواند قدرت خود را در برانگیختن دوباره قلبها بکار گیرد تا انسانهای بیشتری را در شرق و جنوب به زیر بیرق خود بکشاند. پس از سالها تدارک و آماده سازی، سائورون سرانجام حرکت خود را علیه باقیمانده‌ی مردمان آزاد آغاز می کند. ارتش جنوبی او میناس‌تریث را با وجود تلاشهای دلیرانه‌ی فارومیر، ائووین و مری محاصره کرده و شهر توسط نیروهای بسیار برتر سائورون تصرف میشود.

در همین حال ارتش شمالی که از بنیان توسط شرق و جنوب تقویت شده بود، حملات خود را به ریوندل و لورین آغاز می‌کند. با این حال، زمانی که آنها به قلمروی الفها می رسند نمیتوانند اثری از آنها پیدا کنند. الروند، گالادریل و الف‌های سرزمین میانه مدتهاست از آنجا رفته و در سالهای قبل به غرب بادبان کشیده اند.  همچنین آنها میدانند پیروزی در برابر ارباب تاریکی و حلقه‌ی او در این زمان و تاریخ غیرممکن است. در حالیکه دو حلقه‌ی الفی باقی مانده را بر دست نمیکنند آنها را با خود به غرب میبرند تا از افتادن آنها به چنگ سائورون جلوگیری کنند، زیرا اگر سائورن هر سه حلقه ی الفها را تصاحب میکرد به طور بالقوه میتوانست سه قلمرو بزرگ ایجاد کند و دهه ها در برنامه هایش جلو افتاده و عملاً برای هر کسی که او را به چالش بکشد غیر قابل دسترس شود.

با توجه به شرایط موجود سائورون اکنون اکثریت قریب به اتفاق سرزمین میانه را تحت سلطه‌ میگیرد. در مورد استراتژی او برای حکومت، سرنخی از دهان سائورون در کتاب بازگشت پادشاه داریم. فرستاده گفت: شرایط این است و لبخندی زد و آنان را یک به یک از دیده گذراند «ارذل و اوباش گوندور و متحدان گمراه آن باید پس از ادای این سوگند "که هرگز در آشکار یا نهان بار دیگر مسلحانه بر سائورون کبیر یورش نیاورند" بی درنگ به آن سوی آندوین عقب بشنینند.» تمام زمین‌های شرق رودخانه برای همیشه منحصرا از آن سائورون خواهد بود، از غرب آندوین تا کوه‌های مه‌آلود و شکاف روهان باید خراج گزار موردور باشند و مردان آنجا حق حمل هیچ گونه سلاحی را نخواهند داشت، اما در اداره امور خویش آزادند. و آنان باید کمک کنند تا آیزنگارد را که مغرضانه ویرانش کرده اند از نو بنا شود، و آنجا متعلق به سائورون خواهد بود و نائب او در آنجا خواهد نشست، نه سارومان بلکه کسی که شایسته‌ی اعتماد باشد.»

سائورون با دو سپاه بزرگ تحت فرمانش، خادمان وفادارش را به عنوان فرمانروا در مکانهای کلیدی در سرتاسر سرزمین میانه قرار میدهد. دهان سائورون، همانطور که خودش پیش بینی کرده بود در آیزنگارد ساکن شده و شکاف مهم روهان را کنترل میکند.  روهان خود بقدری کوچک و دور است که نمی تواند حکم اشغال در مقیاسی بزرگ داشته باشد، اما انسانهای شرق که سابقه‌ی حمله به این سرزمین را داشته‌اند، قلمرو را به عنوان خراج گزار موردور اشغال میکنند.  خامول، که اکنون ارباب نازگول است به عنوان فرمانروای گاندور منصوب میشود، قلمرویی که مردم در آن با ترس از جایگزین ارباب مورگول زندگی میکنند. اگر این حقیقت داشته باشد که نه حلقه‌ی انسان ها نزد خود سائورون بوده شاید یکی از پیروانش را به بردگی میگیرد تا نهمین نزگول (بجای ویچ کینگ) باشد، و بر منطقه‌ای مانند ریوندل یا دیل حکومت کند. با داشتن حلقه‌ی یگانه و حلقه‌ی آتش الف ها، دژ باراد-دور سائورون و سرزمین های موردور عملا غیر قابل تسخیر میشوند. زوال حاصل از گذر زمان برای این مایا متوقف شده یا در غیر این صورت با زوال جهان گره میخورد. در شمال، سارومان شایر راه تحت عنوان «شارکی» تصاحب کرده است. زمین ها در اینجا روز به روز پژمرده‌تر شده و خیانت سارومان بدون مجازات نمی‌ماند. هرچند، او از محفل ایستاری کنار گذاشته شده بود. سارومان با هیچ نیروی در خور توجهی در مقابلش قابل قیاس نیست، اما این نیز مانع هلاکتش در همان سرزمین هابیت ها نمی‌شود.

اکنون این سوال مطرح میشود که هدف نهایی سائورون چیست؟ برای بررسی دقیق تر این سوال اجازه دهید به نامه شماره 183 تالکین نگاه کنیم، سائورون آرزو داشت که پادشاهی خداگونه باشد. او سه بار در تاریخ خیانت کرده است. ابتدا با تحسین قدرتش (در خیانت به آئوله) پیرو مورگوث و فرمانده‌ی ارشد او در سرزمین میانه شد، بار دوم هنگامی‌که مورگوث (در پایان جنگ خشم) سقوط کرد، سائورون از وفاداری به او دست کشید، اما از ترس قضاوت و مجازات مانوه به والینور نرفت و در سرزمین میانه ماند و در آخر دانش بسیار تحسین برانگیزش و آسانی تأثیر گذاشتن بر سایر مخلوقات عاقل برای او موجب شد سائورون مجددا مقام نائب و نماینده‌ی مورگوث را در عصر دوم به عهده بگیرد.

در پایان، دوره سوم اگرچه ضعیف تر از قبل بود اما مغرورانه ادعا کرد که او "مورگوث بازآمده" است. تالکین اینگونه میگوید «اگر پیروز میشد افتخار خداگونه بودن و اعمال قدرتی مطلق و عرف را بر همگان طلب میکرد». بر خلاف تصور عموم سائورون به دنبال نابودی تمام سرزمین ها نیست، بلکه به دنبال حکمرانی بر آنها زیر سایه خود است، اینکه مردمان سرزمین میانه تسلیم حکومت او شوند و او را به عنوان یک پادشاه خداگونه پرستش کنند، همانطور که برخی از شرقی ها در زمان های دور اینکار را انجام میدادند.

طبق ادعایش که مورگوث در قالب خود او و حکومتش در بین قدرترین والار باز آمده است، آیا حکمرانی بر سرزمین میانه برایش کافی است؟ یا اینکه سائورون در نهایت با جاه طلبی های بیشتری نگاهش به سرزمین های غرب (والینور) دوخته شده است؟ و با مداخله‌ی ارو (خداوندگار یگانه‌ی دنیای تالکین) سائورون شاید تمام جهان را نابود کند و پایان روزها و نغمه‌ی دوم آینور را به ارمغان بیاورد.

سائورون یا ملکور، کدام‌یک ارباب تاریکی قدرتمند‌تری بود؟