هر جا از افشارها ذکری آمده است همه متفق القول آنها را ترک خواندهاند. از جمله در « شجره تراکمه » ابوالغازی بهادرخان، « تاریخ دارالعرفان خمسه » محمد هاشم رستم الحکما، « تاریخ ذوالقرنین»فضلالله خاوری، « تاریخ افشار » میرزا رشید ادیب الشعرا، « صحیفه الارشاد » محمد مومن کرمانی با مقدمه و تصحیح دکتر باستانی پاریزی، « سفرنامه سدید السلطنه »، « سفرنامه کلات » مجدالاسلام کرمانی، « جغرافیای کرمان یا جغرافیای وزیری »، « جهانگشای نادری »، «عالم آرای نادری »، « نادرشاه »لارنس لکهارت، « انقراض سلسله صفویه » لارنس لکهارت، « تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه » دکتر رضا شعبانی، « تاریخ مفصل ایران » پیرنیا و اقبال آشتیانی، « تاریخ نادرشاه افشار » جیمز بیلی فریزر، « عصر نادرشاه » ژان اوتر، « تاریخچه نادرشاه » مینورسکی، « حدیث نادرشاهی » دکتر شعبانی، « تاریخ پانصد ساله خوزستان » احمد کسروی، « یادداشت های روزانه » گمبرون، مقالات و آثار پروفسور دکتر فاروق سومر، « دائرهالمعارف بزرگ اسلامی »، « لغتنامه دهخدا » و تمام لغتنامههای فارسی، « تکاب افشار » علی محمدی، « جغرافیای غرب ایران » ژاک دمرگان، « مقاله افشارهای ارومیه » واسیلی نیکیتین، « جغرافیای نظامی ایران » سرهنگ رزم آرا (مجلدات مربوط به آذربایجان ،خراسان و کرمان). « بر افتادن صفویان » ویلیام فلور، « استان زنجان سرزمین اقوام افشار» دکتر محمد خالقی مقدم، « افشار، دستبافت های ایلات جنوب شرقی ایران » پرویز تناولی، « از ابیورد خراسان تا ابیورد فارس» مظفر قهرمانی ابیوردی « السیف المهند » بدرالدین عینی، « النجوم »ابن تغری بردی، « مردم شناسی ایران » هنری فیلد، « نادرنامه » محمدحسین قدوسی، « دون ژوان ایرانی » اروج بیگ، « گلشن مراد » ابوالحسن مستوفی، « احسن التقاسیم » محمد مقدسی، « ترکمنهای ایران » هوشنگ پورکریم، « راحه الصدور » محمد راوندی، « الکامل » ابن اثیر، « عالم آرای عباسی » اسکندر بیگ منشی، « نامواره دکتر محمود افشار» به کوشش ایرج افشار و کریم اصفهانیان و تعداد زیادی مقاله و پایاننامه و کتابهای تاریخی و کتابهای مورخین خارجی و داخلی معاصر که ذکر آنها به درازا خواهد کشید.
دو کتاب جهانگشای نادری و عالمآرای نادری از جمله منابع معتبر و دست اول در خصوص زندگانی نادر شاه میباشند که در هر دو اثر به کرات به ترکمان بودن ایل افشار و نادرشاه اشاره نمودهاند.
شاه نادر که آدی تک اونایوق مثل و نظیر
او شهنشاه فلک مرتبه چرخ سریر
دیمک اولماز بو شهنشاه که اولا پیغمبر
یا مقرب ملکی دور اولوب از نوع بشر
«از کتیبه نادری »
قاجار و نادر چون نسب درستی نداشتن مجبور بودن خودشون رو به شاهان بربر مغول وصل کنن
همون طور که صفویان خودشون رو به ائمه وصل می کردن
نه نادر نه قاجار ها هیچ کدوم اصالت ترکی ندارن
(کاش برای یه سری آدما تست دی ان ای واجب می شد نسبشون دستشون بیاد)
دیدگاهها