حاجی خیلی خوب بود
اولین قرار هردومون خجالت میکشیدیم با هم حرف بزنیم
هی به هم و بعد به زمین نگاه میکردیم و بعدش یه لبخند ریز
بعد چند دقیقه حاضر شد برم روش
دهن سرویس خیلی خوب سواری میده،از اسبم بهتر
فقط یه ذره وحشی بود که اونم بعد گذشت مدتی رام شد
هنوز بهم عادت نکرده بود
(الاغ مادربزرگم رو میگم)
من چرترین حرف ها رو روز خواستگاری زدم
تپق بهترین بخش ماجرا بود حالا بماند چه چرندیاتی سر هم کردم مغزم اون رو تعطیل شده بود
فکر کنم اونها هم برای خنده بهم زن دادن ??
دیدگاهها