اگرچه بیل شنکلی پایه‌های لیورپول مدرن را بنا نهاد، باب پیزلی بود که کاخ باشکوه این امپراتوری را به اوج رساند. مردی که ابتدا به عنوان فیزیوتراپیست به لیورپول آمده بود، تبدیل به موفق‌ترین مربی تاریخ باشگاه‌های انگلیسی شد. داستان او ترکیبی از نبوغ تاکتیکی، مدیریت نرم و فروتنی بی‌نظیر است.

 

 

کلیک کنید?♥️

 

 

 

رابرت (باب) پیزلی در 23 ژانویه 1919 در شهر معدنی دیرهام در شمال شرق انگلستان متولد شد. پدرش، سام پیزلی، معدنچی بود و خانواده‌ای پرجمعیت داشتند. جوانی باب در بحبوحه رکود بزرگ اقتصادی گذشت. او در کودکی هم به فوتبال علاقه داشت و هم به مهندسی. این ترکیب بعدها در تحلیل‌های تاکتیکی او نمود پیدا کرد.

 

 

پیزلی در سال 1939 به لیورپول پیوست، اما جنگ جهانی دوم مسیر حرفه‌ای او را تغییر داد. به عنوان توپچی در ارتش بریتانیا خدمت کرد و در جبهه‌های شمال آفریقا جنگید. پس از جنگ، به لیورپول بازگشت و به عنوان هافبک دفاعی بازی کرد. اگرچه هرگز ستاره تیم نبود، اما به دلیل هوش بالای بازی‌خوانی معروف بود. یک آسیب دیدگی جدی در 35 سالگی به دوران بازیگری او پایان داد.

 

 

 

 

پیزلی که همیشه به علوم پزشکی علاقه داشت، دوره‌های فیزیوتراپی را گذراند و به کادر فنی لیورپول پیوست. در این نقش بود که رابطه خاصی با بیل شنکلی برقرار کرد. او نه تنها به درمان بازیکنان می‌پرداخت، بلکه در جلسات تاکتیکی هم مشارکت می‌کرد. این دوره پنج ساله، مدرسه غیررسمی مربی‌گری برای پیزلی بود.    در دوران طلایی شنکلی، پیزلی نقش مشاور ارشد را ایفا می‌کرد. بسیاری از نوآوری‌های تاکتیکی آن دوره حاصل همکاری این دو بود.

 

نمونه هایی از کمک های پیزلی به شنکلی :

- تحلیل ویدیویی حریفان (که در آن زمان پیشرفته محسوب می‌شد) - توسعه سیستم تمرینی علمی - کشف استعدادها (مانند کوین کیگان)

 

 

 

 

باب، تنها کسی بود که در تاریخ دیدم که هم فیزیوتراپیست هم آنالیزور بود!

 

(کنی دالگلیش)

وقتی پیزلی در سال 1974 (در 55 سالگی) هدایت تیم را بر عهده گرفت، بسیاری شک داشتند که بتواند جای شنکلی را پر کند. 

 

 

 

دستاوردهای باب پیزلی در آنفیلد

- 6 قهرمانی لیگ - 3 جام اروپا (1977، 1978، 1981) - 1 جام یوفا - 3 جام اتحادیه - مجموعاً 21 جام در 9 سال

نوآوری‌ های باب پیزلی که برای اولین بار در تاریخ ارائه شد:

 

1. توسعه سیستم 4-3-3 منعطف 2. استفاده از هافبک‌های همه‌جانبه (مثل گریم سونس) 3. تبدیل مدافعان به عناصر حمله (فیل نیل) 4. سیستم پرسینگ سازمان‌یافته پیزلی همانند شنکلی استاد روانشناسی فردی بود. برای هر بازیکن برنامه خاصی داشت و کوین کیگان را به ستاره تبدیل کرد کنی دالگلیش را جایگزین بی‌نقصی برای او ساخت او حتی گریم سونس را به کاپیتان ایده‌آل بدل کرد.

 

 

 

 

باب پیزلی برای اولین بار شبکه استعدادیابی جهانی  موسوم به international scouting را بنا نهاد و از آن طریق بروس گروبلاار را از سوئد آورد، آلان هانسن را از اسکاتلند کشف کرد و یان راش را از چستر سیتی خرید پیزلی در سال 1983 بازنشسته شد، اما همچنان به عنوان مشاور در باشگاه باقی ماند. شاگردانش (جو فاگان، کنی دالگلیش)  نیز راه او را ادامه دادند. در سال 1992، جایگاه مدیرعاملی به او پیشنهاد شد، اما ترجیح داد در سایه بماند. باب پیزلی نمونه کامل مربی-فیلسوف بود. مردی که از فیزیوتراپیست‌بودن به اوج فوتبال اروپا رسید، اما هرگز تشویق‌ها را شخصی نمی‌گرفت. جمله معروفش که "این جام‌ها را بازیکنان بردند، من فقط کنار زمین ایستاده بودم" نشان‌دهنده فروتنی بی‌نظیر او بود. امروز، نام پیزلی نه فقط در لیورپول، که در تاریخ فوتبال جهان می‌درخشد.