طرفداری | چه شب فوتبالیای بود. همه ما شاهد یکی دیگر از کلاسیکهای تاریخ لیگ برتر میان این دو تیم بودیم.
هر اتفاقی که از امروز تا پایان این فصل رخ دهد، از این بازی بدون شک در ماه می بهعنوان یکی از سرگرمکنندهترین بازیهای فصل یاد خواهد شد. واقعاً عجیب و باورنکردنی بود، جرئت دارید مخالفت کنید؟ آنها فقط در بازی باقی نماندند، بلکه با یک بازیکن کمتر، لیورپول را هم تحت انقیاد خود قرار دادند و تیم بهتر میدان بودند. این یک نمایش باورنکردنی بود.
نیوکاسل بازی را طوفانی شروع کرد و در سی دقیقه اول لیورپول را کاملاً تحت فشار قرار داد، ولی ناگهان رایان خرافنبرخ ظاهر شد و با یک ضربه غافلگیرکننده تیم مهمان را جلو انداخت.
ده دقیقه بعد، آنتونی گوردون با تکلی احمقانه از پشت مقابل فاندایک از زمین اخراج شد و یکباره قهرمان لیگ برتر خود را در بهشت دید. شرایط برای آنها فقط بهتر شد، وقتیکه درست سی ثانیه بعد از شروع نیمه دوم، هوگو اکیتیکه گل دوم را زد و بازی انگار کاملاً تمام شد. اما این تازه آغاز ماجرا بود، همهچیز بهیکباره دیوانهکننده شد.
نیوکاسل با ده نفر کمکم تسلط کامل بازی را بهدست گرفت و ناگهان همهچیز تحت کنترل درآمد. نمایش آنها با حمایت بینظیر هوادارانشان در سنتجیمز پارک استثنایی بود. چنان نفس لیورپول را گرفته بودند که حتی اجازه نمیدادند مردان اسلوت از نیمه خودش بیرون بیایند!
ارتش تون شجاعانه با مبارزهای جانانه، در حالی که فقط سه دقیقه به پایان بازی مانده بود، بازی را ۲-۲ کرد. بازگشت واقعاً باورنکردنی و باشکوهی بود.
گل برونو گیمارش، امید را در دل زاغها زنده کرد
با ۱۱ دقیقه وقت اضافه، درست وقتی که بهنظر میرسید نیوکاسل کار خارقالعادهای کرده، نوجوان ۱۶ ساله «ریو نگوموها» در دقیقه ۱۰۰ وقتهای تلفشده گل برتری را برای لیورپولی که هنوز بهسختی نفس میکشید بهثمر رساند! زبان قاصر از توضیح است و واژهها از بیان احساس و حساسیت آن لحظات و روند بازی ناتواناند.
احتمالاً بسیاری از هواداران لیورپول خواهند گفت: «این کاری است که قهرمان انجام میدهد.»
و ذرهای هم به نمایش تیمشان اهمیت نمیدهند.
این دیدگاه را کاملاً میفهمم، اما دیدار نیوکاسل به دلایل متعددی شب نگرانکنندهای برای قهرمان لیگ برتر بود. بله، جو ورزشگاه قطعاً کار را دشوار کرده بود و سنتجیمز پارک واقعاً جای وحشتناکی برای بازی است، اما باز هم اصلاً نباید کار مردان مرسیساید به جایی میرسید که برای پیروزی به ریو نگوموها ۱۶ ساله نیاز پیدا کنند.
در دقیقه ۵۵ با دو گل جلو بودند و برابر ۱۰ نفر بازی میکردند. قرمزها نهتنها اختلاف دو گل را از دست دادند، بلکه کاملاً زیر فشار خرد و خمیر شدند. در کل بازی فقط پنج شوت داشتند و دفاعشان در تمام شب تکهپاره شده بود. این پیروزی مثل یک سرقت و دزدی بود که بهخیر گذشت. باید لیورپول را بابت تواناییشان برای پیروزی تحسین کرد. این نشاندهنده ذهنیت برنده آنهاست. اما مطمئنم آرنه اسلوت اصلاً از نمایش تیمش راضی نیست؛ به هیچوجه راضی نیست!
ستارهای متولد شد.
هنوز نشستهام و باور نمیکنم چه اتفاقی افتاده است. نهتنها لیورپول به شکلی عجیب و باورنکردنی این برد را از دل آتش بیرون کشید، بلکه اینکه یک نوجوان ۱۶ ساله در اولین بازیاش برای آنها گل پیروزی را زد، قضیه را عجیبتر هم میکند.
اگر آرسنالیها در این هفته مکس داومن ۱۵ ساله را در دقایق پایانی رو کردند، لیورپول استعداد ۱۶ ساله خود را بهرخ کشید. ریو نگوموها دومین بازیکن ۱۶ سالهای است که گل پیروزیبخشی در لیگ برتر میزند؛ بعد از وین رونی در اکتبر ۲۰۰۲ برای اورتون مقابل آرسنال. او یک روز از رونی در آن روز جوانتر است: ۱۶ سال و ۳۶۱ روز.
چه راهی بهتر از این برای معرفی خود در روی بزرگترین صحنه ممکنه؟

بهنظر میرسد هواداران نیوکاسل بههیچوجه فراموش نکرده بودند که هوگو اکیتیکه آنها را نادیده گرفت تا به لیورپول بپیوندد، و وقتی نام او از بلندگوی ورزشگاه پخش شد، همه سوت و هو کشیدند. این مهاجم فرانسوی بهنظر میرسید خیلی به انتقال به تاینساید نزدیک شده بود تا اینکه لیورپول سر رسید و خیلیها معتقدند همین انتقال باعث شد الکساندر ایساک یکی از بازیکنان لیورپول نباشد.
روایتی که پیش از این مسابقه شکل گرفته بود این بود که نیوکاسل با وجود ماجرای الکساندر ایساک، انگیزه بیشتری خواهد داشت و شانس بیشتری برای پیروزی دارد. لیورپول در هفت بازی اخیر خود بهعنوان مهمان لیگ برتر مقابل نیوکاسل پنج بار پیروز شده بود، اما این یکی قضیه و فرمول دیگری داشت.
خواستگاران ایساک، قهرمان لیگ برتر، درست پیش از ساعت هشت شب وارد سنتجیمز پارک شدند و همزمان با آغاز پخش تم موسیقی «قهرمان محلی»، اولین چیزی که لیورپولیها دیدند، خواهش هواداران از بازیکنان نیوکاسل بود؛ خواهشی که بیشتر شبیه فرمان بود تا درخواست. روبهروی تونل نوشته بود: «Get into Them»؛ همینقدر ساده و بیپرده؛ برید سراغشون، بجنگید و عقبنشینی نکنید!
غرشی که هنگام شروع مسابقه برخاست، مو به تن هر کسی سیخ میکرد. این صدا پر از خشم و ناامیدی بود و شوری برای انتقام. این حجم صدا هرگز پایین نیامد و کم نشد. هر برخورد، هر تکل، فریادهایی بههمراه داشت، آغشته با عطش انتقام و بازگرداندن عزت.
هوگو اکیتیکه، که در تابستان لیورپول را به نیوکاسل ترجیح داد، هدف ویژهای برای این خصومتها بود. این شبی جهنمی برای میزبانان بود؛ شبی با اخراج یک بازیکن و مصدومیت چند نفر دیگر، شبی که ده نفر باقیمانده با شجاعت مقابل مأموریت محال ایستادند، اما با همه تلاشهایشان، در پایان نتیجه با شکست بهپایان رسید، وقتی لیورپول در دقیقه صد گل پیروزی را زد، انگار با شمشیری بُران قلب هواداران قابلتحسین نیوکاسل را دریده است.

بخشی از این انرژی غریزی که سراسر استادیوم را فراگرفته بود، از این واقعیت آب میخورد که لیورپول همه آن چیزی است که نیوکاسل آرزویش را دارد. اما لیورپول نماد همان چیزی است که نیوکاسل از آن متنفر است و در عینحال به آن رشک میبرد. هر دو تیم متعلق به شهرهایی هستند که همیشه احساس کردهاند به حاشیه رانده شدهاند، اما لیورپول حالا عضوی از نخبگان فوتبال انگلیس است. آنها موفقیتی پیوسته ساختهاند؛ هم در کشور خود و هم در لیگ قهرمانان اروپا.
در تابستان امسال، لیورپول برخی از بهترین بازیکنان جهان را به خدمت گرفت؛ فلوریان ویرتس و هوگو اکیتیکه، تا تیمی که ترسناک بود را قدرتمندتر کند. آنها باشگاهی هستند که هر بازیکن بزرگی آرزوی پیوستن به آن را دارد. طعم رد شدن را لیورپولیها خیلی بهندرت میچشند. لیورپول باشگاهی با نَسَب و ریشه است؛ بخشی از طبقهی اشراف فوتبال انگلیس. نیوکاسل اما انگار دماغش را به شیشهی آن اشرافیت چسبانده و با خشم میبیند که حتی ثروت نجومی مالکان سعودیاش هم نتوانسته راهی به این محفل باز کند.
ماجرای ایساک از بیرون تماشایی بود، اما برای نیوکاسل لکهی ننگی بهشمار میرود؛ ستارهی بیچونوچرایشان میخواهد به هر قیمتی باشگاه را ترک کند. این حرکت بیشرمانه با بیرحمی و بیتوجهی جلوی چشم همه رخ داد. بازیکنان دیگری هم پیشنهاد پیوستن به نیوکاسل را رد کردهاند. حالا نیوکاسل تبدیل به «قربانی طردشده» لیگ برتر شده است؛ همان کسی که همه دست رد به سینهاش میزنند.
برای همین وقتی در سنتجیمز پارک دو تیم از تونل بیرون آمدند، خشم منفجر شد؛ فریادهای تند و خشمگین از سکوها علیه رقیب.
و نیوکاسل به همراه تماشاگرانش دقیقاً همان کاری را کرد که باید انجام دهد؛ به جان لیورپول افتادند، بیامان تاختند، در بیست دقیقهی نخست لیورپولی را عذاب دادند و روی نیمکت، آقای اسلوت کلافه با دستانی در هوا، آشفتهتر از همیشه بهنظر میرسید!
حتی بدون مهاجم درجهیک خود، نیوکاسل همچنان وحشتناکترین خط میانی کشور را در اختیار دارد؛ جوئلینتون، ساندرو تونالی و برونو گیومارش، بیستوپنج دقیقهی اول زمین را قبضه کردند. ویرتس کاملاً تحتتأثیر هیجان بیوقفهی بازی قرار گرفت و به شکلی انکارناپذیر در بازی محو شده بود و اصلاً به توپ نزدیک نمیشد.
نیوکاسل مرتب یورش میبرد اما موفق نشد از هیچیک از موقعیتهایی که ساخت بهرهای ببرد.
گوردون احمقانه با بیاحتیاطی کامل تکل زد. این یک چالش نسنجیده و بیملاحظه بود و او کاملاً کنترل خودش را از دست داده بود. داور مسابقه، سایمون هوپر، تصاویر تکل او روی فاندایک را بازبینی کرد و او را اخراج کرد. گوردون سه بازی آینده را از دست خواهد داد؛ او آخرین بازیکنی بود که نیوکاسل ممکن بود قادر به تحمل غیبتش باشد. مگر اینکه ایساک راضی شود دست از اعتصاب بردارد. حتی یک مهاجم میانی ذخیره هم ندارند، چه برسد به یک مهاجم تمامعیار.

کمتر از سی ثانیه بعد از شروع نیمهی دوم، لیورپول زخم تازهای زد؛ همهچیز تمامشده بهنظر میرسید اما گیمارش کمتر از یک ساعت پس از شروع بازی، روی سانتری از تینو لیورامنتو، با ضربهسر یک گل برای نیوکاسل جبران کرد.
این گل جرقهی یک بازگشت پرشور برای نیوکاسل بود. گیمارش با هر تکل تماشاگران را به جوش میآورد، تونالی با وجود شانهی آسیبدیده بازی را ادامه میداد و ورزشگاه غرق در شوری دیوانهوار شده بود.
ناگهان و با وجود اینکه نیوکاسل جوئلینتون را هم بهخاطر مصدومیت جدی کشاله از دست داد، این لیورپول بود که بهسختی دفاع میکرد. با دو دقیقه مانده تا پایان وقت قانونی، تعویضی نیوکاسل، ویل اوسولا، روی یک پاس بلند جلو دوید و توپ را از آلیسون رد کرد. «ارتش تون» ۱۰ نفره بازی را ۲-۲ کرد!
خوشحالی و صدا و هیجان در سکوها بیحد و حصر بود و درحالیکه جمعیت آمادهی جشن گرفتن تساویای بود که مزهی انتقام و پیروزی شیرینی میداد، تعویضی ۱۶ سالهی لیورپول، ریو نگوموها، یک حملهی هماهنگ را با خونسردی کامل به گل پیروزی این تیم بدل کرد.
بعد از آنهمه رنجی که نیوکاسل کشیده بود، این پایان بیشازحد بیرحمانه بهنظر میرسید. درد تمامی تیم و هواداران آنها را فقط «عاشقان طردشده» و دلشکسته میفهمند!
شبی که با همهی خوبیها و بدیهایش فراموشنشدنی شد! زمانیکه ما بهطور زنده در برابر چشمانمان شاهد یکی از بزرگترین سرقتهای تاریخ لیگ برتر بودیم!