‌ماس‌مونومنتال شبی تماشایی را پشت سر گذاشت. هوای سرد بوئنوس آیرس به استخوان‌ها می‌رسید و گرمای نمایش لا پولگا، آن را خنثی می‌کرد. صعود ما به جام جهانی قطعی شده، با این حال گرسنگی در تیم برای برد و گلزنی بیشتر، همچنان زنده است حتی با نقش‌های متفاوتی از بازیکنان که امشب طور دیگری درخشیدند، مثل لئاندرو پاردس. فرم خوب بازی او در دو هفته‌ی گذشته حتی به بوکایِ بحران‌زده‌ی روسو هم کمک کرد. او امشب نقشی آزادی داشت و در فرم ۲-۲-۲-۴ شناوری که داشتیم، توانست بیش از گذشته در میانه زمین نقش کلیدی ایفاء کند. اگرچه در ابتدای بازی، چندین مرتبه صاحب موقعیت شدیم اما قدر نداستیم، سرانجام دقیقه‌ی ۳۹، لحظه‌ی مهم فرا رسید. پاردس با ارسالی دیدنی برای آلوارز، مدافعان ونزوئلا را از دور خارج و خولیان با کنترل خوبش، توپ را برای اسطوره مسی آماده ساخت تا لئو با ضربه‌ی چیپ خود، در ۷۲مین بازی‌اش در مقدماتی جام جهانی، دروازه رومو را باز کند. این بازی او را به رکورد ایوان هرتادو در بیشترین بازی در رقابت‌های مقدماتی جام جهانی در منطقه‌ی آمریکای جنوبی رساند. آلوارز در این بازی همه کار کرد فقط برای اینکه کاپیتان مسی گل بزند، تا جایی که همانند یک هافبک بازی کرد و وینگر راست شد، فقط برای اینکه فضا را برای مسی در جلو باز کند. یکی از دلایل موفقیت اسطوره با تیم ملی در ۴ سال گذشته، همین سیستمی است که در آن بازی می‌کند و سربازان جوان‌تر همه چیز را برای رهبرشان فدا می‌کنند. نیمه‌ی‌ دوم متفاوت‌تر هم دنبال شد. نیکو گونزالس به‌جای ماستانتونو به بازی آمد و جریان بازی هم تغییراتی داشت. نیکو با وجود این‌که تمام‌کنندگی بسیار ضعیفی دارد، در ایجاد فضا و همچنین جایگیری‌ها، بسیار مورد اعتماد اسکالونی بوده. کسی که با دوندگی، به تیم سرعت می‌دهد و توازن میان مهره‌ها را به وجود می‌آورد. دقیقه‌ی ۷۶، زمانی که اسطوره مسی بازی را از میانه میدان آغاز و توپ را برای نیکو فرستاد، و سپس لائوتارو تا با ضربه‌ی سرش گل دوم تیم را به ثمر رساند و بالاتر از مارادونای فقید، پنجمین گلزن برتر آلبی‌سلسته لقب بگیرد. چهار دقیقه‌ی بعد، through in دیدنی دی‌پائول برای تیاگو آلمادا به نیم‌فضای سمت راست و دید خوبی تیاگو و حضور به موقع کاپیتان، گل سوم را برای ۳۸ امتیازی شدن در این رقابت‌ها، به ارمغان آورد. درک بازی تیاگو که لئو با وجود بازی‌های نه چندان زیادی که کنار هم بوده‌اند، روی این گل فوق‌العاده بود و حال، اسطوره مسی با ۸ گل در منطقه، بالاتر از دیاز ۷ گله ایستاده است. تیم امشب هم یک مسترکلاس داشت و به‌زودی باید برای حضور در جام جهانی ۲۰۲۶ آماده شود. هر تیمی در مقاطع مختلف هم لحظات خوبی دارد و هم لحظاتی نه چندان خوب، اما تیم‌ اسکالونی با برنامه A (آرژانتین)، برنامه P (پوتررو)، برنامه I (امپرونتا - بداهه‌پردازی)، برنامه C (خلاقیت)، برنامه E (انگانچه‌ها - بازیکنان پست ۱۰)، برنامه H (انسان‌ها)، برنامه B (خوب‌ها) بازی می‌کند که همگی عناصر سبک «لا نوئسترا» بودند. حتی ماستانتونو در نخستین بازی فیکس خود تلاش می‌کرد ریتم پاس دادن تیم را تغییر دهد و موفق هم بود، چرا که آرژانتین وقتی در آینه نگاه می‌کند خود را می‌شناسد. همانطور که افسانه‌ها عبرت‌هایی دارند، فوتبال آرژانتین هر سه یا چهار ماه یک بار تأملاتی درباره معنای دور شدن از بازی‌ای که با هوش مصنوعی بازتولید می‌شود و بازی‌ای که انسان‌ها با شهود، سادگی، نگاه‌ها و حرکات انجام می‌دهند، به ما ارائه می‌دهد. به همین دلیل است درک جزئیاتی که در هر ۱۲۰ روز یک بار دور هم جمع شدن برای بازی کردن نیاز داریم، بسیار مهم است. در این مورد مشخصاً هنر اسکالونی را می‌بینیم. تیم اسکالونی آن درک جزئیات را پرورش داده. ما نیازی نداریم هر هفته تیم‌مان را بازی کند تا بفهمیم که چقدر متفاوت هستیم، ما به سبک خودمان و بدون تلاش برای تقلید از فرهنگ‌های فوتبالی دیگر، بازگشته‌ایم. آرژانتین به هر تیمی در جهان درس می‌دهد و چیزی که در تیم بیشتر از همه دوست دارم این است که بی‌فکر و صرفاً برای گلزنی بازی نمی‌کنیم، برای فشار آوردن به حریف نمی‌دویم، فوتبال‌مان را در ماجراجویی‌ روی کرنرها توجیه نمی‌کنیم یا عمداً توپ را به گوشه‌ای نمی‌زنیم تا برای بالا بردن فشار فضاها را عوض کنیم. ما با اسکالونی به همه تیم‌ها یاد می‌دهیم فوتبال می‌کنیم، نه راگبی. وامووووووووس آرژانتین.????