طرفداری | خوزه مانوئل مورنو (José Manuel Moreno) زاده سوم اوت 1916 در شهر بوینوس آیرس آرژانتین است. او در پستهای مهاجم دوم، هافبک نفوذی و وینگر راست بازی میکرد. پدر خوزه، افسر پلیس بازنشستهای بود که با شرایط مالی ضعیفی، فرزندانش را بزرگ کرد. پدر خوزه، علاقه زیادی به او داشت و شنبهها، همانند یک دوست همسن و سال، با فرزندش به کلوبهای شبانه و یکشنبهها به استادیوم میرفت. رفتن به استادیوم به همراه پدر، خوزه را به فوتبال علاقهمند کرد؛ او از کودکی طرفدار سفت و سخت بوکاجونیورز بود و آرزو داشت تا یک روزی با پیراهن این باشگاه دیده شود. در جوانی، خوزه مشغول به کار در خشکشویی خاصی بود که بیشتر به ملوانان خارجی سرویس میرساند. مورنو برای خریدن کفش فوتبال، پسانداز چندین ماهه خود را خرج کرد و راهی تستهای فنی تیمهای پایه بوکاجونیورز شد. حضور در تستهای باشگاه بوکاجونیورز به عقد قرارداد با این باشگاه منجر نشد زیرا روحیه سرکش مورنو، مورد توجه مربیان این باشگاه قرار نگرفت. مورنو که در دیدار آزمایشی برای بوکا، دو گل زده بود، از این تصمیم برآشفت و قسم خورد تا روزی، آنها را از این تصمیم، پشیمان کند.

پس از شرکت در چند مسابقه بوکس، بینی شکسته، تنها آورده مورنو بود. او در سال 1935، در یکی از اردوهای ریورپلاته حضور یافت و به قصد انتقام از باشگاه محبوب کودکیاش یعنی بوکاجونیورز، آنقدر درخشید تا تیم رقیب، او را به سرعت به تیم اصلی خود اضافه کند. خیلی زود مورنو، بازیکن مهمی در ترکیب تیمش شد و پس از ثبت 20 بازی و شش گل در نخستین فصل، در قواره یک ستاره برای ریورپلاته عمل کرد. او در فصول بعدی خود به آمارهای 34 بازی و 23 گل در فصل 1936، 34 بازی و 33 گل در فصل 1937، 31 بازی و 24 گل در فصل 1938، 26 بازی و 21 گل در فصل 1939، 33 بازی و 16 گل در فصل 1940، 32 بازی و 14 گل در فصل 1941، 32 بازی و 11 گل در فصل 1942، 23 بازی و هفت گل در فصل 1943 و شش بازی و چهار گل در فصل 1944 رسید. مورنو یکی از اعضای پنجنفره معروف ریورپلاته بود که به «لا ماکینا» معروف شد، نقشی بسیار مهم داشت و با قدرت پابهتوپ خود، از همان خطوط عقب، توپ را به محوطه جریمه حریف میرساند و ریتم بازی تیم را تنظیم میکرد. زندگی شبانه مورنو و حضورش در کلوبهای مختلف شهر، او را به بازیکنی نامحبوب برای مربیان و محبوب برای عامه مردم تبدیل میکرد. مورنو، روحیه سرکشی داشت و نمیتوانست تا از زندگی شبانه خود دوری گزیند؛ او هر شب در کلوبها، بیشتر از آن که به فکر تمرین فردایش باشد، مشغول رقص تانگو و نوشیدن الکل بود.
شیکپوشها (اشاره به مربیان فوتبال) از تانگو و ریتم موسیقی چه میدانند؟ همیشه به زندگی شبانه من انتقاد میشود اما میدانید رقص تانگو برای فوتبالیستها چه فوایدی دارد؟ یادگیری ریتم برای هماهنگی حرکات، تنظیم موقعیت بدن و تمرین کمر و شکم، چیزهایی هستند که من در زندگی شبانه آموختم و در فوتبال به نمایش گذاشتم. یک بار تصمیم گرفتم تا خودم را کنترل کنم و در ادامه، شبها زود خوابیدم، تنها نوشیدنیام، شیر بود و استراحت بیشتری کردم اما نتیجه آن، حال بدم در بازی برابر ایندیپندنته بود. من به سبک زندگی سالم عادت نداشتم و به شدت بد بازی کردم.

ادامه اختلاف مورنو با کادر فنی ریورپلاته به دلیل سبک بازی «فردگرایانه»، باعث شد تا این بازیکن در سال 1944 راهی فوتبال مکزیک و باشگاه رئال فوتبال اسپانای این کشور شود. او در باشگاه مکزیکی با خوشگذرانی دیگر به نام لوئیس هویوس که فوتبالیست قابلی در این کشور بود، صمیمی شد تا بساط مهمانیهای شبانهاش در کشور غریبه نیز به خطر نیفتد. مورنو در مکزیک به لقب «El Charro» به معنی «گاوچران» رسید زیرا همانند گاوچرانهای مکزیکی، شجاعت و جسارت داشت و در زمین میدرخشید. حاصل دو فصل همکاری مورنو با رئال فوتبال، 21 بازی و 10 گل در فصل 45-1944 و 20 بازی و چهار گل در فصل 46-1945 بود. او در مکزیک به عنوان قهرمانی لیگ رسید تا همچنان تضمینی برای قهرمانی در لیگ فوتبال یک کشور باشد. این بازیکن در سال 1946، هوای وطن کرد و به ریورپلاته بازگشت تا دوباره در میانه میدان این باشگاه، پادشاهی کند. در بازگشت به ریورپلاته، این بازیکن با آلفردو دی استفانو همبازی شد و او را تحت تأثیر قرار داد. دی استفانو اعتقاد داشت که فوتبال، برای مورنو ساخته شده است. مورنو در بازگشت به ریورپلاته، آمارهای 14 بازی و هشت گل در فصل 1946، 31 بازی و 10 گل در فصل 1947 و 24 بازی و شش گل در فصل 1948 را به ثبت رساند. افتخارات مورنو در دو مقطع همکاریاش با ریورپلاته، شش قهرمانی لیگ برتر آرژانتین، چهار قهرمانی کوپا آلدائو، سه قهرمانی کوپا ایبارگورن، یک قهرمانی کوپا آدریان سی اسکوبار و یک نایب قهرمانی مسابقات قهرمانی آمریکای جنوبی بود.

در میان اعتصاب بزرگ فوتبالیستهای آرژانتینی در سال 1948، این بازیکن با 450 هزار پزو راهی یونیورسیداد کاتولیکای شیلی شد. او در 22 بازی برای این باشگاه شیلیایی، هشت گل زد و قهرمانی در این کشور را نیز تجربه کرد. در سال 1950، اتفاق غیرقابل پیشبینی رخ داد و مورنو، پیشنهاد خوبی را از باشگاه محبوب دوران جوانی خود یعنی بوکاجونیورز دریافت کرد. مورنو که هرگز عشق خود به بوکاجونیورز را انکار نکرده بود، پس از فروکش کردن عطش انتقام، پیراهن تیم محبوبش را پوشید و در 23 بازی برای آنها، هفت گل زد. بازگشت به یونیورسیداد کاتولیکای شیلی با آمار 12 بازی و دو گل، انتقال به دفنسور اروگوئه و ثبت آمار 14 بازی و سه گل و حضور در فروی آرژانتین با آمار 15 بازی و یک گل، تجربیات بعدی این بازیکن در فوتبالش بود. پس از این تجربیات، مورنو راهی کلمبیا و باشگاه ایندیپندنته مدلین شد تا آمارهای 12 بازی و سه گل در فصل 1954، 15 بازی و سه گل در فصل 1955 و 15 بازی و شش گل در فصل 1956 را به ثبت برساند. او در سال 1956، از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و مدتی بعد، سرمربی آخرین باشگاهش یعنی ایندیپندنته مدلین شد. در یکی از مسابقات باشگاه کلمبیایی برابر بوکاجونیورز، شاگردان مورنو، آنقدر ضعیف کار کردند تا واکنش مربیشان، بازگشت به فوتبال با نظر خودش باشد. مورنو، لباسهای ورزشی را پوشید و به زمین بازی آمد؛ او دو گل زد و سپس در سه بازی دیگر برای تیمش به میدان رفت. از سال 1961 به بعد، دیگر مورنو در زمین چمن دیده نشد.

نخستین بازی ملی این بازیکن برای تیم ملی آرژانتین، دیدار این کشور برابر برزیل در سال 1939 بود که با بریس این بازیکن همراه شد. پس از بریس برابر پرو و گلزنی برابر اکوادور در چهار بازی کوپا آمریکای 1941، این بازیکن یکی از بازیکنان ثابت آرژانتین در کوپا آمریکای 1942 بود. او در این تورنمنت، پنج گل برابر اکوادور و دو گل برابر پرو زد تا در شش مسابقه خود، عملکرد قابل قبولی را داشته باشد. او در کوپا آمریکای 1947 نیز حضور داشت و دروازه پاراگوئه، پرو و اکوادور را باز کرد. مورنو سابقه دو قهرمانی در کوپا آمریکا را دارد. دیدار برابر اروگوئه در کوپا آمریکای 1947، آخرین بازی ملی این بازیکن بود. او رده ملی را با 34 بازی و 15 گل به پایان رساند. او یکی از بازیکنانی بود که توسط اهالی فوتبال آرژانتین به «بازیکن کامل» ملقب بود زیرا از میانه میدان، پس از دریافت توپ، آنقدر با توپ پیشروی میکرد تا گل یا پاس گل، حاصل کارش شود. او در تاریخ 26 اوت 1978، در سن 62 سالگی به دلیل نارسایی قلبی، دار فانی را وداع گفت.

