استقلالِ در بازی دیشب از همانجایی ضربه خورد که در چند بازی اخیر ضربه خورده و حتی خوش شانس بود که سامان فلاح توپ را از روی خط دروازه برگرداند.علیرغم پیشرفت در فاز تهاجمی ، حتی در مقابل تیمهای دسته دومی هم ضعف نشان داده و این ضعف را بر طرف ننموده.در واقع استقلال فعلی در فاز دفاعی دچار گسست بین خطوط است؛ بهویژه لحظهٔ از دستدادن توپ، خط هافبک پوشش لازم را نمیدهد و بین مدافعان مرکزی و هافبک دفاعی «حفرهٔ عمقی» ایجاد میشود.

در این وضعیت، مدافعان بهجای فشردگی عمقی، بهصورت فردی جلو میزنند و چون یارگیری سازمانیافتهای وجود ندارد، مهاجمینِ بین خطوط آزاد میمانند.

در دوران نکونام و حتی در دوره اول ساپینتو، ساختار ۴-۱-۴-۱ یا ۴-۲-۳-۱ با چرخش منظم هافبک دفاعی اجازه نمیداد این خلأ شکل بگیرد؛ تیم با بلوک فشرده، توپ را مجبور به رفتن به کنارهها میکرد. در واقع نکونام به خوبی می توانست از بازیکنانی چون حامدی فر یا سعید مهری در بخش هافبک دفاعی استفاده کند.

در غیاب چشمی معمولاً بازیکن جایگزین در «پوشش نیمفضا» و بستن مسیر پاس اول رقبا تأخیر دارد؛ همین تأخیر باعث میشود مدافعان مجبور به خروج از پست و ایجاد رهاشدگی شوند.حضور روزبه چشمی معمولاً نظم را برمیگرداند؛ او با هوش موقعیتی و زمانبندی تکل، هم پاسهای عمقی را قطع میکند و هم اجازه نفوذ بین خطوط را کاهش میدهد و یارگیری دومرحلهای را رهبری میکند.


تفاوت اصلی این است که استقلالِ فعلی فاقد «اصول دفاع منطقهای + پرس دفاعی و یارگیری» است، اما در زمان نکونام و در بازیهایی که چشمی حضور دارد، تیم مرکز را قفل میکند و مدافعان کمتر مجبور به خروجهای پرریسک و ایجاد حفره میشوند. در دوره حضور کوتاه مدت همکاری سهراب و جباری نیز تیم استقلال از سامان یافتگی دفاعی خوبی برخوردار بود. این نقاط ضعف در صورت برطرف نشدن در بازی آخر با المحرق و در دیدار دربی بلای جان استقلال خواهد شد.