طرفداری | بگذاریم تاریخ قضاوت کند!
هشتم آذر ۱۴۰۱، ورزشگاه الثمامه دوحه؛ روزی که ایران و آمریکا بعد از بیستوچهار سال دوباره روبهروی هم ایستادند؛ بار اول به جام جهانی ۱۹۹۸ برمیگشت؛ جایی که ایران و آمریکا برای اولین بار در فرانسه به مصاف هم رفتند و ایرانی ها در ورزشگاه لیون با نتیجه 2-1 پیروز شدند. آن زمان مسائل سیاسی موجود به مراسم قبل از بازی رخنه کرد. ایران، تیم تعیینشده میهمان، از رعایت پروتکل استاندارد فیفا برای دست دادن به بازیکنان آمریکایی قبل از شروع بازی خودداری کرد. این نقطه اشتعال بالقوه، به طرز ماهرانهای توسط داور سوئیسی، اورس مایر، خنثی شد و او پیشنهاد کرد که دو تیم برای یک عکس تیمی مشترک ژست بگیرند. بازیکنان ایران که به بازیکنان آمریکایی دستههای گل رز سفید برای نماد صلح هدیه میدادند با خوشحالی از این کار پیروی کردند و با همتایان آمریکایی خود دست به دست کردند.
❗️
اینبار هم پس از ۲۴ سال دوباره بازی ایران و آمریکا فقط یک مسابقهی فوتبال نبود؛ نوزادی که در سال ۱۹۹۸ بهدنیا آمده، اکنون مدرک کارشناسی ارشد خود را نیز اخذ میکند و هنوز چیزی در جو حاکم بر بازی ایران - آمریکا تغییری نکرده است. این مسابقه متاسفانه/خوشبختانه فقط یک مسابقه فوتبال نبود؛ بلکه یک رویداد سنگین، پرفشار و گرهخورده به حالوهوای ملتهب آن روزها بود بهطوری که سیاسیترین بازی جام جهانی ۲۰۲۲ لقب گرفت؛ حتی اگر در ظاهر، همه تلاش میکردند وانمود کنند فوتبال از همه چیز جداست.
شرایط جدول؛ ساده اما بیرحم
تا قبل از آخرین بازی گروه B، همهچیز برای تیم ملی ایران مهیا به نظر میرسید:
- انگلیس ۴ امتیاز
- ایران ۳ امتیاز
- آمریکا ۲ امتیاز
- ولز ۱ امتیاز
ایران فقط کافی بود نباختن را انتخاب کند تا برای اولینبار در تاریخ، از گروهش صعود کند. در ۹ سناریوی ممکن، ۵ سناریو به صعود منتهی میشد، حتی یک حالت هم وجود داشت که شاگردان کارلوس کیروش میتوانستند با تفاضل گل بالا بروند. اما فوتبال همانقدر که ساده است، بیرحم هم هست.
بازیای که فشار آن از قاب تلویزیون هم عبور میکرد
بهنظر میآمد شاگردان کارلوس کیروش با روحیهی بالا از برد شیرین مقابل ولز وارد زمین شدند، اما نه از آن اتحاد همیشگی خبری بود، نه از آن انرژی انفجاری. بازیکنان در ورودی زمین تشویق شدند، «ایران، ایران» در الثمامه پیچید، اما هیچکس واقعاً نمیدانست مردم آن روزها چقدر هنوز دل در گروی فوتبال داشتند. روزهایی که سنگینیشان در هوای همان ورزشگاه هم قابل حس بود. بازیکنان در حلقهی اتحاد، همقسم شدند. علیرضا بیرانوند که با محافظ صورت برگشته بود، بدون ماسک وارد زمین شد. اما همهٔ این تصاویر فقط ظاهر بودند؛ در عمل، تیم ملی چیزی را کم داشت… چیزی که نمیشد با تاکتیک پنهانش کرد.
گل پولیشیچ؛ ضربهای سنگینتر از یک نتیجه
دقیقه ۳۹، نفوذ سمت راست از سرجینیو دست، بازیکن وقت آث میلان، پاس عرضی و کریستین پولیشیچ، بازیکن فعلی آث میلان که با همهٔ سرعتش به توپ رسید و دروازهٔ ایران را باز کرد. کاپیتان آمریکا در همان لحظه با بیرانوند برخورد کرد و مصدوم شد؛ صحنه در نگاه اول طوری دردناک بود که آمریکاییها حتی شادی هم نکردند. سیستم صوتی ورزشگاه هم چند ثانیه تأخیر داشت… انگار گل هم نمیخواست اعلام شود. اما ثبت شد و همان یک گل کافی بود.
ایران برگشت؟ خیر، برگشتی در کار نبود. نه تاکتیکها اجازه میداد و نه تمرکز لازم وجود داشت. حقیقت این بود که تیم ملی آن شب، تحت شدیدترین فشار ممکن بود و این فشار در لحظههای مهم کار دستش داد.
هم کریستین پولیشیچ روی زمین است و هم علیرضا بیرانوند؛ نظر شما چیست؟
وقتی نزدیکترین فرصت تاریخ، از دست رفت
بازی با شکست ۱-۰ ایران تمام شد و یوزها از جام جهانی کنار رفتند. صبر کنید، یوزها؟ آیا آنها در قطر ۲۰۲۲ واقعا شمایل یوز ایرانی را داشتند؟ بههرحال شکست خوردند و شاید تلختر از شکست، این بود که اینبار مردم بیشتر از همیشه حس میکردند چیزی کم است. در کشوری که آن روزها در بهترین شرایطش نبود و در جامعهای که حال عمومیش نابسامان بود، صعود تیم ملی میتوانست، حتی شده موقتی، کمی از سنگینی هوا کم کند. میتوانست دوباره محبوبیت بسازد، دوباره رابطهای ترمیم کند. اما نه آن نمایش در زمین کافی بود، نه آن تمرکز… .
و تیم ملی چهار سال دیگر منتظر ماند تا دوباره برای رؤیای صعود بجنگد.

سه سال بعد… هنوز همان حس تلخ باقی مانده
امروز که سه سال گذشته، وقتی بازی ایران و آمریکا را مرور میکنیم، دوباره بهتر درک میکنیم که نتیجه فقط یک باخت ساده نبود؛ بلکه نمادی از نزدیکترین فرصتِ ازدسترفتهی فوتبال ایران بود. فرصتی که شاید اگر کمی بهتر مدیریت میشد، حالا روایت ما از تاریخ جام جهانی چیز دیگری بود.
خلاصه بازی ایران 0-1 آمریکا (جام جهانی 2022)