زندگینامه عرفانی سلطان سلیم عثمانی ملقب به سلطان العارفین:
https://www.tarafdari.com/node/2700811
---
تجلیِ سلطانی
به شامِ کین، رُخت ار تابد، آفتابِ حَشر
شهابِ ثاقب و انوارِ ماهتاب لازم نیست
در این ریاض که پُر گشته از سپاهِ گلان
به تیغِ جِلوه، گُل چیدن، انتخاب لازم نیست
عدو به وهمِ خود ار بافد آن طنابِ جفا
سَری که شوقِ تبر دارد، طناب لازم نیست
شکست صولتِ بغض و، بشست لوحِ جگر
به غسلِ مَردمِ بیدل، دگر که آب لازم نیست
کجاست مَسکنِ خورشید؟ پرسش از که کنی؟
بدیهه را که عیان است، جواب لازم نیست
ز قیدِ بَند و برون آ و، بزمِ خاک ببین
جمالِ پادشهان را، نقاب و قاب لازم نیست
بِخوان سرودِ ظفر را، سلیمی از دلِ خون
که مستِ بادهی حق را، شرابِ ناب لازم نیست
« سلطان یاووز سلیم »