معرفی کوتاه:
فیلم Whiplash محصول ۲۰۱۴ به کارگردانی Damien Chazelle است. داستان دربارهی یک دانشجوی جوان موسیقی است که زیر نظر استادی سختگیر و بی رحم آموزش میبیند. بازی درخشان J. K. Simmons برای این فیلم اسکار گرفت و اثر را به یکی از ماندگارترین درام های دهه تبدیل کرد.
⚠️ هشدار اسپویل: سعی شده جزئیات حساس داستان فاش نشود. برای تجربه کامل، اول فیلم را ببینید!
فیلم Whiplash فقط دربارهی موسیقی جَز نیست. دربارهی اینه که آدم تا کجا حاضره بره تا «معمولی» نباشه.
اندرو یه پسر با استعداده که فقط یه چیز میخواد: بزرگ بشه. نه بزرگ معمولی. افسانهای.
بعد میخوره به فلچر؛ استادی که انگار از دل کابوس اومده. بازی خیرهکنندهی j. K. Simmons فلچر رو تبدیل میکنه به یه طوفان انسانی. داد میزنه، تحقیر میکنه، پرت میکنه، میشکنه… ولی با یه منطق خطرناک:
«یا نابغه شو، یا برو کنار.»
اینجا سؤال فیلم شروع میشه.
آیا فشار، آدم رو میسازه؟
یا لهش میکنه؟
اندرو (با بازی Miles Teller) کمکم تبدیل میشه به کسی که حتی به خودش هم رحم نمیکنه. دستاش خون میاد، رابطشو قطع میکنه، خواب نداره. فقط تمرین. فقط ضرب. فقط رسیدن.
فیلم یه تصویر عجیب نشون میده:
موسیقی که باید آزاد و رها باشه، تبدیل میشه به میدان جنگ. درام زدن دیگه هنر نیست؛ دوئل اعصابه. هر نت مثل گلوله ست.
و اون صحنهی آخر…
یه اجرای انفجاری که نمیدونی باید براش کف بزنی یا نگران باشی.
اندرو کنترل رو میگیره. فلچر نگاه میکنه. یه لبخند کوتاه.
پیروزیه؟
یا شروع یه وابستگی خطرناک به تأیید؟
این فیلم دربارهی یه استاد بدجنس ساده نیست. درباره ی اون صداییه که توی سر خیلی از ماست:
«کافی نیستی. بیشتر. سریعتر. بهتر.»
Whiplash میپرسه:
آیا ارزشش رو داره برای درخشش، آرامشتو قربانی کنی؟
و یه جواب قطعی نمیده. فقط نشون میده بعضیها حاضرن بهای سنگینی بدن.
شاید ترسناکترین بخش فیلم اینه که فلچر فقط بیرون ما نیست.گاهی خودمون فلچر خودمونیم. و اینجاست که فیلم از یه داستان موسیقی، تبدیل میشه به آینه ای برای جاهطلبی های خودمون.