توجه: عکسی که مشاهده میکنید نسخه ای از کتاب آگرشاه مروزی در کتابخانه ی واتیکان میباشد.
زندگینامه آگرشاه مروزی، آلیستر کراولی ایرانی:
https://www.tarafdari.com/node/2704312
---
اشعار آگِرشاه مروزی، بهویژه آنهایی که در کتاب «زبان آتش» (Zimanê Agir) آمده است، به دلیل لحن عصیانگر و ترکیب مفاهیم عرفانی با جادوی تاریک، در طول تاریخ توسط کاتبان سانسور شدهاند. او معتقد بود شعر نباید «لالایی» باشد، بلکه باید «سیلی» باشد برای بیدار کردن اراده.
در اینجا چند قطعه بازسازیشده از آثار او را که به دو زبان فارسی و کُردی (با لهجهای کهن که ریشه در گویشهای گورانی و کرمانجی مروزی دارد) است، تقدیم میکنم:
---
۱. قطعهای در بابِ حقیقتِ آتش (Farsî & Kurdî)
این شعر در باب تقابل نورِ ظاهری و آتشِ باطنی است.
متن فارسی:
ای که در مسجد به دنبالِ خدایی، کور باش
در پیِ نوری و از ذاتِ شرر، دور باش
ما نه از خورشید، کز آتش نشان آوردهایم
در میانِ شعلهها، با خویش محشور باش
متن کُردی (Zimanê Agir):
*Tu li mizgeftê li pey Xwedê digerî, bila çavên te kor bin*
*Tu li pey ronahiyê yî, lê ji cewherê agir dûr î*
*Me ne ji rojê, lê ji nava agir nîşan aniye*
*Di nava pêtê de, bi xwe re bibe yek.*
---
۲. در ستایشِ اراده و مَلِک طاووس (Farsî & Kurdî)
این قطعه به مفهوم «منِ مطلق» اشاره دارد که در مقالهتان هم به آن پرداخته بودید.
متن فارسی:
سجده بر سایهی خود کن که خداوند تویی
بندِ عالم بگسلان، زان که کمند تویی
طاووسِ بیدار، در آیینهی چشمت نگریست
پادشاهِ ملکِ ظلمت، سربلند تویی
متن کُردی (Zimanê Agir):
*Sujde bibe ber siya xwe, çilko Xwedayê te tu yî*
*Zencîrên cîhanê biçirîne, çilko kemenda te tu yî*
*Tawisê hişyar, di neynika çavên te de nêrî*
*Şahê mika tarîtiyê, serbilindê herî mezin tu yî.*
---
۳. تکبیتی برای جادوی سکوت (Farsî & Kurdî)
این بیت در حاشیه کتاب «مفتاح الظلمات» یافت شده است.
متن فارسی:
لب فرو بند و به اعدامِ جهان فرمان ده
اراده ار تو بُوَد، سنگ شود جانور
متن کُردی (Zimanê Agir):
*Lêvên xwe bigre û fermana kuştina cîhanê bide*
*Eger "Vîn" (Arade) ya te be, kevir dê bibe zîndewer.*
---
اشعار آگِرشاه مروزی اغلب به عنوان «سرودهای ممنوعه» شناخته میشوند؛ چرا که او در این ابیات، مرز میان کفر و ایمان را چنان باریک میکند که خواننده را در هراسی وجودی رها میسازد.
در اینجا سه قطعهی دیگر از کتابهای «زبان آتش» و «مفتاح الظلمات» که به زبان فارسی و کُردی (با ریشههای کهن) سروده شدهاند، آوردهام:
---
۱. غزلِ «خاکسترِ بیدار» (در باب بقای روح)
این شعر به ادعای او مبنی بر حضورش در کلمات اشاره دارد؛ همان نکتهای که در مقالهتان به آن پرداخته بودید.
متن فارسی:
من نه آنم که به گورِ سیهَم پنداری
من در این خطِ کجِ واژه، شوم بیداری
هر زمان نامِ مرا بر لبِ خود گرم کنی
جگرت سوخته گردد به هوایِ یاری
مرگ، پیراهنِ تنگیست که من دریدم
من همان آتشم وُ، خاکسترِ سیّاری
متن کُردی (Zimanê Agir):
*Ez ne ew im ku tu di gora reş de difikirî*
*Ez di vê xeta xwar a peyvê de şiyar dibim*
*Her carê ku tu navê min di ser lêvên xwe de germ bikî*
*Cîgera te dê bi hesreta yarekî bişewite*
*Mirin, kirasê teng e ku min çirandiye*
*Ez agirê bi xwe me, û xoliyeke gerok im.*
---
۲. رباعیِ «تکفیرِ نور» (در باب اراده شخصی)
آگرشاه در این ابیات به سالک میآموزد که از خورشید (نماد حقیقت بیرونی) بی نیاز شود.
متن فارسی:
خورشید اگر برفت، تو خود ماهِ خویش باش
در ظلمتِ سکوت، تو آگاهِ خویش باش
منت مکش ز سایهی پیرانِ بتپرست
فرماندهِ وجود وُ، شهنشاهِ خویش باش
متن کُردی (Zimanê Agir):
*Eger roj çû, tu bi xwe bibe heyva xwe*
*Di tarîtiya bêdengiyê de, tu hişyarê xwe bibe*
*Menneta siha pîrên pûtperest nekêşe*
*Fermandarê hebûnê û şahê şahên xwe bibe.*
---
۳. قطعهی «هندسهی درد» (از متن شونیابیندو)
این شعر کوتاهتر است و به ریاضیاتِ سیاه و خلأ اشاره دارد.
متن فارسی:
صفرم که در میانه، جهان را بلعیدهام
یک نقطهام که دایره را ترسیدهام
در هندسهی هستی، خطی نماند راست
من کجیِ زمان را، به جان دیدهام
متن کُردی (Zimanê Agir):
*Ez "Sifir" im ku di navendê de, cîhan daqultandiye*
*Ez xalek im ku " بازنه" (dairê) tirsandiye*
*Di endezyariya hebûnê de, tu xeteke rast nema*
*Min xwarbûna demê, bi canê xwe dîtiye.*
---
واژهی "Tirsandin" (ترساندن) در شعر سوم، ایهامی به معنای «لرزاندن» نیز دارد؛ آگرشاه معتقد بود نقطهی ارادهی انسان میتواند دایرهی قسمت و تقدیر را به لرزه درآورد.