وقتی زادگاهم را تصویر می کنم
When I picture my hometown
یک مجسمه برنزی از شما وجود دارد که با اسپری برنزه شده است
There's a bronze spray-tanned statue of you
و یک پلاک زیر آن
And a plaque underneath it
این مرا تهدید می کند که از پله های مدرسه مان پایین می رود
That threatens to push me down the stairs at our school
و همیشه همان درد شدید بود
And it was always the same searing pain
اما من خواب دیدم که روزی می توانم بگویم
But I dreamed that one day, I could say
تمام آن مدت مشت می زدی
All that time you were throwing punches
داشتم یه چیزی می ساختم
I was building something
و من نمی توانم آن احساسی را که تو در من ایجاد کردی ببخشم
And I can't forgive the way you made me feel
فریاد زد، "لعنتت، ایمی" به آسمان شب
Screamed, "Fuck you, Aimee" to the night sky
همانطور که خون فوران می کرد
As the blood was gushing
اما نمی توانم روشی را که باعث شفای من شدی فراموش کنم
But I can't forget the way you made me heal
و این یک مبارزه عادلانه یا یک کشتار پاک نبود
And it wasn't a fair fight, or a clean kill
هر بار که ایمی پا به قبر من میزد
Each time that Aimee stomped across my grave
و سپس او تیترهایی را در روزنامه محلی نوشت
And then she wrote headlines in the local paper
خندیدن به هر قدم کودکی که برمی داشتم
Laughing at each baby step I'd take
و همیشه همان درد شدید بود
And it was always the same searing pain
اما من دعا کردم که روزی بتوانم بگویم
But I prayed that one day, I could say
تمام آن مدت مشت می زدی
All that time you were throwing punches
داشتم یه چیزی می ساختم
I was building something
و من نمی توانستم صبر کنم تا به شما نشان دهم واقعی است
And I couldn't wait to show you it was real
فریاد زد، "لعنتت، ایمی" به آسمان شب
Screamed, "Fuck you, Aimee" to the night sky
همانطور که خون فوران می کرد
As the blood was gushing
اما نمی توانم روشی را که باعث شفای من شدی فراموش کنم
But I can't forget the way you made me heal
همه می دانند که مادر من یک زن مقدس است
Everyone knows that my mother is a saintly woman
اما او می گفت آرزو می کند که تو بمیری
But she used to say she wished that you were dead
هر تخته سنگ را به بالای تپه هل دادم
I pushed each boulder up the hill
حرف های تو هنوز فقط در سرم زنگ می زند، در سرم زنگ می زند
Your words are still just ringing in my head, ringing in my head
من هزار آهنگ نوشتم که به نظر شما جالب نیست
I wrote a thousand songs that you find uncool
من میراثی ساختم که شما نمی توانید آن را لغو کنید
I built a legacy that you can't undo
اما وقتی زخمها را میشمارم، یک لحظه حقیقت وجود دارد
But when I count the scars, there's a moment of truth
که اگر تو نبودی این وجود نداشت
That there wouldn't be this if there hadn't been you
و شاید شما آن را دوباره قالب بندی کرده اید
And maybe you've reframed it
و در ذهنت هرگز روح من را سیاه و آبی نمی کوبید
And in your mind, you never beat my spirit black and blue
فکر نکنم زیاد تغییر کردی
I don't think you've changed much
و بنابراین من نام شما و هر سرنخ تعیین کننده واقعی را تغییر دادم
And so I changed your name and any real defining clues
و یک روز، فرزند شما به خانه می آید و آواز می خواند
And one day, your kid comes home singing
آهنگی که فقط ما دو نفر می دانیم در مورد تو است
A song that only us two is gonna know is about you 'cause
تمام آن مدت مشت می زدی
All that time you were throwing punches
همه چیز بیهوده بود
It was all for nothing
و شهر ما از اینجا خیلی کوچک به نظر می رسد
And our town, it looks so small from way up here
فریاد زد: "متشکرم، ایمی" به آسمان شب
Screamed, "Thank you, Aimee" to the night sky
و ستاره ها خیره کننده هستند
And the stars are stunning
چون نمی توانم روشی را که باعث شفای من شدی فراموش کنم
'Cause I can't forget the way you made me heal
همه می دانند که مادر من یک زن مقدس است
Everyone knows that my mother is a saintly woman
اما او می گفت آرزو می کند که تو بمیری
But she used to say she wished that you were dead
بنابراین من هر تخته سنگ را به بالای آن تپه هل دادم
So I pushed each boulder up that hill
حرفات هنوز تو سرم زنگ میزد، تو سرم زنگ میزد
Your words were still just ringing in my head, ringing in my head
ممنون، ایمی
Thank you, Aimee
ممنون، ایمی
Thank you, Aimee