ویدئو: تظاهرات مردم ژاپن برای جلوگیری از ملحق شدن این کشور به جنگ علیه ایران
ژاپن برخلاف برخی متحدان آمریکا، در قبال جنگ با ایران رویکردی محتاطانه و حتی فاصلهدار اتخاذ کرده؛ تصمیمی که فقط از سیاست خارجی نمیآید، بلکه ریشه در تاریخ، اقتصاد و فشار افکار عمومی دارد. در حالی که ترامپ تلاش کرده متحدانش را با خود همراه کند، توکیو ترجیح داده وارد یک جنگ پرهزینه و نامطمئن نشود.
درسهایی از جنگ آمریکا و ژاپن؛ وقتی واقعیت جنگ با غرور سیاسی برخورد میکند
چرا ژاپن یک کشور مستقل نیست بلکه مستعمره آمریکاست؟
یکی از مهمترین عوامل، وابستگی شدید ژاپن به انرژی وارداتی است. این کشور تقریباً تمام نفت خود را از خاورمیانه تأمین میکند و هرگونه ناامنی در مسیرهایی مثل تنگه هرمز مستقیماً اقتصادش را تهدید میکند. برخلاف آمریکا که تولیدکننده بزرگ نفت است، ژاپن در چنین بحرانی بیشتر آسیب میبیند تا اینکه منفعتی ببرد، بنابراین طبیعی است که بهجای تشدید تنش، بهدنبال کاهش آن باشد.
از سوی دیگر، افکار عمومی در ژاپن بهشدت ضدجنگ است. در روزهای اخیر، گزارشهایی از تجمعات اعتراضی در نزدیکی ساختمان کنگره ژاپن منتشر شده که در آنها شهروندان نسبت به هرگونه همراهی با جنگ هشدار دادهاند. حافظه تاریخی ژاپن - بهویژه تجربه بمباران اتمی - باعث شده جامعه نسبت به ورود به جنگهای جدید حساسیت بالایی داشته باشد.
در سطح سیاسی، هرچند دولت ژاپن روابط نزدیکی با واشنگتن دارد و نخستوزیر در بسیاری از موارد همسو با آمریکا عمل کرده، اما این همسویی مطلق نیست. حتی نزدیکی شخصی یا نمادین به آمریکا - مثلاً ادای احترام به سربازان آمریکایی مربوط به جنگ با ژاپن در مراسمهای مختلف - به معنای پذیرش بیچونوچرای هر سیاست جنگی نیست، بهویژه وقتی هزینههای داخلی آن بالا باشد.
عامل مهم دیگر، محدودیتهای قانونی و ساختاری است. قانون اساسی ژاپن استفاده از نیروی نظامی در جنگهای تهاجمی را محدود کرده است. هرچند در سالهای اخیر این تفسیر کمی تغییر کرده، اما هنوز هم ورود مستقیم به یک جنگ بزرگ خارجی با موانع حقوقی و سیاسی جدی روبهروست.
در کنار اینها، ژاپن تلاش کرده نقش یک میانجی بالقوه را حفظ کند. برخلاف برخی کشورها که کاملاً در یک طرف جنگ قرار گرفتهاند، توکیو سعی کرده کانالهای دیپلماتیک را باز نگه دارد. این رویکرد هم به نفع امنیت انرژیاش است و هم با تصویر بینالمللی ژاپن بهعنوان یک قدرت صلحگرا سازگارتر است.
در نهایت، تصمیم ژاپن را باید ترکیبی از «محاسبه اقتصادی»، «فشار اجتماعی» و «محدودیتهای ساختاری» دانست. حتی اگر دولت از نظر سیاسی به آمریکا نزدیک باشد، وقتی هزینههای جنگ برای جامعه بالا و منافع آن نامشخص باشد، فاصله گرفتن از آن نهتنها عجیب نیست، بلکه برای بسیاری از کشورها انتخابی منطقی به نظر میرسد.


