طرفداری | مشکل مردم با امیر قلعه نویی نیست؛ شاید مشکل امیر قلعه نویی با مردم است!
اظهارات علیرضا بیرانوند در دفاع از امیر قلعه نویی، بیش از آنکه به روشن شدن فضای پیرامون تیم ملی کمک کند، یک سوال قدیمی را دوباره زنده کرد؛ واقعا مشکل چه کسی با چه کسی است؟
بیرانوند گفته است اگر منتقدان مشکل خود را با امیر قلعه نویی حل نکنند، تیم ملی در جام ملتها آسیب خواهد دید. اما شاید بهتر باشد این سوال را از زاویه دیگری مطرح کنیم؛ آیا واقعا مردم، رسانهها و خبرنگاران با قلعه نویی مشکل دارند یا این امیر قلعه نویی است که سالهاست نمیخواهد صدای انتقاد را بشنود؟
هیچکس نمیتواند سابقه امیر قلعه نویی در فوتبال ایران را انکار کند. او یکی از پرافتخارترین مربیان فوتبال کشور است و سالها در سطح اول فوتبال ایران فعالیت کرده است. اما احترام به کارنامه گذشته به این معنا نیست که عملکرد امروز از نقد مصون باشد. فوتبال حرفهای با گذشته زندگی نمیکند؛ با نتایج امروز و چشمانداز فردا قضاوت میشود.
مساله اصلی منتقدان تیم ملی هرگز شخص امیر قلعه نویی نبوده است. کسی با نام او، با سابقه او یا با موفقیتهای گذشتهاش مشکلی ندارد. آنچه باعث اعتراض شده، عملکرد تیم ملی در مقاطع حساس، کیفیت فنی بازیها، نبود برنامه مشخص برای آینده و مهمتر از همه، نوع مواجهه سرمربی تیم ملی با انتقادهاست.
در تمام دنیا مربیان بزرگ شکست میخورند. از پپ گواردیولا گرفته تا کارلو آنچلوتی و یورگن کلوپ. تفاوت اما در نحوه پذیرش مسئولیت است. مربیان بزرگ میدانند که وقتی نتیجه مطلوب حاصل نمیشود، اولین نفری که باید پاسخگو باشد خود آنها هستند. گاهی توضیح میدهند، گاهی مسئولیت را میپذیرند و گاهی حتی از هواداران عذرخواهی میکنند. این نه نشانه ضعف، بلکه نشانه بلوغ حرفهای است.
اما در فوتبال ایران، هر بار که بحث عملکرد تیم ملی مطرح میشود، به نظر میرسد همه مقصر هستند جز سرمربی. یک روز داوری، یک روز شرایط مسابقه، یک روز رسانهها، یک روز فضای مجازی و روز دیگر منتقدان. در این میان اما کمتر دیدهایم که امیر قلعه نویی صریح و شفاف درباره اشتباهات خود صحبت کند یا مسئولیت ناکامیها را بر عهده بگیرد.
پس از حذف تیم ملی از جام جهانی، افکار عمومی انتظار داشت سرمربی تیم ملی درباره اشتباهات فنی، تصمیمات بحثبرانگیز و فرصت از دست رفته برای رسیدن به مرحله حذفی توضیح بدهد. اما آنچه بیشتر شنیده شد، مجموعهای از آمارها و اعداد بود؛ آماری که قرار بود ثابت کند شرایط آنقدرها هم بد نبوده است.
مشکل دقیقا از همینجا آغاز میشود. فوتبال برای مردم با امید به گل و درصد مالکیت تعریف نمیشود. مردم نتیجه را میبینند، کیفیت بازی را میبینند و روند پیشرفت یا پسرفت تیم را ارزیابی میکنند. آمار میتواند مکمل تحلیل باشد، اما هرگز جایگزین پاسخگویی نمیشود.
مردم از تیم ملی انتظار معجزه ندارند. هیچکس تضمین قهرمانی نمیخواهد. آنچه هواداران مطالبه میکنند، صداقت است. اگر تیم ملی خوب بازی نکرده، گفته شود خوب بازی نکرده است. اگر اشتباهی رخ داده، پذیرفته شود. اگر برنامهای برای آینده وجود دارد، شفاف اعلام شود. این حداقل انتظاری است که از سرمربی تیم ملی یک کشور وجود دارد.
موضوع دیگر، فاصلهای است که میان وعدهها و واقعیت شکل گرفته است. صحبت از جوانگرایی شد اما تیم ملی همچنان یکی از مسنترین ترکیبهای خود را حفظ کرد. صحبت از ساختن آینده شد اما نشانههای روشنی از این پروژه دیده نشد. صحبت از پیشرفت فنی شد اما در بسیاری از مسابقات، تیم ملی نه از نظر تاکتیکی و نه از نظر کیفیت بازی، نتوانست افکار عمومی را قانع کند.
در چنین شرایطی، طبیعی است که رسانهها سوال بپرسند. طبیعی است که خبرنگاران نقد کنند. وظیفه خبرنگار تشویق بیقیدوشرط نیست. وظیفه رسانه مطالبهگری است. اگر خبرنگاری درباره کیفیت فنی تیم ملی سؤال میکند، دشمن تیم ملی نیست. اگر رسانهای درباره تصمیمات سرمربی انتقاد میکند، علیه منافع ملی اقدام نکرده است. اتفاقا برعکس؛ رسانهای که سوال نپرسد و نقد نکند، به وظیفه خود عمل نکرده است.
تبدیل کردن هر انتقاد به دشمنی شخصی، بزرگترین آسیبی است که میتواند به فضای فوتبال وارد شود. منتقدان تیم ملی خواهان شکست این تیم نیستند. هیچ خبرنگاری از ناکامی تیم ملی سود نمیبرد. هیچ هواداری آرزوی حذف ایران را ندارد. همه موفقیت تیم ملی را میخواهند، اما موفقیت با نادیده گرفتن ضعفها به دست نمیآید.
اگر قرار است تیم ملی در جام ملتهای آینده موفق باشد، نخستین قدم این نیست که منتقدان ساکت شوند. نخستین قدم پذیرش واقعیتهاست. پذیرش اینکه تیم ملی ایراد دارد. پذیرش اینکه برخی وعدهها محقق نشدهاند. پذیرش اینکه سرمربی هم مانند هر فرد دیگری ممکن است اشتباه کند.
بنابراین مسئله امروز فوتبال ایران، مشکل داشتن مردم با امیر قلعه نویی نیست. مردم سالهاست که قهرمانیها و سابقه او را دیدهاند و برای آن احترام قائل هستند. مسئله این است که به نظر میرسد خود قلعه نویی هنوز نتوانسته با نقد کنار بیاید. هنوز حاضر نیست بخشی از مسئولیت نتایج ضعیف را شخصا بپذیرد و به افکار عمومی پاسخ بدهد.
جام ملتهای آسیا را نه خبرنگاران از دست میدهند و نه هواداران. مسئولیت مستقیم نتایج تیم ملی بر عهده کادر فنی و بازیکنان است. به همین دلیل نیز مطالبه اصلی مردم کاملا روشن است؛ کمتر گلایه از منتقدان و بیشتر پاسخگویی به عملکرد. کمتر پناه بردن به آمار و بیشتر پذیرش مسئولیت. فوتبال ایران بیش از هر چیز به صداقت نیاز دارد؛ صداقتی که با یک عذرخواهی ساده آغاز میشود.

