طرفداری| زیدان با وجود سه قهرمانی پیاپی در لیگ قهرمانان اروپا با رئال مادرید، همچنان یکی از مرموزترین مربیان فوتبال جهان محسوب میشود. حالا حضور او روی نیمکت فرانسه میتواند فرصتی باشد تا بالاخره مشخص شود موفقیتهای بزرگ او حاصل نبوغ تاکتیکی بوده یا توانایی منحصربهفردش در مدیریت ستارهها. این یادداشت به قلم جاناتان ویلسون برای گاردین، تلاش میکند به این سوال پاسخ دهد.
زیدان و فرانسه؛ دو معمای بزرگ در کنار یکدیگر
حتی در دوران بازی هم زینالدین زیدان بازیکنی بود که بهسادگی نمیشد او را شناخت یا رمزگشایی کرد. وقتی به مربیگری روی آورد، این فاصله و ابهام بیشتر هم شد. او با رئال مادرید سه بار متوالی قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد، اما حتی در اوج موفقیت نیز تصویری روشن از اینکه فوتبال موردنظرش دقیقاً چه ویژگیهایی دارد ارائه نکرد. حالا شاید عجیب نباشد که یکی از پیچیدهترین و اسرارآمیزترین تیمهای ملی جهان، یعنی فرانسه، قرار است زیر نظر یکی از مرموزترین مربیان فوتبال قرار بگیرد. تیم ملی فرانسه سرشار از استعداد است؛ به اندازهای که حتی تیم دوم این کشور نیز میتواند مدعی جدی قهرمانی در جام جهانی باشد. با این حال، فرانسه در دوران دیدیه دشان به سه فینال بزرگ رسید، اما همواره نوعی حس ناکامی و ناتمامبودن در عملکردش وجود داشت. این تیم پیشرفت میکرد، اما بهندرت تماشاگران را مجذوب خود میساخت؛ دستکم تا جام جهانی تابستان امسال که فرانسه با جسارت بیشتری حمله کرد و در نهایت در میانه میدان برابر اسپانیا گرفتار شد.
این دو داستان حالا در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. زیدان برای نخستین بار هدایت فرانسه را در دیدار لیگ ملتهای اروپا مقابل ترکیه بر عهده خواهد داشت؛ مربیای اسرارآمیز که قرار است تیمی پر از استعدادهای غیرقابلپیشبینی را هدایت کند. زیدان در ماه ژوئن و هنگام معرفی بهعنوان سرمربی جدید فرانسه، از بازگشت به تیم ملی بهعنوان اتفاقی یاد کرد که بیش از هر چیز دیگری میخواسته است. اکنون پس از سالها گمانهزنی درباره حضور او روی نیمکت خروسها، این انتظار سرانجام به واقعیت تبدیل شده است و نخستین مسابقات میتواند سرنخهایی درباره آنچه از زیدان بهعنوان مربی باید انتظار داشت ارائه کند.

سه قهرمانی متوالی در لیگ قهرمانان؛ اما زیدان واقعاً چه کرد؟
زیدان یکی از تنها پنج مربی تاریخ است که حداقل سه بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شده است. نام او در کنار باب پیزلی، پپ گواردیولا و لوئیز انریکه قرار میگیرد و تنها کارلو آنچلوتی بیش از او این جام را فتح کرده است. با این حال، زیدان تنها مربیای است که توانسته سه دوره متوالی قهرمان لیگ قهرمانان شود؛ رکوردی که بهخودیخود میتواند جایگاه هر مربیای را در میان بزرگان فوتبال تثبیت کند. با وجود این، هنوز افراد زیادی زیدان را در رده مربیان نخبه تاریخ فوتبال قرار نمیدهند. او در نخستین دوره حضورش در مادرید، علاوه بر سه قهرمانی اروپایی، تنها یک قهرمانی لالیگا به دست آورد و پنج روز پس از سومین قهرمانی اروپایی از سمت خود کنار رفت؛ تصمیمی که توضیح روشنی برای آن ارائه نکرد و تنها به نیاز باشگاه به تغییر اشاره داشت.
زیدان اما در ماه مارس سال بعد و پس از دوران ناموفق جولین لوپتگی و تلاش سانتیاگو سولاری برای سر و سامان دادن به شرایط، دوباره به رئال مادرید بازگشت. او در دو فصل کامل بعدی نیز یک قهرمانی دیگر در لالیگا به دست آورد. اگر بخواهیم کارنامه او را در یک قاب آماری بررسی کنیم، زیدان در چهار فصل کامل مربیگری خود در رئال مادرید دو قهرمانی لیگ به دست آورد و در دو سال و نیم نخست حضورش، سه بار لیگ قهرمانان را فتح کرد. در دورهای دیگر و در کشوری دیگر، چنین آماری بدون تردید میتوانست او را در رده مربیان نخبه قرار دهد، اما در اسپانیا و در دهه گذشته، دستاوردهای داخلی او تا حد زیادی در حد انتظار به نظر میرسد؛ چرا که رئال مادرید و بارسلونا در این دوره بخش بزرگی از جامهای داخلی را میان خود تقسیم کردهاند.
رکوردهای خیرهکننده رئال مادرید؛ نبوغ زیدان یا قدرت ستارهها؟
رئال مادرید و بارسلونا تقریباً همیشه برای فتح همهچیز رقابت میکنند و بنابراین برای یک مربی رئال، قهرمانی در نیمی از فصلهای لالیگا تقریباً همان چیزی است که انتظار میرود. با این حال، کارنامه زیدان مجموعهای از رکوردهای قابلتوجه را نیز در خود دارد. او تنها هشت شکست در نخستین 100 بازی خود داشت. تیمش در 73 مسابقه متوالی گل زد، در 16 بازی پیاپی لالیگا به پیروزی رسید؛ رکوردی مشترک، و همچنین 13 بازی خارج از خانه متوالی را با برد پشت سر گذاشت؛ رکوردی که در آن زمان به نام رئال مادرید ثبت شد. این آمارها در نگاه اول باید تصویری کاملاً روشن از بزرگی مربی ارائه کنند، اما دقیقاً در همین نقطه پرسش اصلی درباره زیدان شکل میگیرد: آیا رئال مادرید به دلیل نبوغ او چنین تیم مسلطی بود یا زیدان به دلیل قدرت آن تیم، نابغه به نظر میرسید؟
پاسخ به این پرسش ساده نیست، زیرا سبک بازی رئال مادرید زیدان نیز نشانهای قطعی برای حل معما ارائه نمیدهد. سه قهرمانی متوالی در لیگ قهرمانان اروپا، در ظاهر بهترین سند برای دفاع از جایگاه او هستند، اما بررسی جزئیات آن موفقیتها نیز شواهد کاملاً روشنی از یک نبوغ تاکتیکی منحصربهفرد به دست نمیدهد. رئال مادرید سابقهای طولانی در موفقیت اروپایی دارد؛ تیمی که گاهی در سایه حرکت میکند و زمانی جام را میبرد که دیگران به اندازه کافی الهامبخش نیستند. نمونه آن سال 2016 بود؛ رئال ابتدا رم و وولفسبورگ را شکست داد، سپس در نیمهنهایی منچسترسیتی را در ضربات پنالتی پشت سر گذاشت و در فینال نیز اتلتیکومادرید را در ضربات پنالتی شکست داد؛ فینالی که از نظر کیفیت و جذابیت، چندان به یادماندنی نبود.
سه قهرمانی اروپایی زیدان چگونه رقم خورد؟
فصل بعد، داستان تا حدی متفاوت بود. رئال مادرید در وقتهای اضافه برابر بایرن مونیخ قدرت بیشتری نشان داد و سپس با درخشش کریستیانو رونالدو، ناپولی، اتلتیکومادرید و یوونتوس را کنار زد. اما سال 2018 دوباره تصویری متفاوت از رئال ارائه کرد؛ موفقیتی که در عین بزرگی، نشانههایی از اتفاقات معمول و حتی تصادفی داشت. کریستیانو رونالدو و لوکا مودریچ در مقاطعی فوقالعاده بودند، اما رئال بیاحتیاطیهایی نیز داشت. در مرحله یکچهارم نهایی مقابل یوونتوس، تیم مادریدی برتری سهگله خود را از دست داد و در نهایت یک پنالتی دیرهنگام نجاتش داد. در فینال برابر لیورپول نیز مصدومیت شانه محمد صلاح در برخورد با سرخیو راموس، اشتباه بسیار بد لوریس کاریوس که احتمالاً با مصدومیت نیز دستوپنجه نرم میکرد و یک گل فوقالعاده از گرت بیل، از مهمترین اتفاقات مسابقه بودند.
در مجموع، پیدا کردن یک لحظه مشخص از این موفقیتها که بتوان آن را بدون تردید حاصل نبوغ مربیگری زیدان دانست، دشوار است. او سیستم سهنفره خط میانی متشکل از کاسمیرو، مودریچ و کروس را خلق نکرد. همچنین نقش تازهای برای رونالدو یا گرت بیل پیدا نکرد که بتوان آن را امضای تاکتیکی او دانست. شاید زیدان در واقع مربیای باشد که توانایی خارقالعادهای در ارتباط با بازیکنان بزرگ دارد؛ کسی که میتواند ستارهها را به سطح همیشگی و طبیعی خودشان برساند و شرایطی فراهم کند که بهترین نسخه خود را ارائه دهند. با این حال، برای یک ناظر بیرونی تشخیص اینکه دقیقاً چه اتفاقی در پشت پرده رخ داده، آسان نبوده است. زیدان مانند همان دوران بازی، شخصیتی غیرقابلخواندن باقی مانده؛ صفحهای خالی که هر کس میتواند برداشت خودش را روی آن بنویسد.

شباهت زیدان با آنچلوتی؛ مربیانی که اجازه میدهند ستارهها بدرخشند
این مسئله تنها درباره زیدان نیست و بسیاری از مربیان رئال مادرید با مشکلی مشابه مواجه شدهاند. این باشگاه بازیکنان بزرگی دارد و بازیکنان بزرگ نیز کارهای بزرگ انجام میدهند؛ در چنین شرایطی، فلسفه و ساختار تاکتیکی گاهی در برابر استعداد فردی ستارهها در جایگاه دوم قرار میگیرند. کارلو آنچلوتی نیز مانند زیدان بارها کمتر از آنچه باید مورد توجه قرار گرفته و گاهی بهعنوان مربیای دیده شده که اساساً به بازیکنان اجازه میدهد بازی خودشان را انجام دهند. شاید این نگاه منصفانه نباشد و حتی اگر تا حدی درست باشد، باز هم باید پذیرفت که اجازه دادن به ستارهها برای بروز تمام تواناییهای ذاتیشان خود یک مهارت است؛ چرا که مربیان زیادی در رئال مادرید نتوانستهاند همین کار را انجام دهند و به بازیکنان اجازه دهند برتری طبیعی خود را در زمین نشان دهند.
مهمترین ویژگی زیدان برای تیم ملی فرانسه؛ اقتدار
دستکم درباره یک ویژگی زیدان میتوان با اطمینان بیشتری صحبت کرد: او از کاریزما و ابهت برخوردار است. حتی کسانی که معتقد بودند نقش او روی نیمکت چیزی فراتر از چند دست زدن و همراهی بازیکنان نبوده، باید بپذیرند که همه دستها روی نیمکت از اقتدار یکسانی برخوردار نیستند. شاید همین ویژگی در تیم ملی فرانسه بیش از هر چیز دیگری اهمیت پیدا کند. فرانسه در فاصله میان دو قهرمانی جام جهانی خود، یعنی در دورهای که مشکلات انضباطی و اختلافات داخلی متعددی داشت، بارها با چنین مسائلی روبهرو شد؛ از حواشی جام جهانی 2002 در سئول گرفته تا اعتصاب بازیکنان در کمپ تیم ملی فرانسه در کنایسا در جام جهانی 2010. در چنین تیمی، توانایی یک سرمربی برای ایجاد اقتدار و کنترل میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد.
دیدیه دشان در طول 14 سال حضورش روی نیمکت فرانسه، با وجود قرار گرفتن در موقعیتهای بسیار دشوار، توانست از تکرار همان فروپاشیهای انضباطی که مربیان پیش از او را تحت فشار قرار داده بود، جلوگیری کند. البته درباره اینکه احتیاط دشان در نهایت به ضرر تیمش تمام شد یا نه، میتوان بحث کرد؛ حتی در آخرین مقطع حضورش و در همان نیمهنهایی برابر اسپانیا، شاید این تیم به اندازه کافی محتاط نبود. با این حال، نتیجه کلی دوره 14 ساله دشان این بود که فرانسه با وجود چالشهای متعدد، از بسیاری از بحرانهای انضباطی گذشته فاصله گرفت. بنابراین زیدان وارد تیمی میشود که شاید به اندازه برخی تیمهای فرانسه در دهههای گذشته آشفته نباشد، اما همچنان مجموعهای پرستاره و دارای شخصیتهای بزرگ است که نیاز به مدیریت دقیق دارد.
زیدان از همان ابتدا به دنبال کنترل بیشتر است
شاید فرانسه فعلی به اندازه برخی تیمهای گذشته این کشور پرتنش و دردسرساز نباشد، اما یک تصمیم زیدان در همین ابتدای کار میتواند نشانهای از رویکرد او باشد. او تصمیم گرفته است رسانهها اجازه پوشش ورود بازیکنان به کمپ تیم ملی فرانسه در کلرفونتن را نداشته باشند؛ اقدامی غیرمعمول که نشان میدهد سرمربی جدید از همان آغاز میخواهد کنترل بیشتری بر محیط اطراف تیم داشته باشد. چنین تصمیمی بهتنهایی نمیتواند تصویری کامل از فلسفه مربیگری او ارائه دهد، اما در کنار سابقه زیدان و ویژگی شخصیتی او، میتواند نشانهای از تلاش برای ایجاد چارچوبی مشخص پیرامون تیم باشد؛ تیمی که اکنون باید دوران جدید خود را با سرمربیای آغاز کند که سالها درباره سبک و روش واقعیاش پرسشهای زیادی مطرح بوده است.
تیم ملی فرانسه میتواند چهره واقعی زیدان را نشان دهد
فهرست جدید تیم ملی فرانسه نیز شامل چهرههای تازهای است و قرار نیست صرفاً ادامه مستقیم دوران دشان باشد. همین مسئله میتواند اهمیت حضور زیدان را بیشتر کند، زیرا سرمربیان تیمهای ملی در مقایسه با مربیان باشگاهی معمولاً استقلال و اختیار بیشتری در مدیریت تیم دارند و زمان بیشتری نیز برای کار روزمره تاکتیکی با بازیکنان در اختیار ندارند. در چنین شرایطی، شاید حضور در فرانسه بالاخره فرصت مناسبی باشد تا ماهیت واقعی زیدان بهعنوان مربی آشکار شود. اگر او بتواند در این محیط، تیمی با هویت مشخص بسازد، نقش او در موفقیتهای گذشته رئال مادرید نیز از زاویهای تازه قابل بررسی خواهد بود؛ اما اگر فرانسه همچنان بیش از هر چیز به استعداد فردی ستارههایش متکی باشد، پرسش قدیمی درباره میزان تأثیر مستقیم زیدان بر عملکرد تیمهایش همچنان باقی خواهد ماند.
در نهایت، شاید تیم ملی فرانسه همان صحنهای باشد که برای شناخت زیدان به آن نیاز داشتیم. او در رئال مادرید مجموعهای از موفقیتهای تاریخی را رقم زد، اما کمتر توانست توضیح دهد که این موفقیتها دقیقاً چگونه ساخته شدند. حالا در تیم ملی، جایی که مربی اختیار و نفوذ قابلتوجهی بر انتخاب بازیکنان، ساختار تیم و فضای داخلی دارد، امکان بیشتری برای مشاهده اثر مستقیم او وجود خواهد داشت. فرانسه نیز مانند زیدان، مجموعهای از تناقضهاست؛ تیمی پر از استعداد که میتواند درخشان و تهاجمی باشد، اما سابقه دورههایی از بیانضباطی و ناکامی را هم دارد. به همین دلیل، آغاز دوران زیدان میتواند نه فقط یک فصل تازه برای فرانسه، بلکه فرصتی برای آشکار شدن چهره واقعی یکی از بزرگترین معماهای مربیگری فوتبال مدرن باشد.

