طرفداری | ساندرو ماتزولا، اسطوره اینتر، در ۸۳ سالگی درگذشت؛ بازیکنی که نامش با تاریخ باشگاه اینتر، بهسبب رقابت با جیانی ریورا و دنبالهی میراث پدرش والنتینو گره خورده بود. او یک فوتبالیست بزرگ و یک ستارهی ابدی بود، اما برای فوتبال ایتالیا چیزی فراتر از اینها محسوب میشد؛ ترکیبی از هنر، شور و سرسختی که نامش را برای همیشه در تاریخ فوتبال ماندگار کرد.
«چنین مقدر شده در آنجا که هرچه خواسته شود همان میشود؛ پس دگر هیچ مپرس!» این کلام ویرژیل برای خاموش کردن اعتراض کارون (قایقرانِ رودِ دوزخ که با عبور دانتهی زنده مخالف بود) بر زبان آورد. ساندرو ماتزولا نیز همین عبارت را در پایان آخرین بازی دوران حرفهایاش تکرار کرد؛ مسابقهای که در تاریخ فوتبال ایتالیا جایگاهی رفیع دارد. ساندرو در سوم ژوئیه ۱۹۷۷، در تنها دربی تاریخ که در قالب فینال جام حذفی ایتالیا برگزار شد، مقابل دوست و رقیبش جیانی ریورا قرار گرفت و شکست خورد. هیچکس دقیقاً نمیداند ماتزولا آن لحظه از دست مربیاش عصبانی بود، از داور ناراحت بود یا شاید هم با خدا حرف میزد؛ همان خدایی که او را به روز خداحافظیاش رسانده بود.
استفاده ماتزولا از این عبارت دانته در آخرین لحظاتش بهعنوان فوتبالیست، ابراز پذیرشی شاعرانه و حماسی در برابر «تقدیرِ اجتنابناپذیر» است. او با تکرار کلام ویرژیل در پایانِ تلخترین لحظهی خود (شکست در فینال جام حذفی مقابل میلان)، نقطهٔ پایانی بر دوران فوتبال خود میگذارد تا نشان دهد پایان مسیر (با تمام ناکامیها، خشم و حسرتها) تسلیم در برابر ارادهای مقدر شده است - مترجم
چیزی که قطعی است، این است که ماتزولا همیشه در برابر اجتنابناپذیرها جنگید و محدودیتها را به فرصت تبدیل کرد. فاجعه سوپرگا (سقوط و مرگ اعضای تیم تورینو، از جمله پدر او) در کودکی پیوند او با پدرش را از بین برد و برایش در کنار استعداد فراوان، تنها انگشتشمار خاطرهی شیرین باقی گذاشت. جثه ظریفش باعث شد بارها با پدرش مقایسه شود و این مقایسهها همیشه مهربانانه نبودند، اما در عوض سرعتی در اختیارش گذاشت که میتوانست در زمین فوتبال آزادش کند. تکنیک و درک فوقالعادهاش از گلزنی، مربیان را وادار کرد بارها در مورد نقش تاکتیکی او تصمیمگیری کنند؛ تا جایی که (در دورانی که بازیکنان شمارهی ثابت نداشتند) حتی شماره پیراهنش هم به معمایی تبدیل شد.
شماره ۹ را پوشید، اما مهاجم نوک نبود. پس شماره ۸ گزینه بهتری به نظر میرسید، اما او هافبک هم نبود. در تیم ملی، او را با شماره ۷ به میدان فرستادند و مربی، برای متقاعدکردنش گفت که میتواند در تمام عرض خط حمله حرکت کند؛ هرچند بعدها از روی نیمکت به او تذکر میداد: «تو شماره ۷ هستی، باید در جناح راست بازی کنی.» در نهایت، ماتزولا با شماره ۱۰ و پیراهن نراتزوری ماندگار شد؛ چیزی که باعث رقابتی شخصی بین او و نظیر او، در میلان میشد.

در واقع، ماتزولا هر چیزی بود جز بازیکنی که بتوان او را با یک شماره خلاصه کرد؛ یک ستاره بزرگ، یک شورشی، چیزی شبیه به یک نمایندهی اتحادیهی بازیکنان، پیش از آنکه چنین مفهومی در فوتبال جا بیفتد و بخشی جداییناپذیر از تاریخ اینتر. او در نخستین بازیاش مقابل یوونتوسِ عمر سیوری گل زد؛ در مسابقهای که حالوهوایی عجیب داشت. تنها ۱۳ ثانیه از نخستین دربی او گذشته بود که گل زد. در نخستین فینال جام باشگاههای اروپا نیز مقابل آلفردو دیاستفانو قرار گرفت؛ اسطورهای که ماتزولا در تونل منتهی به زمین، برای لحظاتی مجذوب او شده بود.
ماتزولا فقط بازیکنی نبود که در مستطیل سبز بدرخشد و بیرون از آن سکوت کند؛ شخصیتی محکم و صریح داشت و پای حرفش میایستاد. در روزگاری که حقوق حرفهای فوتبالیستها هنوز جایگاه روشنی نداشت و باشگاهها قدرت بسیار زیادی بر سرنوشت بازیکنان داشتند، او در کنار جانی ریورا و چند ستارهی دیگر، در سال ۱۹۶۸ یکی از امضاکنندگان تأسیس «انجمن بازیکنان ایتالیا» شد؛ تشکلی که برای دفاع از حقوق بازیکنان شکل گرفت و بعدها به یکی از پایههای نظام حرفهای فوتبال ایتالیا تبدیل شد. روحیهی مطالبهگر ماتزولا فقط در این ماجرا خلاصه نمیشد. او در رختکن هم شخصیتی صاحبنفوذ و باصلابت داشت؛ همان «بافو»ی معروف اینتر که بهعنوان کاپیتانی با شخصیت و اقتدار شناخته میشد. بخشی از میراثش به این برمیگشت که در دورهای که صدای بازیکنان چندان شنیده نمیشد، خودش یکی از کسانی بود که تصمیم گرفت آن صدا را بلند کند. - مترجم
لوئیس سوارس اسپانیایی برای بیرونکشیدن ماتزولا از آن حالت به او گفت: «ما قرار است فینال را بازی کنیم. تو اینجا ماندهای و آلفردو را تماشا میکنی؟» ماتزولا هم بلافاصله واکنش نشان داد؛ دو گل زد و قهرمانی را به دست آورد. چهار قهرمانی در سری آ، دو قهرمانی در جام باشگاههای اروپا، دو قهرمانی در جام بینقارهای و یک قهرمانی یورو با تیم ملی ایتالیا، بخشی از کارنامه او هستند. ماتزولا در ۵۶۶ بازی برای اینتر به میدان رفت و ۱۶۲ گل به ثمر رساند. او یکی از قهرمانان اینتر در مسیر کسب نخستین ستاره قهرمانی، در سال ۱۹۶۶ بود.
با این حال، شاید ماتزولا حتی بیشتر از ستاره نخست (یعنی 10 قهرمانی در سری آ)، تحت تأثیر ستاره دوم قرار گرفت؛ افتخاری که این بار بهعنوان یک هوادار آن را تجربه کرد. او پس از جشن قهرمانی اینتر در سال ۲۰۲۴ گفت: «احساس میکنم قلبم با قدرت میتپد، این پیراهن حالا حتی درخشانتر است.» شاید نمیخواست حتی ذرهای از این لحظه را تحتالشعاع قرار دهد، شاید هم این واکنش از فروتنی کسی میآمد که عشق به تیم را بالاتر از غرور شخصیاش میدانست.
شاید هم نمیخواست به یک مجسمه تبدیل شود، بلکه میخواست تنها حضور ابدیاش در خاطره کسانی باشد که او را در مستطیل سبز دیدهاند. بله، «سبیل گُنده - il Baffone» هنوز هم بازی میکند؛ در خاطره همه ما. همانطور که در کمدی الهی آمده است: «چنین مقدر شده در آنجا که هرچه خواسته شود همان میشود؛ پس دگر هیچ مپرس!.»

- اسکای ایتالیا، الساندرو بیولچی

