طرفداری | حرکت تازه جیانی اینفانتینو برای واگذاری بخشی از حقوق تجاری فیفا به سرمایه‌گذاران خصوصی، تنها یک تصمیم اقتصادی نیست؛ بلکه نشانه‌ای از تغییر بزرگ‌تری است که سال‌هاست آرام‌آرام چهره فوتبال مدرن را دگرگون کرده است؛ مسیری که در آن ارزش‌های سنتی ورزش، بیش از هر زمان دیگری زیر سایه قدرت مالی قرار گرفته‌اند.

اوایل همین هفته، جیانی اینفانتینو برخلاف چهره همیشگی‌اش واکنشی متفاوت نشان داد. رئیس فیفا در پستی ۱۵ اسلایدی در حساب اینستاگرام خود، به موج انتقادهایی که پیش از آغاز جام جهانی ۲۰۲۶ درباره برگزاری این مسابقات مطرح شده بود، پاسخ داد. این پست بیشتر از آنکه یک دفاعیه معمول باشد، شبیه گزارشی از موفقیت‌های دوران ریاست او بود؛ فهرستی از دستاوردهایی که در برابر هر انتقاد، پاسخی مثبت و پیروزمندانه قرار گرفته بود.

تصویر ارائه‌شده، بیشتر شبیه رئیس یک نهاد بین‌المللی بود که احساس می‌کرد پروژه بزرگش در آمریکای شمالی تقریباً به سرانجام رسیده و اکنون زمان نمایش نتیجه کار فرا رسیده است. اما این رفتار، تفاوت محسوسی با تصویری داشت که اینفانتینو سال‌ها از خود ساخته بود.

او معمولاً فردی آرام، حسابگر و کنترل‌شده دیده می‌شود؛ مدیری که بیشتر سخنرانی می‌کند تا وارد جدل شود، بیشتر توضیح می‌دهد تا از خود دفاع کند. او با ظاهر همیشگی‌اش؛ سر تراشیده، کت‌وشلوارهای رسمی و کفش‌های ورزشی سفید، روی صحنه حاضر می‌شود و با ادبیاتی نزدیک به سخنرانی‌های مدیریتی و انگیزشی درباره آینده فوتبال صحبت می‌کند. اما آن پست اینستاگرامی، چهره دیگری از اینفانتینو را نشان داد؛ چهره مدیری که احساس می‌کند دستاوردهایش کمتر از حد واقعی دیده شده، اعتمادبه‌نفسش افزایش یافته و حالا می‌خواهد سهم بیشتری از توجه‌ها را به خود اختصاص دهد.

طرح اینفانتینو برای ایجاد یک شرکت مستقل جهت مدیریت بخش تجاری مسابقات بزرگ فیفا و سپس فروش بخشی از سهام آن به سرمایه‌گذاران خصوصی، با واکنش شدید هواداران، برخی باشگاه‌ها و بخش‌هایی از جامعه فوتبال روبه‌رو شده است. منتقدان معتقدند رئیس فیفا حالا به سراغ چیزی رفته که نباید معامله شود و آن هم چیزی نیست جز روح فوتبال.

بازی قدرت اینفانتینو؛ وقتی روح فوتبال به حراج گذاشته می‌شود  

با این حال، این اقدام برای کسانی که ساختار فیفا و شخصیت اینفانتینو را دنبال کرده‌اند، چندان غیرمنتظره نیست. این تصمیم بدون تردید یک حرکت تهاجمی است؛ اقدامی که بسیاری آن را مغایر با ارزش‌های سنتی فوتبال می‌دانند و درباره پیامدهای آن هشدار داده‌اند. اما در عین حال، این طرح بخشی از روندی گسترده‌تر در ورزش حرفه‌ای است؛ روندی که سال‌هاست آغاز شده و در آن تجارت، سرمایه‌گذاری و منطق بازار بیش از گذشته وارد قلب ورزش شده‌اند. از نگاه بسیاری، فیفا تنها تلاش می‌کند آخرین قدم را در مسیری بردارد که بخش بزرگی از آن پیش‌تر طی شده است.

برای درک تصمیم جدید فیفا، ابتدا باید به شرایط مالی این نهاد نگاه کرد. مانند بسیاری از تصمیم‌های تجاری اخیر فیفا، ریشه این ماجرا نیز به یک عامل مهم بازمی‌گردد: پول. فیفا از جام جهانی درآمدی عظیم به دست می‌آورد؛ درآمدی که در سال‌های اخیر به شکل چشمگیری افزایش یافته است. انتظار می‌رود این سازمان در چرخه مالی ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۶ حدود ۱۵ میلیارد دلار درآمد داشته باشد؛ رقمی که تقریباً دو برابر درآمد چهار سال قبل آن است.

تمام برنامه‌ریزی‌های منتهی به جام جهانی ۲۰۲۶ نیز با هدف افزایش ظرفیت درآمدزایی انجام شده است؛ از فروش بلیت و قراردادهای تبلیغاتی گرفته تا توافق‌های بزرگ بخش مهمان‌نوازی، اسپانسرینگ و حتی برگزاری جام جهانی باشگاه‌ها؛ تورنمنتی جدید و بحث‌برانگیز که بسیاری آن را آزمایشی برای سنجش توانایی فیفا در ایجاد منابع درآمدی تازه می‌دانستند. واقعیت این است که پتانسیل اقتصادی فوتبال تقریباً بی‌نهایت به نظر می‌رسد و فیفا بهتر از هر نهاد دیگری این موضوع را می‌داند.

اکنون به نظر می‌رسد زمان اجرای بزرگ‌ترین حرکت اقتصادی اینفانتینو فرا رسیده است. صبح سه‌شنبه گزارش شد که رئیس فیفا، بدون اطلاع کامل بسیاری از فدراسیون‌های بزرگ جهان، طرحی را برای بهره‌برداری بیشتر از درآمدهای تجاری مسابقات اصلی این سازمان آماده کرده است. بر اساس این برنامه، شرکت جدیدی با نام FIFA Forward Enterprise (FFE) تأسیس خواهد شد؛ شرکتی که قرار است بخش عمده فعالیت‌های تجاری و اجرایی فیفا را در یک مجموعه واحد مدیریت کند.

این فعالیت‌ها شامل موارد زیر خواهد بود:

  • حق پخش تلویزیونی مسابقات
  • قراردادهای اسپانسرینگ
  • فروش بلیت
  • صدور مجوزهای تجاری
  • مدیریت و اجرای رویدادها

گفته می‌شود ارزش‌گذاری اولیه فیفا برای این شرکت حدود ۲۰ میلیارد دلار است. فیفا همچنان سهام اصلی و کنترل اکثریت این شرکت را حفظ خواهد کرد و تأکید کرده که تصمیم‌های فوتبالی، مدیریت مسابقات، تقویم رقابت‌ها و مسائل مربوط به قوانین و مقررات همچنان تنها در اختیار این نهاد باقی می‌ماند. اما بخش بحث‌برانگیز ماجرا، مرحله بعدی این طرح است. فیفا قصد دارد بخشی از سهام اقلیت این شرکت را به سرمایه‌گذاران خصوصی واگذار کند؛ اقدامی که می‌تواند تا ۴.۲ میلیارد دلار سرمایه جدید وارد ساختار این نهاد کند. این میزان سهام، حدود ۲۰ درصد از ارزش شرکت FFE را شامل خواهد شد.

در صورت تصویب این طرح، هر یک از ۲۱۱ فدراسیون عضو فیفا می‌توانند تا ۲۰ میلیون دلار بودجه فوری دریافت کنند. علاوه بر آن، در چرخه توسعه برنامه «فیفا فوروارد» بین سال‌های ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ نیز مبلغ مشابهی در اختیار آنها قرار خواهد گرفت. مجموع این بسته مالی تا سال ۲۰۳۸ بیش از ۱۰ میلیارد دلار برآورد شده است. اما مخالفان می‌گویند ورود سرمایه‌گذاران خصوصی، حتی بدون داشتن حق کنترل مستقیم، به‌طور طبیعی منافع اقتصادی آنها را با تصمیم‌های بزرگ فیفا گره خواهد زد؛ از نحوه مدیریت مسابقات گرفته تا زمان‌بندی برگزاری رویدادهای مهم.

فیفا در پاسخ تأکید کرده که هیچ سرمایه‌گذاری خارجی حق دخالت در تصمیم‌های ورزشی را نخواهد داشت و کنترل کامل فوتبال همچنان در اختیار این سازمان باقی می‌ماند. با این حال، گزارش‌ها حاکی از آن است که فدراسیون‌های عضو تا ۱۹ سپتامبر فرصت دارند حمایت خود را از این طرح اعلام کنند. در صورت مخالفت، آنها ممکن است تنها از یک بسته مالی محدودتر بهره‌مند شوند که ارزش آن در چرخه بعدی حدود ۱۰ میلیون دلار خواهد بود.

برای اجرای این تغییر ساختاری، اینفانتینو به حمایت دست‌کم ۱۰۶ فدراسیون عضو فیفا و همچنین تأیید شورای فیفا نیاز دارد. اکنون پرسش اصلی این نیست که آیا فوتبال پول بیشتری خواهد داشت یا نه؛ پرسش بزرگ‌تر این است که در مسیر دستیابی به این میلیاردها دلار، چه مقدار از هویت و استقلال فوتبال باقی خواهد ماند. این چیزی نیست که فیفا حق فروش آن را داشته باشد؛ این جمله، خلاصه خشم و نگرانی بسیاری از مخالفان طرح جدید فیفا است؛ طرحی که می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین تغییرات در ساختار مدیریتی فوتبال جهان را رقم بزند. واکنش‌ها به این ایده حتی پیش از اعلام رسمی آن آغاز شد و اتحادیه فوتبال اروپا (یوفا) خیلی زود موضعی تند و صریح علیه آن گرفت.

یوفا در بیانیه‌ای هشدار داد که این اقدام از مرزی عبور می‌کند که نهادهای حاکم بر فوتبال هرگز نباید از آن عبور کنند. در این بیانیه آمده است:

این موضوعی بسیار جدی است. همه فدراسیون‌های ملی باید آن را جدی بگیرند. همچنین تمامی ذی‌نفعان فوتبال، از لیگ‌ها، باشگاه‌ها و بازیکنان گرفته تا هواداران، دولت‌ها و هر کسی که به آینده این ورزش اهمیت می‌دهد، باید نسبت به آن حساس باشند. روح فوتبال و ساختار مدیریتی آن، دارایی‌هایی نیستند که بتوان آنها را خرید و فروش کرد؛ به‌ویژه زمانی که هیچ شفافیتی درباره اینکه چه کسانی از نظر مالی از این اتفاق سود خواهند برد وجود ندارد. هیچ‌کدام از ما مالک فوتبال نیستیم. این چیزی نیست که فیفا حق فروش آن را داشته باشد.

این واکنش تنها آغاز ماجرا بود. خیلی زود مشخص شد که فیفا قصد دارد این پروژه را با سرعت زیادی پیش ببرد و برای جلب حمایت فدراسیون‌های ملی، مشوق‌های مالی قابل توجهی در نظر گرفته است. طبق این طرح، فیفا پیشنهاد پرداخت مبلغی یک‌باره تا سقف ۲۰ میلیون دلار از اول ژانویه ۲۰۲۷ را مطرح کرده است؛ مبلغی که در کنار ۲۰ میلیون دلار دیگر از برنامه توسعه فیفا فوروارد در چرخه ۲۰۲۷ تا ۲۰۳۰ قرار می‌گیرد. به این ترتیب، برخی فدراسیون‌ها می‌توانند با حمایت مالی قابل توجهی مواجه شوند؛ موضوعی که منتقدان آن را ابزاری برای جلب موافقت‌ها می‌دانند.

یوفا بار دیگر موضعی تند گرفت و اعلام کرد:

مخالفت‌ها با این طرح گسترده‌تر شده و همچنان در حال افزایش است. فیفا نمی‌تواند از فوتبال برای ثروتمند کردن خود و نزدیکانش استفاده کند. ما می‌توانیم فوتبال را به شکلی درست و پایدار توسعه دهیم.

البته شرایط فعلی یک تناقض جالب نیز دارد. یوفا امروز خود را مدافع سنت‌های فوتبال معرفی می‌کند؛ در حالی که این نهاد طی سال‌های اخیر بارها رقابت‌های اروپایی، به‌خصوص لیگ قهرمانان اروپا، را گسترش داده و مسیر تجاری‌سازی بیشتر فوتبال را دنبال کرده است. با این حال، پروژه سوپرلیگ اروپا که در سال ۲۰۲۱ جنجال بزرگی ایجاد کرد، طرحی متعلق به یوفا نبود و این اتحادیه از همان ابتدا در برابر آن ایستاد. 

بازی قدرت اینفانتینو؛ وقتی روح فوتبال به حراج گذاشته می‌شود  

در کنار یوفا، اتحادیه فوتبال انگلیس، اتحادیه فوتبال آلمان و بسیاری از گروه‌های هواداری نیز نگرانی‌های خود را درباره این اقدام مطرح کرده‌اند. حتی سپ بلاتر، رئیس پیشین فیفا که دوران مدیریتش با حواشی فراوانی همراه بود، در شبکه‌های اجتماعی نوشت:

هیچ‌کس حق ندارد بازی ما را بفروشد.

بلاتر شاید شخصیت چندان بی‌حاشیه‌ای برای دفاع از پاکی فوتبال نباشد، اما علاقه عمیق او به این ورزش بر کسی پوشیده نیست. با این حال، واکنش‌ها در همه نقاط جهان یکسان نبوده است. دیوید تروندا، رئیس فدراسیون فوتبال جمهوری چک، از این ایده حمایت کرده؛ هرچند این فدراسیون اعلام کرده که تصمیم رسمی خود را در ماه اوت بررسی خواهد کرد.

کونکاکاف، کنفدراسیون فوتبال آمریکای شمالی، مرکزی و کارائیب که فدراسیون فوتبال آمریکا نیز عضو آن است، نگرانی خود را درباره نبود شفافیت اعلام کرد و از فیفا خواست اصول حکمرانی خوب را رعایت کند، اما این طرح را به‌طور کامل رد نکرد. کنفدراسیون فوتبال آسیا نیز موضعی مشابه اتخاذ کرده و خواستار بررسی دقیق‌تر موضوع شده است.

با وجود اینکه طرح جدید فیفا اکنون به یکی از بحث‌برانگیزترین موضوعات فوتبال جهان تبدیل شده، ریشه‌های این ماجرا به سال‌ها قبل بازمی‌گردد. سوپرلیگ اروپا شاید بهترین نمونه از مسیری باشد که فوتبال مدرن در حال طی کردن آن است؛ البته در مقیاسی کوچک‌تر. در سال ۲۰۲۱، ۱۲ باشگاه بزرگ از انگلیس، اسپانیا و ایتالیا اعلام کردند قصد دارند رقابتی جدا از ساختارهای سنتی فوتبال راه‌اندازی کنند؛ تورنمنتی ۲۰ تیمی که ۱۵ باشگاه در آن جایگاه دائمی داشتند.

هدف اصلی این پروژه، بیش از آنکه ورزشی باشد، اقتصادی بود. برگزاری مداوم بازی‌های بزرگ میان مشهورترین باشگاه‌های جهان می‌توانست قراردادهای عظیم حق پخش تلویزیونی و درآمدهای تجاری بی‌سابقه‌ای ایجاد کند. بانک آمریکایی جی پی مورگان نیز برای تأمین مالی این پروژه متعهد شده بود ۳.۲۵ میلیارد یورو سرمایه اولیه اختصاص دهد. اما اعتراض گسترده هواداران، لیگ‌ها و نهادهای فوتبالی باعث شد سوپرلیگ در مدت کوتاهی فروبپاشد. با این حال، آن اتفاق یک هشدار جدی بود؛ هشداری درباره اینکه نبرد بر سر کنترل و درآمدهای فوتبال تازه آغاز شده است.

این نخستین بار نیست که جیانی اینفانتینو چنین مسیرهایی را دنبال می‌کند. رئیس فیفا در سال ۲۰۱۸ از طرحی ۲۵ میلیارد دلاری حمایت کرد که با پشتیبانی شرکت ژاپنی سافت‌بانک قرار بود منابع مالی لازم برای ایجاد رقابت‌های جدید، از جمله جام جهانی باشگاه‌های توسعه‌یافته، را فراهم کند. یوفا در برابر آن مقاومت کرد، اما ایده تغییر ساختار فوتبال بین‌المللی از همان زمان شکل گرفت. در نهایت، اینفانتینو توانست جام جهانی باشگاه‌ها را به شکل جدیدی برگزار کند؛ تورنمنتی که ایالات متحده به‌عنوان میزبان نخستین دوره انتخاب شد. با این حال، همه چیز مطابق برنامه پیش نرفت.

فیفا مذاکراتی برای قراردادی یک میلیارد دلاری با شرکت اپل و سرویس اپل تی‌وی پلاس داشت، اما این مذاکرات به نتیجه نرسید. گزارش‌ها همچنین حاکی از آن بود که شبکه‌هایی مانند فاکس اسپورتس و NBC Sports تمایلی به ارائه پیشنهاد نداشتند. در نهایت، پلتفرم DAZN حق پخش این رقابت‌ها را با مبلغی نزدیک به همان رقم به دست آورد. پس از آن، یک قرارداد مالی بزرگ دیگر نیز شکل گرفت؛ شرکت سرمایه‌گذاری ورزشی SURJ، زیرمجموعه صندوق سرمایه‌گذاری دولتی عربستان، حدود ۱۰ درصد از سهام DAZN را خریداری کرد. این در حالی است که عربستان قرار است میزبان جام جهانی ۲۰۳۴ باشد.

بازی قدرت اینفانتینو؛ وقتی روح فوتبال به حراج گذاشته می‌شود  

در میان تمام این تحولات، رابطه نزدیک جیانی اینفانتینو با دونالد ترامپ نیز توجه زیادی را جلب کرده است. رئیس فیفا در مراسم تحلیف ترامپ حضور داشت و چندی بعد در مراسم قرعه‌کشی جام جهانی ۲۰۲۶، جایزه جدید صلح فیفا را به رئیس‌جمهور آمریکا اهدا کرد؛ جایزه‌ای که به دلیل ادعا درباره تلاش‌های ترامپ برای ترویج صلح به او تعلق گرفت.

از سوی دیگر، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه ترامپ، اینفانتینو را به‌عنوان یکی از گزینه‌های احتمالی دبیرکلی سازمان ملل متحد پیشنهاد کرده است؛ خبری که بار دیگر بحث درباره ارتباطات سیاسی رئیس فیفا را افزایش داد. در همین چارچوب، نقش شرکت Thrive Eternal نیز مورد توجه قرار گرفته است؛ شرکتی که به رهبری جاشوا کوشنر، برادر جرد کوشنر (داماد ترامپ)، هدایت گروه سرمایه‌گذاران پیشنهادی برای پروژه FFE را بر عهده دارد.

اکنون فوتبال جهان در آستانه یک نبرد بزرگ قرار گرفته است؛ نبردی میان کسانی که معتقدند فوتبال برای رشد بیشتر نیاز به سرمایه‌گذاری خصوصی دارد و کسانی که هشدار می‌دهند این مسیر ممکن است روح و هویت این ورزش را قربانی منافع اقتصادی کند. سؤال اصلی اما همچنان باقی است: چه کسی مالک فوتبال است؟ و آیا می‌توان چیزی را که متعلق به میلیون‌ها هوادار در سراسر جهان است، به یک معامله تجاری تبدیل کرد؟

اگر بخواهیم با احتیاط درباره این اتفاق صحبت کنیم، باید گفت که ماجرا نگران‌کننده است؛ اما مهم‌تر از خود این رویداد، روندی است که پشت آن قرار دارد. تلاش برای تجاری‌سازی بیشتر ورزش دیگر محدود به فوتبال یا تصمیم‌های فیفا نیست؛ بلکه بخشی از موج گسترده‌ای است که بسیاری از رشته‌های بزرگ ورزشی جهان را دربر گرفته است.

بازی قدرت اینفانتینو؛ وقتی روح فوتبال به حراج گذاشته می‌شود  

در بسکتبال، اتحادیه ملی بسکتبال آمریکا (NBA) در سال ۲۰۲۵ اعلام کرد که راه‌اندازی یک لیگ اروپایی را بررسی می‌کند؛ پروژه‌ای که طبق برنامه قرار است از پاییز ۲۰۲۷ آغاز به کار کند. تا پایان ماه ژوئن، بیش از ۲۰ گروه سرمایه‌گذاری پیشنهادهای خود را برای حضور در این رقابت ارائه کرده بودند و ارزش برخی از این پیشنهادها در بازارهای بزرگ از مرز یک میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که حتی از ارزش نیمی از باشگاه‌های لیگ برتر انگلیس نیز بیشتر است.

گفته می‌شود NBA اروپا قرار است به رقیبی مستقیم برای یورولیگ تبدیل شود؛ رقابتی معتبر که سال‌هاست یکی از بالاترین سطوح بسکتبال باشگاهی جهان محسوب می‌شود و بسیاری از ستاره‌های خود را راهی NBA کرده است. بر اساس گزارش‌ها، هدف NBA این است که در نخستین دهه فعالیت این لیگ، حدود ۱۰ میلیارد دلار در اکوسیستم بسکتبال اروپا سرمایه‌گذاری کند؛ طرحی که حتی حمایت فدراسیون جهانی بسکتبال (FIBA) را نیز به همراه داشته است.

این روند فقط به بسکتبال محدود نیست. در فوتبال آمریکایی نیز NFL مسیر جهانی شدن خود را با سرعت بیشتری دنبال می‌کند. مسابقات بین‌المللی این لیگ که زمانی تنها به لندن محدود بود، در سال ۲۰۲۶ به هفت شهر در هفت کشور مختلف گسترش خواهد یافت و قرار است ۹ مسابقه خارج از خاک آمریکا برگزار شود.

از نگاه تجاری، برنامه بازارهای جهانی NFL به تیم‌ها اجازه می‌دهد در کشورهای مختلف به‌صورت مستقل قراردادهای بازاریابی و تجاری امضا کنند تا جایگاه برند خود را در بازارهای بین‌المللی تقویت کنند. هر ۳۲ تیم NFL در این طرح حضور دارند و تاکنون مجوز فعالیت تجاری در ۲۲ بازار خارج از آمریکا را دریافت کرده‌اند.

حتی ورزش دانشگاهی آمریکا نیز از این موج در امان نمانده است. ورود سرمایه خصوصی به ساختار NCAA نشان می‌دهد مرز میان ورزش آماتور و تجارت حرفه‌ای بیش از هر زمان دیگری در حال کم‌رنگ شدن است. دانشگاه یوتا در دسامبر گذشته با شرکت Otro Capital همکاری کرد و یک مجموعه انتفاعی برای مدیریت فعالیت‌های تجاری مرتبط با برنامه ورزشی خود ایجاد کرد؛ هرچند کنترل این مجموعه همچنان در اختیار دانشگاه باقی مانده و Otro تنها سهم اقلیتی دارد.

واقعیت این است که سال‌هاست افراد قدرتمند در پشت صحنه، با کت‌وشلوارهای رسمی و تصمیم‌های اقتصادی، مسیر بسیاری از ورزش‌ها را تعیین می‌کنند. جیانی اینفانتینو تنها چهره جدیدی در ادامه همین روند است.

بازی قدرت اینفانتینو؛ وقتی روح فوتبال به حراج گذاشته می‌شود  

شاید تلخ‌ترین بخش این ماجرا این باشد که فوتبال همیشه به‌عنوان ورزشی شناخته می‌شد که می‌توانست در برابر نفوذ بیش از حد شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران مقاومت کند. مبارزه با پروژه سوپرلیگ اروپا نمونه‌ای موفق از قدرت اتحاد در فوتبال بود؛ زمانی که باشگاه‌ها، هواداران و نهادهای فوتبالی توانستند در برابر ورود یک مدل کاملاً تجاری ایستادگی کنند. با این حال، تغییرات سال‌های اخیر نیز نشان داده‌اند که فوتبال آرام‌آرام از بسیاری از سنت‌های قدیمی فاصله گرفته است.

تغییر فرمت لیگ قهرمانان اروپا، موفقیت جام جهانی باشگاه‌ها و گسترش جام جهانی به ۴۸ تیم، همگی نشانه‌هایی از حرکت فوتبال به سمت ساختارهای بزرگ‌تر و درآمدزاتر بوده‌اند. حتی مطرح شدن ایده برگزاری مسابقات داخلی در خارج از مرزهای کشورها نیز زنگ خطرهایی را برای بسیاری از هواداران به صدا درآورد. اما زمانی که چنین تغییراتی از بالاترین سطوح مدیریتی فوتبال آغاز می‌شود، مقابله با آن بسیار دشوارتر خواهد بود.

یوفا، بزرگ‌ترین مخالف این طرح، بدون شک قدرت و نفوذ قابل توجهی دارد. این نهاد اروپایی در گذشته نیز تهدید کرده بود که رقابت‌های خاصی را تحریم خواهد کرد و در برخی موارد توانست چنین تهدیدهایی را عملی کند. علاوه بر این، اروپا همچنان قلب تپنده فوتبال جهان است؛ جایی که بزرگ‌ترین باشگاه‌ها، بیشترین درآمدها و مهم‌ترین رقابت‌های باشگاهی در آن قرار دارند.

گزارش‌ها حاکی از آن است که یوفا در حال بررسی اقدامات جدید علیه این طرح است و احتمال برگزاری نشست اضطراری نیز وجود دارد. اما وقتی پای اعداد و منافع مالی به میان می‌آید، شرایط پیچیده‌تر می‌شود. در فیفا، هر یک از ۲۱۱ عضو این سازمان تنها یک رأی دارد. اما سؤال اصلی این است: چند کشور از میان ۱۶۳ کشوری که در جام جهانی ۲۰۲۶ حضور ندارند، حاضر خواهند بود فرصتی برای دریافت منابع مالی تا سقف ۴۰ میلیون دلار را از دست بدهند؟

برای کشورهایی که به‌تازگی به سطح اول فوتبال جهان رسیده‌اند، چنین منابعی می‌تواند نقشی حیاتی داشته باشد. تیم‌هایی مانند کوراسائو، کیپ‌ورد و ازبکستان که برای نخستین بار حضور در جام جهانی را تجربه می‌کنند، ممکن است این حمایت مالی را ابزاری برای تثبیت جایگاه خود و جلوگیری از تبدیل شدن این موفقیت به یک اتفاق کوتاه‌مدت بدانند.

به همین دلیل، درخواست از یوفا برای ایستادگی بیشتر شاید تنها تا یک نقطه مشخص کارساز باشد. فدراسیون‌های ثروتمند می‌توانند مخالفت کنند، حتی تهدید به تحریم کنند؛ اما بسیاری از کشورهای دیگر ممکن است به دلیل منافع مالی گسترده، حاضر نباشند چنین مسیری را دنبال کنند و شاید همین، نگران‌کننده‌ترین بخش ماجرا باشد: طرحی که از نظر بسیاری می‌تواند تهدیدی برای سنت‌ها و هویت فوتبال باشد، ممکن است از نظر اقتصادی آن‌قدر جذاب طراحی شده باشد که رد کردن آن برای بسیاری غیرممکن شود. اینفانتینو لزوماً مجبور نیست در این نبرد همه را متقاعد کند. کافی است هزینه مخالفت را آن‌قدر بالا ببرد که «نه گفتن» دیگر انتخاب آسانی نباشد.