سلام

یکی از کاربرا نوشته بود تابستون هم گذشت و طرفداری درست نشد. وقتی اینو خوندم بی‌اختیار پرسیدم: چی توی این مملکت درسته؟ احتمالا شما فکر می‌کنین ما خیلی پولداریم یا اصلا وضعیت سایت برامون مهم نیست و تفریحی میایم اینجا. شاید فکر می‌کنین ما هم مثل بعضیا رانت و اینترنت دائمی و سرمایه بی انتها و ... داریم. 

از طرف خودم حرف می‌زنم: مهیار! من پولدار نیستم. سال 91 توی فیسبوک از طریق بنیامین حکاک زرگر با آرمین جنت خواه آشنا شدم و گروهی که می‌خواست یک سایت فوتبالی بزنه. چون توی دانشکده خبر درس خونده بودم قرار شد من سردبیر باشم و اصول خبرنویسی رو به بقیه یاد بدم. سه سال رایگان کار کردیم تا طرفداری شناخته بشه و بالاخره شرکت پیک برتر اومد و سهم خرید و تبلیغات اومد و پول گرفتیم بابت کارمون. 

طی این 14 سال همیشه فکر کردیم بالاخره روزی می‌رسه که بگیم آخیش راحت شدیم. ولی نرسید. هر چقدر پیشرفت کردیم یه سنگ بزرگ اومد سر راهمون. یه روز تورم، یه روز دلار، یه روز فیلتر، یه روز جنگ، یه روز قطعی اینترنت. آخرش هم که یه موشک مثل بلای آسمونی اومد صاف خورد توی دیتاسنتری که سرور ما اونجا بود. اینترنت کشور هم 88 روز قطع بود تا همه زحمتی که طی این سال‌ها کشیده بودیم دود بشه و گوگل دیگه ما رو نشناسه. 

اومدیم به قالب جدید که هیچی نداشت. همه بخش‌ها یکی یکی فعال شدن و ظاهر سایت تازه امروز بهتر شده. بله سرعت این بهبودی کنده چون ما پولدار نیستیم. چون بودجه دولتی یا سرمایه هنگفت نداریم. حتما دیدین اسم نویسنده‌ها داره تکراری میشه چون تعدادشون داره کم میشه. منتی سر شما نیست. طرفداری بچه خودمه. از روز اول اینجا همه کار کردم. از سردبیری تا ترجمه خبر و زیرنویس ویدیو. الانم مشکلی نیست خبر ایران هم کار می‌کنم ایمیل هم جواب میدم کامنت هم جواب میدم. فقط درد اینه که شرایط بیرونی همه چیزو سخت می‌کنه. 

بعضی از کاربرا طوری کامنت می‌نویسن که انگار ما خارج از کشوریم. نه والا. من ساکن ارومیه هستم. بقیه بچه‌ها هم تهران و مشهد و اهواز و بقیه شهرهای ایران. اینترنت ما هم سه ماه قطع بود. برق ما هم هر روز دو ساعت قطع میشه. دلار برای ما هم 200 و چند هزار تومن شده. قیمت اجناسی که ما می‌خریم هم چند برابر شده. ما هم خسته میشیم. ما هم ناامید میشیم. ولی ما هم مثل شما ادامه میدیم با کورسوی امیدی که شاید یه روز خوب بیاد. 

چند هفته پیش تهران بودم و چهره خسته آقای جوانی رو دیدم. از جلسه هیات مدیره برگشته بود و میشد دید چقدر قول بهش دادن که روی هوا مونده. علیرضا نجاتی رو دیدم که ناراحت بود نیروهاش رفتن. غمی که شما هر روز حس می‌کنین توی زندگی ما هم جریان داره. اقتصاد پایه همه چیزه. با ایشالا و ماشالا درست نمیشه. ما هم مثل شما منتظریم و نمی‌دونیم چی میشه. منم مثل شما می‌خوام وضعیت همه‌مون بهتر بشه. به قول اون کاربر، وضعیت‌مون درست بشه.