عموی من یا دایی من ، اگر قصد نمایش شکوه و عظمت داشتند ، میتوانستند هرکدام ان ها نصف زمینهای شهر رامهرمز و حتی بیشتر از آن را بخرند — که شاید حدود ۲۰۰ هکتار میشد.
آنگاه میتوانست دو کاخ سلطنتی بسازند؛ با هکتارها باغ میوه، زمینهای گلف و بنایی باشکوه و سلطنتی.
کاخی که دهها برابر بزرگتر و وسیعتر از تمام کاخهای سلطنتی جهان بود. البتهنه فق یک کاخ بلکه دو کاخ و قصر
میدونید که بزرگترین قصر و کاخهای جهان شاید در حد ده هکتار یا نهایتاً ۵۰ هکتار باشند.
اما عموی من، مثل شیر، اهل خودنمایی نبود.
زنبور به گل نشست و جهان عطرآگین شد
پروانه به باغ رفت و دلِ باغ روشن شد
شیر آمد و در نگاهش، شکوهِ دشت و کوه پیدا شد.

