طرفداری| شاید فوتبال، حتی پیش از فینال جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از آنچه تصور می‌کردیم به یک تغییر پارادایم نزدیک شده بود. پیروزی یک بر صفر اسپانیا برابر آرژانتین در وقت‌های اضافه و قهرمانی این تیم، تنها یک موفقیت تاریخی برای اسپانیا نبود؛ بلکه حاصل سال‌ها برنامه‌ریزی، پرورش بازیکن و شکل دادن به یک سبک منسجم بود.

جام جهانی در سال‌های اخیر بارها به نقطه اوج یک پروژه بلندمدت تبدیل شده است. قهرمانی اسپانیا در سال ۲۰۱۰ مهر تأییدی بر ظهور نسل طلایی و فلسفه تیکی‌تاکا بود. آلمان در سال ۲۰۱۴ نتیجه بازسازی بنیادین سیستم پرورش بازیکن خود را گرفت. جام جهانی ۲۰۱۸ نیز با ظهور کیلیان امباپه برای فوتبال جهان همراه شد و در سال ۲۰۲۲، لیونل مسی سرانجام جام جهانی را بالای سر برد و به عنوان ستاره اصلی دوران خود تاج‌گذاری کرد. قهرمانی در جام جهانی، در نهایت بزرگ‌ترین اثبات موفقیت یک پروژه بلندمدت است.

اسپانیا؛ پیروزی ساختار، مالکیت و کنترل

مسیر اسپانیا در جام جهانی ۲۰۲۶ بیشتر از آنکه یک انقلاب باشد، نوعی تکامل کارآمد از ایده‌های مالکانه این کشور در یک دهه اخیر بود. قرار بود لامین یامال ۱۹ ساله یکی از چهره‌های اصلی این تورنمنت باشد، اما ستاره جوان اسپانیا تنها یک گل به ثمر رساند. در عوض، این رودری ۳۰ ساله بود که عنوان بهترین بازیکن جام جهانی را به دست آورد؛ هافبکی که با کنترل ریتم مسابقه، ادامه‌دهنده سنت هافبک‌های اسپانیا و به‌ویژه مکتب سرخیو بوسکتس بود.

اسپانیا در طول کل مسابقات تنها یک گل دریافت کرد؛ آماری که بار دیگر اهمیت مالکیت توپ را نشان داد. مالکیت برای اسپانیا صرفاً ابزاری برای حمله نبود؛ بلکه هم‌زمان یک ابزار دفاعی و راهی برای کنترل فضا و جایگیری بازیکنان محسوب می‌شد. مثل همیشه، وقتی صحبت از اسپانیا می‌شود، آمار پاس و مالکیت توپ نیز اهمیت پیدا می‌کند. این تیم در جام جهانی بیشترین تعداد پاس را به ثبت رساند. رودری نیز بیش از هر بازیکن دیگری پاس داد، بیشترین تکل را به نام خود ثبت کرد و بیشترین مسافت را در زمین پیمود. اسپانیا فوتبال خود را همان‌طور بازی کرد که سال‌هاست می‌شناسیم؛ با نظم، کنترل و استفاده حداکثری از فضا.

آرژانتین؛ فوتبال با غریزه و بدون دستورالعمل ثابت

در سوی دیگر، لیونل اسکالونی همچنان تلاش می‌کرد یادآوری کند که فوتبال فقط به مسائل فنی، تاکتیک و استراتژی محدود نمی‌شود. آرژانتین در فاز هجومی ساختاری سیال داشت؛ چهار مدافع، سه هافبک و سه مهاجم، اما بدون آنکه بازیکنان الزاماً به موقعیت‌های ثابت و از پیش تعیین‌شده محدود شوند. همین ویژگی، فوتبال آرژانتین را به نقطه مقابل اسپانیا تبدیل می‌کرد و حتی برخی قواعد سنتی تحلیل مسابقه را زیر سؤال می‌برد.

آرژانتین به همان اندازه که نقاط قوت مشخصی داشت، با کمبودهایی نیز تعریف می‌شد. این تیم وینگرهای متخصص در نبردهای یک‌به‌یک نداشت تا بتواند دائماً از کناره‌ها به حریف ضربه بزند. بنابراین مجبور بود حملاتش را بیشتر از مرکز زمین طراحی کند؛ با پاس‌های سریع، یک‌دوها و حرکت‌های ترکیبی. این سبک که در سال‌های اخیر با نام «رابطه‌گرایی» یا Relationism شناخته شده، به‌خصوص در نیمه نخست دهه جاری با تیم فلومیننزه تحت هدایت فرناندو دینیز بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

در این فلسفه، بازیکنان موقعیت‌های ثابت و از پیش تعیین‌شده ندارند. آنها در یک منطقه از زمین تجمع می‌کنند، با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و اجازه می‌دهند ترکیب حرکات و پاس‌ها در لحظه شکل بگیرد. در نهایت هدف آرژانتین روشن بود: رساندن توپ به مسی در یک‌سوم هجومی زمین. اما اینکه این اتفاق دقیقاً چگونه رخ دهد، تا حد زیادی به تصمیم بازیکنان واگذار شده بود.

دوران پسا گواردیولا و پسا کلوپ؛ انقلاب بعدی فوتبال از راه می‌رسد؟

فینال جام جهانی؛ برخورد دو فلسفه متفاوت

این رویکرد از پایین به بالا، در تضاد با فوتبال موقعیت‌محور اسپانیا قرار داشت؛ فوتبالی که بر بهینه‌سازی فضا، جایگیری دقیق و الگوهای تمرین‌شده در زمان بازی‌سازی بنا شده بود. بنابراین شاید اجتناب‌ناپذیر بود که این دو ایده سرانجام در فینال جام جهانی مقابل یکدیگر قرار بگیرند. پس از مسابقه، لوئیس دلافوئنته از بازیکنانش تمجید کرد و گفت آنها با این فلسفه بزرگ شده‌اند و به آن وفادار مانده‌اند. البته همه نگاه‌ها به فوتبال اسپانیا مثبت نبود. ژوزه مورینیو، سرمربی رئال مادرید، در جریان جام جهانی اعتراف کرد که در بعضی مسابقات حتی نتوانسته بود ۱۰ دقیقه بازی را تماشا کند.

در طرف مقابل، اسکالونی پیش‌تر از شیوه آموزش فوتبال در آکادمی‌های اسپانیا انتقاد کرده بود. او معتقد بود کودکان بیش از حد با اطلاعات و دستورهای تاکتیکی بمباران می‌شوند و پس از دریافت توپ دائماً به آنها گفته می‌شود چه کاری انجام دهند. از نظر اسکالونی، این رویکرد می‌تواند در مقابل چیزی قرار بگیرد که بازیکن در فوتبال خیابانی یاد می‌گیرد: دریبل‌زدن، تصمیم‌گیری و بازی کردن بر اساس غریزه. او اعتقاد دارد بازیکنان امروزی تا حدی به وسیله تاکتیک‌ها از راه دور کنترل می‌شوند؛ نتیجه حجم بیش از حد تحلیل و اطلاعات. اسکالونی درباره این بخش از فوتبال جمله‌ای ساده اما معنادار دارد: فوتبال علاوه بر تاکتیک، به قلب، غریزه و تسلیم‌نشدن هم نیاز دارد.

آرژانتین یک پاسخ متفاوت به فوتبال مدرن بود

همین احساس و غریزه، عنصر غیرقابل پیش‌بینی فوتبال آرژانتین را تشکیل می‌داد؛ عنصری که پس از فینال حتی به فوران احساسات و حواشی مسابقه نیز منجر شد. اما فارغ از نتیجه، آرژانتین یک پاسخ متفاوت به مسئله فوتبال مدرن ارائه کرده بود. در دوره‌ای که استفاده از ویدئو، داده، تحلیل تاکتیکی و اطلاعات آماری به شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته، شاید راه‌حل مقابله با این حجم از کنترل، بازگرداندن بخشی از اختیار به بازیکن باشد.

البته یک سؤال مهم همچنان باقی است: آیا چنین سبکی بدون داشتن بازیکنی در سطح لیونل مسی هم می‌تواند موفق شود؟ از سوی دیگر، نداشتن حرکات کاملاً از پیش تعیین‌شده ممکن است دقیقاً همان چیزی باشد که به مهاجمان سطح جهانی اجازه می‌دهد بهترین نسخه خود را ارائه کنند. با این حال، در نهایت نتیجه فینال همه این بحث‌ها را تحت‌الشعاع قرار داد. تاریخ را برندگان می‌نویسند و اسپانیا با سیستم 3-۳-4 و فوتبال موقعیت‌محور خود قهرمان جهان شد. به این ترتیب، رابطه‌گرایی به جای تبدیل شدن به جریان اصلی، بار دیگر به صفحات تحلیل تاکتیکی و شبکه‌های اجتماعی بازگشت.

فوتبال همیشه به دنبال پاسخ بعدی است

اما فوتبال به پاسخ نیاز دارد. وقتی یک سبک به سطح مشخصی از تکامل می‌رسد، تیم‌ها به دنبال راهی برای شکستن آن می‌گردند. به همین دلیل، اکنون نگاه‌ها به حرکت تاکتیکی بزرگ بعدی دوخته شده است؛ ایده‌ای که بتواند پاسخگوی نیازهای جدید فوتبال باشد. در گذشته، نوآوری‌های تاکتیکی اغلب از داستان‌هایی تقریباً افسانه‌ای به وجود می‌آمدند. داستان معروفی درباره آریگو ساکی وجود دارد که می‌گوید او ایده سیستم پرس 2-۴-4 را زمانی توسعه داد که به عنوان فروشنده کفش سفر می‌کرد. درباره رالف رانگنیک نیز روایت مشهوری وجود دارد که ایده پرس را در سال ۱۹۸۳ و پس از بازی مقابل دیناموکی‌یف، زمانی که برای یک تیم دسته ششم آلمان بازی می‌کرد، پیدا کرد.

اما فوتبال امروز با گذشته تفاوت دارد. دنیای الگوریتم‌محور و شبکه‌های اجتماعی باعث شده حاشیه‌های فوتبال بیش از گذشته یکدست شوند. نرم‌افزارهای تحلیل نیز در سراسر جهان در دسترس هستند و سطح دانش تاکتیکی عمومی را بالا برده‌اند. به همین دلیل، داستان نوآوری‌های عجیب و غریب دیگر کمتر از گذشته رخ می‌دهد. اگر قرار باشد ایده‌ای کاملاً متفاوت متولد شود، شاید باید آن را در لیگ‌هایی جست‌وجو کرد که کمتر مستند می‌شوند و کمتر زیر ذره‌بین تحلیلگران قرار دارند. روبرتو دزربی نیز همواره تأکید کرده که ایده‌های فوتبالی او ریشه در خلاقیت کنترل‌نشده فوتبال خیابانی دارند.

بعد از گواردیولا و کلوپ؛ چه کسی انقلاب بعدی را رقم می‌زند؟

در دنیایی که فوتبال پس از پپ گواردیولا و یورگن کلوپ قرار گرفته، فضای تاکتیکی برای ایده بعدی کاملاً باز است. میکل آرتتا یکی از مربیانی است که می‌تواند بخشی از این تغییر را نمایندگی کند. آرسنال در فصل گذشته با ترکیب کارایی دفاعی و دقت فوق‌العاده در ضربات ایستگاهی قهرمان لیگ برتر شد. اما در ادامه، آرتتا به سمت بازیکنانی رفت که می‌توانستند عنصر غیرقابل پیش‌بینی بیشتری به ساختار تیم اضافه کنند.

برونو گیمارش یکی از این بازیکنان بود. آرتتا درباره هافبک برزیلی گفت که او می‌تواند در ساختار تیم «چیزی متفاوت را شعله‌ور کند». آرتتا همچنین درباره کریستوس زولیس روی توانایی او در تصمیم‌گیری تأکید کرد؛ بازیکنی که وقتی بسیاری از بازیکنان در شرایط مشابه عجله می‌کنند، می‌تواند تصمیم درست بگیرد. سرمربی آرسنال همچنین کیفیت زولیس در ۲۰ تا ۳۰ متر پایانی زمین را بسیار بالا توصیف کرده است. این تغییر رویکرد می‌تواند نشانه‌ای از متای تاکتیکی جدید فوتبال در فصل پیش رو باشد.

دوران پسا گواردیولا و پسا کلوپ؛ انقلاب بعدی فوتبال از راه می‌رسد؟  

فوتبال آینده؛ ترکیب ساختار و آزادی

تیم‌ها می‌توانند همچنان روی ضدحمله تمرکز کنند، اما در عین حال غیرقابل پیش‌بینی باشند. تیم‌های دیگری می‌توانند مالکیت توپ را در اختیار بگیرند، اما همچنان رویکردی دفاعی و قابل پیش‌بینی داشته باشند. بحث بزرگ دهه گذشته، یعنی تقابل فوتبال پرس‌محور و فوتبال مالکانه، عمدتاً حول عملکرد جمعی شکل گرفته بود. اما شاید حالا نوبت بازگشت خلاقیت فردی باشد؛ متغیری که در سال‌های اخیر کمتر از ارزش واقعی‌اش مورد توجه قرار گرفته است. به نظر می‌رسد فوتبال مدرن در بعضی زمینه‌ها به محدودیت‌های خود نزدیک شده است. بازیکنان از نظر فیزیکی بیش از هر زمان دیگری قدرتمند و سریع شده‌اند و همین مسئله بسیاری از برتری‌های گذشته را کاهش داده است.

در چنین شرایطی، تفاوت ممکن است توسط بازیکنی ایجاد شود که بتواند کاری انجام دهد که حریف انتظارش را ندارد. به همین دلیل، تعریف «بازیکنی که می‌تواند تفاوت ایجاد کند» نیز تغییر کرده است. بازیکن مدرن ایده‌آل شاید کسی باشد که بدون توپ کاملاً در خدمت ساختار تیم قرار داشته باشد، اما هنگام مالکیت توپ، سیال، شهودی و غیرقابل پیش‌بینی عمل کند. او باید بتواند هم‌زمان بخشی از سیستم باشد و سیستم را بشکند. این شاید مهم‌ترین تعریف از خلاق بزرگ فوتبال مدرن باشد: بازیکنی که بدون توپ ساختار را حفظ می‌کند و با توپ، ساختار حریف را به هم می‌ریزد.

جام جهانی ۲۰۲۶؛ آغاز فصل جدید فوتبال

حالا که فصل جدید فوتبال باشگاهی آغاز شده، یک سؤال دیگر هم مطرح است: از جام جهانی چه چیزی در ذهن‌مان مانده است؟ گل کیپ‌ورد برابر آرژانتین در وقت‌های اضافه را به یاد داریم؟ یا آن احساسی که در جریان صعود تیم ملی آمریکا از مرحله گروهی ایجاد شده بود؛ حسی که انگار چیزی در فوتبال در حال تغییر است؟ جام جهانی ۲۰۲۶ رکوردهای جدیدی در تعداد تماشاگر، میزان بیننده تلویزیونی و درآمد ثبت کرد. هواداران نیز نمی‌خواستند این هیجان تمام شود. بسیاری پس از پایان جام جهانی به دنبال تیم‌هایی بودند که بتوانند در فصل باشگاهی آنها را دنبال کنند. لیگ MLS حتی با انتشار پیامی اعلام کرد که «از اینجا به بعد را ما ادامه می‌دهیم.»

اما در سوی دیگر، نشانه‌هایی از پایان یک دوره نیز دیده می‌شد. کریستیانو رونالدو اعلام کرد که فصل پیش رو احتمالاً آخرین فصل دوران حرفه‌ای او خواهد بود. لیونل مسی نیز پس از خداحافظی از بازی‌های ملی، نشانه‌هایی از احتمال بازنشستگی ارائه کرده است. هر دو بازیکن پذیرفته‌اند که به پایان دوران خود نزدیک شده‌اند؛ چیزی که شاید پیش از شروع جام جهانی پذیرش آن آسان نبود. پیش از تورنمنت، روبرتو مارتینز، سرمربی وقت پرتغال، حتی گفته بود رونالدو می‌تواند در جام جهانی ۲۰۳۰ نیز بازی کند. اما با فروکش کردن هیجان جام جهانی و نمایان شدن واقعیت سن، چنین احتمالی بیش از گذشته دور از ذهن به نظر می‌رسد.

فوتبال بدون مسی و رونالدو؛ فرصت برای نسل جدید

دنیای فوتبال بدون چهره‌هایی که دو دهه اخیر را تعریف کرده‌اند، دنیای متفاوتی خواهد بود. اما پایان یک نسل، هم‌زمان به معنای باز شدن فرصت‌های تازه است. جام جهانی ۲۰۲۶ برخلاف انتظارات، مهاجمان جوان زیادی را به عنوان ستاره‌های قطعی آینده معرفی نکرد؛ به جز ارلینگ هالند که همچنان در بالاترین سطح قرار دارد. در عوض، بازیکنانی مانند آیوب بوعادی و پائو کوبارسی در پست‌های دیگر توجه‌ها را به خود جلب کردند.

فصل جدید فوتبال باشگاهی اکنون آغاز شده است؛ فصلی که از روایت‌های جام جهانی فاصله گرفته و قرار است داستان خودش را بنویسد. شاید همین ناآشنایی، نشانه‌ای از تکامل فوتبال باشد. جام جهانی ۲۰۲۶ با قهرمانی اسپانیا به پایان رسید، اما سؤال اصلی فوتبال تازه آغاز شده است:

بعد از سال‌ها سلطه گواردیولا، کلوپ، مالکیت توپ، پرس و تحلیل داده‌محور، ایده بزرگ بعدی فوتبال چه خواهد بود؟ شاید پاسخ در تاکتیک پیچیده‌تر نباشد. شاید آینده فوتبال متعلق به بازیکنانی باشد که درون ساختار، آزادی خلق کردن دارند.