طرفداری | پدری نخستین روزهای حضورش در بارسلونا را در کنار ستارههایی سپری کرد که سالها پیش از آن، تنها از قاب تلویزیون تماشایشان میکرد؛ روزهایی که خاطرات جالبی برای هافبک اسپانیایی به جا گذاشت.
به گزارش The Players’ Tribune، پدری در یادداشتی با عنوان «برای خانوادهام» از خاطرات دوران کودکی، مسیر رسیدنش به بارسلونا و روزهای ابتدایی حضورش در این تیم نوشته است. او در بخشی از این روایت، به اولین ورودش به محل حضور بازیکنان بارسلونا و دیدار با لیونل مسی اشاره کرده است.
پدری توضیح داد که پس از رسیدن به محل تمرین، دقیقاً نمیدانست باید به کجا برود. او پس از ورود به بخش بازیکنان، متوجه شد اولین فردی که مقابلش قرار گرفته، مسی است؛ اتفاقی که باعث شد برای لحظاتی نتواند واکنش مناسبی نشان دهد.
پدری درباره آن لحظه گفت:
واقعاً نمیدانستم کجا باید بروم. وقتی وارد رختکن بازیکنان شدم، حدس میزنید اولین کسی که دیدم چه کسی بود؟ اولین نفر، لئو بود. او درست مقابلم ایستاده بود. عملاً زبانم بند آمده بود و سعی کردم خودم را معرفی کنم، اما حتی نمیدانم چه گفتم. او فقط لبخند زد و گفت آرام باشم و وارد رختکن شوم.
پدری در ادامه روایتش گفت همزمان با فرانسیسکو ترینکائو به بارسلونا رسیده بود و هر دو در روزهای ابتدایی، به دلیل خجالت از حضور در کنار ستارههای تیم، بعد از تمرین در سالن بدنسازی میماندند و از رفتن به رختکن خودداری میکردند.
این هافبک اسپانیایی توضیح داد که آنها خودشان را با حرکات کششی و تمرینهای مختلف سرگرم میکردند تا مجبور نباشند وارد رختکن شوند؛ رختکنی که در آن بازیکنانی مانند سرخیو بوسکتس، جرارد پیکه، جوردی آلبا و مسی حضور داشتند.
پدری سرانجام از روزی گفت که مسی متوجه رفتار آنها شد و خودش برای حل این مشکل پیشقدم شد.
یک روز لئو از کنارمان رد شد و احتمالاً فهمید چه خبر است. گفت: "هی، شما اینجا چه کار میکنید؟ بیایید داخل و در کنار ما باشید."
پدری ادامه داد:
لئو ما را به رختکن برد و جای نشستنمان را نشان داد. ما هم مثل دو تولهسگ بودیم. برای این کار همیشه از او ممنون خواهم بود. لئو و جوردی یخ بین ما را شکستند و کاری کردند احساس راحتی کنیم.
پدری سپس درباره نخستین روزهای تمرین در کنار بازیکنان بزرگ بارسلونا گفت:
در تمرینات حفظ توپ، توپ با سرعتی باورنکردنی حرکت میکرد. اما وقتی با نابغهها بازی میکنید، توپ همیشه درست جلوی پایتان قرار میگیرد و با سرعتی عالی به شما میرسد. آنها همهچیز را آسانتر میکنند.
با وجود عملکرد خوب در تمرینات، پدری همچنان درباره ماندن در تیم تردید داشت.
احساس میکردم خیلی خوب کار میکنم، اما این بارساست. به ترکیب نگاه میکنید و با خودتان میگویید: واقعاً میتوانم در این تیم جا بیفتم؟
سرانجام رونالد کومان او را به دفترش فراخواند و خبر ماندنش در بارسلونا را به او داد. او درباره واکنش خودش به این خبر گفت:
سعی کردم خیلی خونسرد و حرفهای باشم. با او دست دادم و بعد از دفترش بیرون آمدم؛ با بزرگترین لبخندی که روی صورتم دیده بودم. به آپارتمان برگشتم، با پدر و مادرم تماس گرفتم و همه با هم گریه کردیم.
پدری همچنین به خاطرهای از دوران کودکی اشاره کرد؛ زمانی که در اتاقی کوچک در رستوران پدربزرگش فوتبال بازی میکرد و در ذهنش خود را در حال گلزنی در نوکمپ تصور میکرد.
وقتی فقط یک بچه بودم و در آن اتاق بازی میکردم، وانمود میکردم در نوکمپ گل میزنم. حالا در زندگی واقعی این کار را انجام میدهم. وقتی گل میزنم، عینک پدربزرگم را روی صورتم میگذارم. این جشن را بلافاصله به پدرم تقدیم کردم؛ به خاطر تمام کارهایی که برای من انجام داده است. این روش من برای ادای احترام به تمام خانوادهام است.
پدری در پایان گفت:
با این جشن میخواهم به آنها بگویم که باور میکنید تا اینجا آمدهایم؟

