این گفت‌وگو و دیدار، بازیکنی را نشان داد که کاملاً متعهد به رئال مادرید است و از تصمیماتش، به‌خصوص مهم‌ترین تصمیم زندگی حرفه‌ای‌اش یعنی بازی برای تیم سفیدپوش، اطمینان دارد. امباپه می‌گوید:«اگر می‌خواهی بخشی از تاریخ فوتبال باشی، یک روز باید برای رئال مادرید بازی کنی.» حالا دو سال و چند ماه است که بازیکن رئال مادرید هستید. آیا رئال همان چیزی است که آن کودکِ رویای بازی در اینجا تصور می‌کرد؟ بله، کاملاً. انتظار بهترین باشگاه دنیا را داشتم و اینکه شور و هیجان زیادی از سوی هواداران رئال مادرید در سراسر جهان دریافت کنم. وقتی به اینجا آمدم، از قبل جایگاه خاصی داشتم، اما وقتی بازیکن رئال مادرید می‌شوید، وارد سطح دیگری می‌شوید؛ یک سطح بالاتر. فکر می‌کنم اگر می‌خواهید بخشی از تاریخ فوتبال باشید، باید در رئال مادرید باشید. و چیزی را که دنبالش بودید پیدا کردید؟ آرامش بیشتری پیدا کردم. در فرانسه آرامش کمتری دارم. می‌خواستم با یک فرهنگ جدید آشنا شوم و خیلی سریع با فرهنگ اسپانیا سازگار شوم. هنوز کمی زمان نیاز دارم، البته، اما فکر می‌کنم هر روز در اسپانیا بهتر می‌شوم. هیچ‌وقت اینجا لحظه‌ای نداشتم که احساس کنم خوشحال نیستم. فقط در ابتدا، زمانی که خانه نداشتم. وقتی خانه نداری، احساس عجیبی داری. همیشه دلت می‌خواهد به خانه‌ات برسی و کنار عزیزانت باشی. به محض اینکه خانه‌ام را پیدا کردم، همیشه در مادرید و اسپانیا خوشحال بودم. جرئت می‌کنید برای قدم زدن بیرون بروید؟ بله، اما نه خیلی زیاد. کمی می‌توانم بیرون بروم. آرامش دارم، اما طبیعی است. این بخشی از کار و زندگی من است و صددرصد آن را می‌پذیرم. در مادرید زندگی خوبی دارید؟ بله، در مادرید خیلی خوب زندگی می‌کنم. واقعاً. رئال مادرید، اسپانیا و مادرید به‌عنوان یک شهر؛ آیا همان چیزی هستند که انتظار داشتید؟ بله، صددرصد. حتی یک درصد هم کمتر از چیزی که انتظار داشتم نیست. اینکه هر هفته در برنابئو بازی کنید، یک افتخار است. اینکه این‌همه حمایت از سوی هواداران داشته باشید. در اسپانیا چیزی پیدا کردم که انتظارش را نداشتم. از سراسر اسپانیا حمایت دریافت کردم. زندگی در اینجا را خیلی دوست دارم. این اولین بار بود که از کشورم خارج می‌شدم و لحظه مهمی در زندگی‌ام بود. خیلی خوشحالم که این تصمیم را گرفتم. بازی در برنابئو همیشه هیجان‌انگیز است، به خاطر جایگاه اسطوره‌ای و تاریخ این ورزشگاه. هر مسابقه یک فرصت جدید است.

یادم هست یک بار با پاری‌سن‌ژرمن به برنابئو آمدید و به نظر می‌رسید با تحسین به ورزشگاه نگاه می‌کنید. همه ما فکر کردیم: «دارد خانه‌ای را تحسین می‌کند که به‌زودی خانه خودش خواهد شد.» آن زمان به چه چیزی فکر می‌کردید؟ این حس کمی متفاوت بود، چون بازی کردن برای رئال مادرید احساس متفاوتی دارد. وقتی با پاری‌سن‌ژرمن آمدم، برنابئو هنوز تکمیل نشده بود. ورزشگاه فوق‌العاده‌ای بود، اما هنوز کامل نشده بود. یک‌سری چیزها باقی مانده بود. یادم هست شما می‌گفتید که من به ورزشگاه نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم قرار است اینجا بازی کنم. خوب یادم هست. روز قبل از بازی لیگ قهرمانان بود و داخل ورزشگاه سر و صدای زیادی وجود داشت. کارگران مشغول کار بودند و صدای زیادی از بالا می‌آمد. به همین دلیل همه ما به سمت بالا نگاه می‌کردیم، چون فکر می‌کردیم ممکن است چیزی روی سرمان سقوط کند! گفته می‌شد که من هیجان‌زده بودم و البته همین‌طور هم بود. ورزشگاه فوق‌العاده و تاریخی بود، اما در آن لحظه سر و صدای زیادی وجود داشت. از روز مراسم معارفه‌ام و در هر مسابقه‌ای که بازی می‌کنم، این حس را دارم که اینجا چیزی خاص وجود دارد. هنوز هم بازی کردن در برنابئو شما را هیجان‌زده می‌کند؟ بله، همیشه، همیشه. این یک ورزشگاه اسطوره‌ای است. سنگینی تاریخ را احساس می‌کنید و هر مسابقه متفاوت است. همه آنچه در گذشته اتفاق افتاده را فراموش می‌کنید و روی چیزی که قرار است اتفاق بیفتد تمرکز می‌کنید. هر بار فرصتی دارید تا کار جدیدی انجام دهید و چنین چیزی را در همه ورزشگاه‌های دنیا نمی‌بینید. می‌دانم که من و تیم، شب‌های جادویی بیشتری را در برنابئو تجربه خواهیم کرد. هیچ جای بهتری در دنیا برای تجربه یکی از آن شب‌های جادویی وجود ندارد. فلورنتینو پرز سال‌ها برای جذب شما تلاش کرد تا اینکه سرانجام موفق شد. او چه نقشی در آمدن شما داشت؟ او کسی است که من را به اینجا آورد. ما در تمام این مدت، طی ۱۰ سال پیش از آمدنم، با یکدیگر در ارتباط بودیم. او همیشه با توجه به شرایط هر تصمیمی که گرفته می‌شد، چه تصمیم‌های مثبت و چه تصمیم‌های منفی برای رئال مادرید، محبت و درک خودش را نشان می‌داد. او همیشه به من می‌گفت که یک روز برای رئال مادرید بازی خواهم کرد و حالا اینجا هستم و علاوه بر این، بسیار خوشحالم. به همین دلیل باید از او بابت تمام کارهایی که برای من انجام داده و همچنان انجام می‌دهد تشکر کنم. او بهترین رئیس باشگاه دنیاست. آیا جزئیاتی وجود داشت که شما را برای آمدن به رئال متقاعد کند؟ اگر صادق باشم، برای آمدن به رئال مادرید هیچ‌چیز و هیچ‌کس نباید تو را متقاعد کند. در داستان من با رئال مادرید، خودم می‌خواستم بیایم، اما در مقطعی این اتفاق ممکن نبود و در نهایت، در فوتبال لحظات و تصمیماتی وجود دارند که به تو بستگی ندارند. در فوتبال، مسئله زمان‌بندی وجود دارد و باید منتظر بمانی تا همه چیز سبز شود تا بتوانی بروی. همه کسانی که کنار من بودند می‌دانستند که در مقطعی می‌خواهم به رئال مادرید بروم. هیچ شکی وجود نداشت که می‌خواستم بیایم، اما گاهی وقتی چیزی ممکن نیست، نمی‌توانی جلویش را بگیری و باید آن را بپذیری. طبیعتاً ناامیدی وجود دارد، اما زندگی یک فوتبالیست این است که به جلو نگاه کند و به عقب نگاه نکند. هیچ‌کس مجبور نبود من را برای آمدن به رئال مادرید متقاعد کند؛ حتی فلورنتینو پرز، با تمام بزرگی و جایگاهی که دارد. این تصمیم کاملاً بدیهی بود.

یادم هست یک بار با پاری‌سن‌ژرمن به برنابئو آمدید و به نظر می‌رسید با تحسین به ورزشگاه نگاه می‌کنید. همه ما فکر کردیم: «دارد خانه‌ای را تحسین می‌کند که به‌زودی خانه خودش خواهد شد.» آن زمان به چه چیزی فکر می‌کردید؟ این حس کمی متفاوت بود، چون بازی کردن برای رئال مادرید احساس متفاوتی دارد. وقتی با پاری‌سن‌ژرمن آمدم، برنابئو هنوز تکمیل نشده بود. ورزشگاه فوق‌العاده‌ای بود، اما هنوز کامل نشده بود. یک‌سری چیزها باقی مانده بود. یادم هست شما می‌گفتید که من به ورزشگاه نگاه می‌کردم و فکر می‌کردم قرار است اینجا بازی کنم. خوب یادم هست. روز قبل از بازی لیگ قهرمانان بود و داخل ورزشگاه سر و صدای زیادی وجود داشت. کارگران مشغول کار بودند و صدای زیادی از بالا می‌آمد. به همین دلیل همه ما به سمت بالا نگاه می‌کردیم، چون فکر می‌کردیم ممکن است چیزی روی سرمان سقوط کند! گفته می‌شد که من هیجان‌زده بودم و البته همین‌طور هم بود. ورزشگاه فوق‌العاده و تاریخی بود، اما در آن لحظه سر و صدای زیادی وجود داشت. از روز مراسم معارفه‌ام و در هر مسابقه‌ای که بازی می‌کنم، این حس را دارم که اینجا چیزی خاص وجود دارد.