متن آهنگ خیابونا سعید بسکابادی

میبینمت یه‌روز باید ندم بروز

توهم نگاهتو به خیابونا بدوز

میشناسمت تورو

سردرگمی برو

با آه سینه سوز

تورو دوس دارمت هنوز

حرف رفتن شد نفهمیدی چه هولی بستی رفتی

ساکتم جا موند که مشتی این چه قولی بود چه کشکی

دست عشقو ول نکردی تو شلوغی‌و نرفتی

باشه هرچی تو بگی حق بود همه حرفی که گفتی

تو‌ نماندی سر حرفای قشنگت

دل من مانده سر لوله تفنگت

عاشقم من عاشق روی توام من

هرچه بد کردی نمیام سر جنگت

عشق دیونه‌ی من

من حضورم شده باز باعث ننگت

حرف رفتن شد نفهمیدی چه هولی بستی رفتی

ساکتم جا موند که مشتی این چه قولی بود چه کشکی

دست عشقو ول نکردی تو شلوغی‌و نرفتی

باشه هرچی تو بگی حق بود همه حرفی که گفتی