آشفتگی از سر و روی فوتبال ایران می‌بارد، تیم ملی مدتهاست سرمربی ندارد و فیفادیت‌ها را یکی یکی از دست می‌دهد، مربیان خارجی دومینو وار فراری شده‌اند و میزبانی باشگاه‌های ایرانی در لیگ قهرمانان آسیا توسط AFC لغو شده پس از کش و قوس‌های فراوان و ادعاهای پرسروصدای مدیران بعد از انجام بازی‌های پلی آف در کشور ثالث به صورت نسیه برای دور مقدماتی برگشته است. تمام این آشفتگی‌ها را بگذارید کنار مشکلات مالی و سومدیریت‌های قبلی تا بیشتر از قبل به عمق فاجعه آگاه شوید. در این آشفته بازار اما جای خالی یک نفر (یا بهتر بگوییم یک جریان) بسیار خالیست، یک "عادل"، یک مطالبه گر.

جای خالی دوشنبه شب‌های نود بسیار بیشتر از قبل احساس می‌شود. دلمان خوش بود به عادلی  که یقه نامدیران و مقصران را می‌گیرد و بازخواست می‌کند و بیرحمانه توضیح می‌خواهد. دلخوش بودیم که آب خوشی از گلوی مدیران کارنابلد پایین نمی‌رود. گرچه نودِ عادل فردوسی پور خالی از ایراد و مبرا از نقد نبود اما هرچه بود از این "فوتبال برتر" خنثی و گوش به فرمان خیلی خیلی موثرتر بود. این روزها اگر نودی بود از مدیران چهار باشگاه آسیایی بابت ژست قهرمانانه و در نهایت تسلیم مفتضحانه بازخواست می‌کرد، اگر نودی بود مدیران فدراسیون فوتبال را به خاطر بلاتکلیفی تیم ملی و ناکامی تیم امید به چالش می‌کشید و اگر نودی بود مدیران وزارت ورزش هم بابت تمام این سومدیریت‌ها - از وضعیت فوتبال ملی گرفته تا اوضاع نابسامان استقلال، از فراری دادن استراماچونی و کالدرون تا انتقال ناجوانمردانه گل‌محمدی از شهرخودرو – مجبور به پاسخگویی بودند.

در اینکه نود و عادل فردوسی پور هم خالی از ایراد نبودند شکی نیست اما هیچ برنامه ورزشی (و احتمالا غیرورزشی) دیگری تا امروز ما را به مطالبه و پرسش از مدیران نالایق عادت نداده و کار را برای چنین مدیرانی سخت و مشکل نکرده است.

به امید بازگشت مطالبه گری به رسانه‌های ورزشی ایران.