مطلب ارسالی کاربران
طلایی که به خاکستر تبدیل شد
روایتی از تیم طلایی ۲۰۲۱ والیبال ایران بعد از آمدن ولاسکو در سال ۲۰۱۱، دفتر والیبال ایران دوباره نوشته شد. ستارگانی زیادی همچون سعید معروف،فرهاد قائمی، محمد موسوی، فرهاد ظریف و... درخشیدند. حتی تا سال ها بعد از رفتن ولاسکو همچنان ترکیب تیم باقی بود. سعید معروف که گرد سفید پیری بر موهایش نشسته بود در کنار سایر بازیکنان آن تیم طلایی، هنوز هم در تیم ملی ایران فعال بودند. ایگور کولاکوویچ هم در سال ۲۰۱۹ قصدی مبنی بر تغییر این ترکیب طلایی نداشت. هر چند کم و بیش بازیکن های جوان تری به تیم افزوده شده بودند. با حذف تیم ملی ایران از رقابت ها، کولاکوویچ هم رفت و جایگاهش را به بهروز عطایی واگذار کرد. بهروز عطایی با رویکرد جوان گرایی آمد. بازیکنان قدیمی را کنار گذاشت و از جوانان برای همراهی تیم ملی دعوت کرد. این طرز فکر عطایی اگر خوب یا بد بود، به هر حال توانست جام قهرمانی آسیای ۲۰۲۱ را برای والیبال ایران به ارمغان بیاورد. مردم دلباخته و شیفتهی این نسل جوان شدند. چه بازیکنانی بهتر از کسانی که الگویشان در نوجوانی معروف و قائمی و محمودی و... بودند؟ نسل جوانی که با شور و غیرت، با درد و مصدومیت، مرحله به مرحله را بالا رفتند و دست آخر قهرمان شدند. این قهرمانی نویدبخش آیندهی طلایی برای والیبال ایران بود. همه منتظر سال های ممتد قهرمانی و افتخار آفرینی بود. ولی چه بر سر آن تیم طلایی آمد؟ فهرست بازیکنان آن تیم به شرح زیر بود؛ میلاد عبادی پور، ابوالفضل قلی پور، محمد قاسمی نژاد، جواد کریمی، اسماعیل مسافر، امیرحسین توخته، محمدرضا حضرت پور، مرحوم صابر کاظمی، رضا عابدینی، مهدی جلوه، میثم صالحی، علی رمضانی، امیرحسین اسفندیار، امین اسماعیل نژاد صابر کاظمی بهترین بازیکن مسابقات شد. جواد کریمی بهترین پاسور مسابقات شد. میلاد عبادی پور و علی اصغر مجرد و محمدرضا حضرت پور به ترتیب بهترین آبشار زننده و بهترین دفاع کننده و بهترین لیبروی مسابقات شدند. این بازیکنان توانستند در خانهی ژاپن تمام جوایز را از ژاپنی ها بربایند. اما ادامهی داستان به زیبایی ابتدای داستان نبود. مانند کتابی که هر صفحهی آن به نوعی پر پر شود، آیندهی تیم والیبال ما هم پر پر شد. کاپیتان، میلاد عبادی پور رفته رفته سراشیبی مسیر را طی کرد که البته با توجه به سن او دور از انتظار بود. قلی پور و قاسمی نژاد و رمضانی که زمانی در اوج جوانی ملی پوش والیبال شدند، در میان نام ها گم شدند و دیگر نامی از آنها در تیم ملی نیامد. مهدی جلوه در سال اخیر پس از یک سال جنگیدن با مصدومیت، آخر سر با باشگاه کرهای به توافق نرسید و باشگاه کرهای با نامهربانی جدایی تلخی را برای او رقم زد. جلوه بعد از کشمکش های فراوان به تیم سیزدهمی جدول لیگ ایران پیوست. امیرحسین توخته پس از مثبت شدن دوبارهی تست دوپینگش، ۵ سال از میادین محروم شد و از والیبال خداحافظی کرد. رضا عابدینی رفته رفته افول را تجربه کرد و نام او در لیگ کمرنگ شد. علی اصغر مجرد دوبار پارگی آشیل را تجربه کرد و این در تجربهی حرفهای ورزشی او خاطرهی تلخی به حساب میآمد. جواد کریمی علارغم عملکرد خوب خود با تیم میناس برزیل در بحران به سر میبرد. میثم صالحی امسال پس از برگشت از مصدومیت طولانی خود، در همان بازی دچار کابوس تلخی به نام پارگی رباط صلیبی شد و از تیم ملی والیبال خداحافظی کرد. ولی این مصدومیت ها و البته محرومیت ها (مثل محرومیت صابر کاظمی) باعث عقبگرد تیم ملی والیبال شد. به عنوان آخرین نفری که باید به او اشاره کنم، میتوانم از صابر کاظمی اسم ببرم. پسری که با مصدومیت به کمک تیم ملی آمد و لحظهای از پریدن دست نکشید. صابر دو سال از بازی برای تیم ملی محروم شد و زمانی که همه چشم انتظار برگشت او بودند، دنیا از داشتن او محروم شد. صابر کاظمی طی یک حادثهی نامشخص از دنیا رفت ولی نامش برای همیشه در ذهن ها ماند. به شخصه فکر میکنم تا مدت های زیادی راه رفتن با درد او، هنگام گرفتن جایزهاش در خاطرم خواهد ماند. و این سرنوشت تیم طلایی ۲۰۲۱ بود. طلایی که تبدیل به خاکستر شد. حالا اسماعیل نژاد، حضرت پور، مسافر، اسفندیار و کریمی و... جوانههایی از دل این خاکستر هستند. امیدوارم از دل این خاکستر، ققنوسی یا شاید بهتر بگویم سیمرغی (چون نماد ملی ایران است) سر برآورد. سیمرغی که بال هایش به قوت تلاش ها و حافظهی قهرمانی های گذشته پرواز میکند. تا دوباره بتوانیم مشت های گره کردهی آنها در هنگام شادی را با خوشحالی ببینیم. فرنوش اصل جعفری 🌾🌴