#مقاله ✅ میتونم باهاتون صحبت کنم یوهان کرویف بزرگ؟ اونقدری قدیمی نیستم که بازیتون یادم باشه؛ حتی انقدر تازه وارد که معماری بارسلوناتون رو هم به خاطر ندارم. اصلا پنج سال بعد از اونروزی که شما یه کاخ باشکوه آبی‌اناری رنگ رو تحویل کارلس رکساچ دادین، من به دنیا اومدم. روز تولدم، ۵۴ سال از سنتون گذشته بود و پنج سال از آخرین فعالیت‌تون توی فوتبال هم میگذشت و وقتی هم که دیگه تو این دنیا نبودین، من فقط ۱۵ سال سن داشتم. ولی حس میکنم خیلی بزرگین برام؛ وقتی به تاریخ رجوع کردم و در مورد دوران بازیگری‌تون خوندم و فهمیدم که تو چهار سال، سه بار مرد سال فوتبال دنیا شدین و کلی افتخار ملی و باشگاهی با هلند و آژاکس کسب کردین، برام مثل یک رویا، غیرقابل باور بودین. وقتی هوادارای بارسلونا بهتون لقب "ال‌سالوادور" به معنای "نجات‌بخش" میدن، وقتی پپ در ستایشتون میگه  "کرویف یه کلیسای شکوهمند رو تاسیس کرد و ما وظیفه داریم تا ازش حفاظت کنیم و اون رو بازسازی کنیم"، وقتی فهمیدم که یک‌نفره به جنگ رئال مادرید پر ستاره رفتین و چهار سال متوالی قهرمانی لالیگا رو با بارسلونا بدست آوردین و بارسا رو برای اولین بار قهرمان لیگ قهرمانان اروپا کردین، وقتی شنیدم که لاماسیا، اون گنجینه بزرگ پرورش استعداد، اولین بار توسط شما تشکیل شد و وقتی خوندم که رایکارد، اون مرد موفرفری‌ای که مسی رو از لامسیا، همونجایی که خودتون موسسش بودین، کشف کرد، برگکمپ، اون مرد یخی‌ای که برای همیشه تو قلب آرسنالی‌ها موندگار شد و مارکو فان‌باستن، اون اعجوبه هلندی رو شما به فوتبال فوتبال معرفی کردین، فهمیدم که شایسته ستایشین، حتی اگه نهایت تصورم ازتون، یه قیافه مسن و موهای سفید و سیگار روی لب و یه لبخند همیشگی، حتی وقتی اون روزهایی که با سرطان مبارزه میکردین، باشه. میگفتین "بازی فوتبال ساده‌ست، ولی ساده فوتبال بازی کردن خیلی سخته"؛ میگفتین باید از فوتبال نهایت لذت رو برد؛ میگفتین "پیروزی پنج چهار رو به برتری یک بر صفر ترجیح میدین" وقتی زوبی‌زارِتا، دروازه‌بان سابق بارسلونا، ازتون پرسید که برنامه دفاعی‌مون برای کرنرهای حریف چیه، در جواب بهش گفتین "من چه میدونم؟ تو اگه به دفاع کردن علاقه‌مندی، برو دنبال جواب سوالت" شما اولین نفری بودین که از ترکیبی که سه تا مهاجم و چهار تا هافبک و فقط سه تا مدافع داشت، رونمایی کردین؛ میگفتین "اگه از چهار تا مدافع استفاده کنیم، تو میانه زمین فقط شش بازیکن در برابر هشت یار حریف داریم و اینجوری تو جنگ وسط زمین شکست میخوریم". شما به هوش، یه اعتبار وصف نشدنی هدیه دادین و با گذاشتن گواردیولا تو خط هافبک، به سلطه قدرت بدنی پایان دادین. شما ثابت کردین که یه مسیری که قرار بود با قدرت بدنی و تکنیک فردی باز شه رو میشه با یه پاس کوتاه و قدرت بالای مغز باز کرد. شما نشون دادین که فوتبال فقط جای هیکلی‌های قلدر نیست و کوتاه‌قامت‌های ضعیف، اما باهوش مثل ژاوی، میتونن تو زمین همه‌کاره باشن. شما اولین نفری بودین که از گواردیولا بلندقامت خواستین تا فقط به بازی با پاهاش فکر کنه؛ مالکیت رو تعریف کردین؛ توپ رو از آسمون به زمین آوردین و به شخصیت اصلی بازی تبدیلش کردین. آقای کرویف؛ بدون شما، بارسلونا صاحب یه فلسفه مشخص نمیشد؛ بدون شما، فان‌باستن و برگکمپ و رایکارد به فوتبال معرفی نمیشدن؛ بدون شما، بازیکن‌های لاغر و ضعیف، ولی باهوش مثل گواردیولا، بوسکتس، ژاوی، اینیستا و مسی تو فوتبال جایی نداشتن. آقای کرویف؛ شما رفتین، ولی مغزتون رو توی مستطیل سبز به یادگار گذاشتین...