مردم از سراسر اروپا از طریق واگنهای مخصوص حمل دام به آشویتس منتقل میشدند. این واگنها نه پنجره داشت، نه توالت و نه صندلی. غذایی هم در اختیار زندانیان گذاشته نمیشد.
زندانیانی که به آشویتس میرسیدند به دو دسته تقسیم میشدند: عدهای برای کار انتخاب میشدند و عدهای فورا کشته میشدند. به گروه دوم دستور داده شد که برهنه شوند و برای دوش گرفتن آماده شوند؛ فریبی که برای فرستادن قربانیان به اتاق گاز استفاده میشد.
گاردهایی که از آنها به عنوان خدمه «موسسه پاکسازی» نامبرده میشد بعدتر گاز کشنده «سیلکون ب» را به اتاقها تزریق میکردند و منتظر مرگ قربانیان میماندند. این فرایند کشتار حدود ۲۰ دقیقه طول میکشید. اما دیوارهای ضخیم نمیتوانست صدای فریاد قربانیانی را که در حال خفگی بودند پنهان کند.
کمی بعد، Sonderkommandos (ساندر کماندوها) میآمدند و اندامهای مصنوعی بدن، عینک، مو و دندانهای قربانیان را قبل از سوزاندن بدن جدا میکردند. ساندر کماندوها در واقع زندانیانی غالباً یهودی بودند که یا به اجبار باید برای نگهبانان کار میکردند یا کشته میشدند. در این کشتار، خاکستر اجساد سوزانده شده هم به عنوان کود استفاده میشد.
بخش دیگری از این اردوگاه نیز به «کانادا» مشهور بود؛ جایی که اشیای متعلق به افرادی که در اتاقهای گاز کشته شده بودند و همچنین متعلقات کسانی که برای کار فرستاده شده بودند، نگهداری میشد. گفته میشود نامگذاری این بخش از رو بود که برای نازیها کانادا سرزمین «فراوانی» به شمار میآمد.