پول! بعضی‌ها می‌گویند دنیا حول محورش می‌چرخد. بعضی‌ها مانند همستری که بر روی چرخ‌وفلک خود می‌دود، به‌طور خستگی‌ناپذیری به دنبالش هستند. بعضی‌ها درباره‌اش صحبت می‌کنند و بعضی‌ها درواقع آن رادارند.

پول اهمیتی به اعتمادبه‌نفس، دین، محل زندگی و اهداف تو نمی‌دهد. پول فقط، پول است. یا آن راداری و یا نداری. یا پول خرج می‌کنی و یا به دستش می‌آوری. پول نیز مانند دیگر موارد موجود در طبیعت یک سری قوانین را دنبال می‌کند؛ چیزهایی که باعث تولید و به گردش درآوردن سرمایه‌ها می‌شود. در این بخش از آموزش‌های ویتارو، ما قرار است 15 قانون پول را با تو در میان بگذاریم. قول ما را داری که این 15 قانون، دیدگاهت را نسبت به پول تغییر می‌دهد. لطفاً از این پست یادداشت‌برداری کن؛ زیرا این مطلب می‌تواند یکی از مهم‌ترین سرمایه‌گذاری‌هایی باشد که تابه‌حال انجام داده‌ای. پس بدون هیچ حرف‌اضافه‌ای مطلب را با نوشتن اولین قانون شروع می‌کنیم.

1. پول اشخاص را تغییر نمی‌دهد، بلکه خود واقعی آن‌ها را نشان می‌دهد.

پول را مانند ذره‌بینی تصور کن. این ذره‌بین، ویژگی‌های شخصیتی افراد را ده برابر بزرگ‌تر نشان می‌دهد اما مردم تازه به این ویژگی‌ها توجه می‌کنند. این ذره‌بین تنها شعله‌ی ویژگی‌های خوب و بد انسان را روشن می‌کند. اگر تو آدم مغروری باشی و ثروتمند شوی، درواقع همان آدم مغرور اما با حساب بانکی بزرگ‌تر باقی می‌مانی. یا اگر آدم بخشنده و فروتنی باشی، پول تو را تغییر نمی‌دهد و به پول به‌عنوان منبع جذابی برای بخشندگی نگاه می‌کنی.

2. هرگز قبل از به دست آوردن پول، خرجش نکن.

اگر می‌خواهی همیشه فقیر باقی بمانی، به خرج کردن پولی که هنوز مالکش نشدی، ادامه بده. یکی از دلایل اصلی که مردم نمی‌توانند از فقر فرار کنند همین است. تو نباید برای چیزهایی که نیاز، یا توانایی‌ خریدش را نداری، پول قرض بگیری.

بعضی‌ها می‌گویند این تقصیر رسانه است که باحالتی تهاجمی و به‌صورت پیوسته، افراد آسیب‌پذیر را مورد هجمه تبلیغاتی قرار می‌دهد. رسانه شرط رسیدن به خوشحالی و خوشبختی همراه با احترام را خرید کالا و مصرف‌گرایی می‌داند. بعضی‌ها می‌گویند این‌یک مسئله‌ی آموزشی است زیراکسی به تو این چیزها را مدارس و دانشگاه‌ها یاد نمی‌دهد. اما درواقع این‌یک مسئله‌ی شخصی است. تو اگر برای خرید یک تلویزیون هوشمند زیر بار قرض بروی می‌دانی که این خرید هوشمندانه نیست؛ گرچه تلویزیون هوشمند باشد. این به خاطر پوچی و ضعف اعتمادبه‌نفس است. تو آینده‌ی خود را قربانی حال خود می‌کنی.

3. به دنبال پول نرو، بگذار پول به دنبال تو بدود.

این ‌یکی دیگر از آن جمله‌های انگیزشی مزخرف و بی‌معنی نیست. این جمله درواقع خیلی عمیق‌تر از یک جمله‌ی انگیزشی است. این قانون می‌تواند به دو بخش تقسیم شود.

- به دنبال پول نرو. این بدان معنی است که تو همیشه از پول عقب‌تر هستی و به دنبالش می‌دوی. با دویدن در این چرخ‌وفلک همستر به‌جایی نخواهی رسید. هر چه قدر بیشتر به دنبال پول باشی، بیشتر ازت فرار می‌کند.

- پول را مجبور کن به دنبال تو بدود. یعنی آن‌قدر ارزشمند شو که پول به خاطر مهارت و رفتارت به سمت تو سرازیر شود. بگذار توضیح بدهیم. ما می‌گوییم هر چه قدر شخصیت ارزشمندتری داشته باشی، مردم بیشتری هم برای حل کردن مشکلاتشان به سمت تو می‌آیند. آن‌ها با رضایت خاطر به دنبال پول می‌دوند و به پایت می‌ریزند؛ اگر به‌اندازه‌ی کافی ارزشمند باشی.

این تفاوت اصلی مصرف‌کننده و تولیدکننده است. یکی پول خرج می‌کند و دیگری پول دریافت می‌کند. هر چه قدر ارزش تو بیشتر باشد، پول بیشتری نیز دریافت می‌کنی.

4. بر روی زمان قبل از پول سرمایه‌گذاری کن.

باور مشترکی در میان مردم وجود دارد که برای پول درآوردن حتماً باید پول داشته باشی. این باور غلط، باعث عقب‌ماندگی مالی و روحی بسیاری از افراد می‌شود. چیزی که مردم هیچ‌وقت یاد نمی‌گیرند این است که زمان بسیار ارزشمندتر از پول است. مهم نیست چه زمانی شروع کنی، به‌طور متوسط برای راه‌اندازی یک کسب‌وکار سود ده حداقل 7 سال زمان نیاز داری. 10 اگر باهوش نباشی و 5 اگر کمی سرمایه در اختیارت باشد. اما چیزی که مسلم است، این است که زمان باید طی شود.

برای رسیدن به هدفت باید دستانت را کثیف کنی. باید از منابع مختلف مانند ویتارو آن‌قدر یاد بگیری که دیگر به کسی نیازی نداشته باشی و رئیس خودت شوی. این حقیقت برای ما واقعاً شوکه کننده بود که مردم، 2 ساعت کار در روز برای شروع یک کسب‌وکار و منبع درآمد جدید را زیاد می‌دانند، اما خیلی راحت ساعت‌ها وقت خود را پای شبکه‌های اجتماعی، تلویزیون و بازی‌های ویدیویی تلف می‌کنند.

هر چه قدر زودتر شروع کنی، زودتر به هدفت خواهی رسید. تو ثروتمند نیستی نه به خاطر اینکه پول کمی در اختیارداری، بلکه به‌این‌علت که زمان خود را بسیار بد مدیریت می‌کنی.

5. هر چه بیشتر یاد بگیری، بیشتر پول در می‌آوری

نکته‌ی حائر اهمیت در این قسمت این است که تو باید چیزهایی بیاموزی که ارزشت را بالاتر ببرند. هیچ‌کس اهمیتی نمی‌دهد که تو تمام تاکتیک‌های بازی FIFA یا نام تمام شخصیت‌های سریال بازی تاج‌وتخت را بلد باشی. دانستن اینکه چه کسانی قله‌ی اورست را فتح کردند چیزی به ارزش تو اضافه نمی‌کند. دانشی که پتانسیل شکوفا شدن و پیشرفته شدن را نداشته باشد، ارزش وقت گذاشتن ندارد.

دانش باید ارزش مادی یا معنوی به انسان اضافه کند و تو را از این زندگی کسل‌کننده و معمولی رها نماید. مشکل بالا رفتن از دیوار است؟ یک نردبان بساز. نردبان ساخته‌شده اما دیوار بلند است؟ آن را بلندتر کن. نردبان تحمل وزن موردنظر را ندارد؟ مواد اولیه‌اش را تغییر بده. برای هر مشکلی یک‌راه حلی وجود دارد. شاید اندازه و پیچیدگی مشکل‌ها متفاوت باشد؛ اما درنهایت همه‌ی مشکل‌ها شبیه به یکدیگر هستند.

اگر می‌خواهی پول دربیاوری، باید بفهمی که پول چطور ساخته می‌شود. تو باید آن‌قدر پول درآوردن را تمرین کنی تا زمانی که واقعاً در این کار استاد شوی. درست مانند وقتی‌که می‌خواهی نواختن پیانو را بیاموزی.

بااینکه به شانس اعتقادی نداریم اما می‌توان گفت که تو خیلی خوش‌شانس هستی که در این زمان دنیا آمدی. زیرا منبع آموزشی برای هر رؤیایی که داری به‌صورت آزاد و رایگان در جهان وجود دارد و تنها کاری باید بکنی این است که اولین قدم را برداری.

6. هیچ وقت برده‌ی پول نباش، رئیسش باش.

چرا می‌گوییم با ویتارو رئیس خودت باش؟ زیرا اگر رئیس خودت باشی دیگر برده‌ی هیچ شخص یا غریزه‌ای نمی‌شوی. انسان به دنیا می‌آید تا آزاد باشد اما نظام سرمایه‌داری ما را برده خودکرده است. این نظام، ابزار فوق‌العاده‌ای به نام قرض را ابداع کرده تا بشریت را در چنگال خود اسیر نگه دارد. قرض با بهره‌ی بالا یکی از جدیدترین روش‌های برده‌داری است.

از لحظه‌ای که به هر دلیلی پول قرض گرفتی، زندگی‌ات دیگر برای تو نیست، بلکه به قرض دهنده تعلق دارد. تو باید ساعت‌ها کار و زمان ارزشمند خود را تلف کنی تا زندگی شخص دیگری را آسان‌تر نمایی. اگر این برده‌داری نیست، ما نمی‌دانیم چه چیزی است.

یا تو باید برای پول کاری کنی یا پول برای توکار کند. تو باید پول را مجبور کنی که برایت کار کند. این پول رشد می‌کند، زیاد می‌شود و به تو در کارهای مختلف کمک خواهد کرد.

7. نگذار پول تو را اغوا کند، تو اغوایش کن.

این‌یک توضیح اضافه برای قانون شماره 6 است. پول به برده‌داری علاقه دارد، ترفندهایی بلد است که می‌تواند خطرناک باشد. زیرا پتانسیلش را دارد. تو باید این موجود خطرناک را به خدمت خود دربیاوری؛ درست مانند چاقویی که در دستان یک آشپز حرفه‌ای قرار دارد. پول تو را وسوسه می‌کند به هر چیزی که آرزویش را داشتی – چه کوچک و چه بزرگ – برسی. چه کسی دوست ندارد رؤیاهایش را به واقعیت تبدیل کند؟ اما این همان لحظه‌ای است که پول از دستت فرار می‌کند. به‌محض کوچک‌ترین لغزشی، این موجود با سرعت باورنکردنی نقش خود را از برده به رئیس تغییر می‌دهد.

جهان پر از نمونه‌ افرادی است که می‌خواستند ثروت عظیمی دست‌وپا کنند، اما به دلیل عدم کنترل پول و احساسات، ورشکست شدند وزندگی خود را تباه کردند.

نگذار ظاهر جذاب پول تو را فریب بدهد و تو را برده‌ی خودش کند. باطن واقعی پول یک ابزار است و تو باید همیشه این را به خاطر داشته باشی.

ادامه دارد...