همه‌چيز از هامبورگ شروع شد؛ شبي در تابستان ۱۹۸۸، زماني كه هلند ۲ بر ۱ آلمان را در نيمه‌نهايي جام ملت‌هاي اروپا شكست داد. در هلند، ملت آرام اين كشور خودشان هم شگفت‌زده شدند. بيش از ۹ ميليون هلندي، بيش از ۶۰ درصد جمعيت كشور، به خيابان‌ها ريختند تا اين پيروزي را جشن بگيرند. با اينكه بازي سه‌شنبه و در وسط هفته برگزار شد، عظيم‌ترين گردهمايي عمومي پس از آزادي شكل گرفت. يكي از مبارزان نهضت مقاومت هلند در برنامه‌يي تلويزيوني گفت: «احساس مي‌شد انگار بالاخره در جنگ پيروز شده‌ايم.»

اهالي آمستردام در ميدان لايدشپلاين دوچرخه‌هاي‌شان را به هوا پرتاب مي‌كردند و فرياد مي‌زدند: «هورا، دوباره دوچرخه‌هاي‌مان را پس گرفتيم!» قبلا آلماني‌ها در بزرگ‌ترين دوچرخه‌ دزدي تاريخ، تمام دوچرخه‌هاي هلندي‌ها را در زمان اشغال هلند مصادره كرده بودند.

فوتباليست‌هاي حرفه‌اي همواره نسبت به حريفان‌شان مودب هستند، چون مي‌دانند دوباره در جايي ديگر با آنها روبه‌رو خواهند شد. اما هلندي‌ها درباره آلماني‌ها مودب نبودند. رونالد كومان از اينكه آلماني‌ها پيروزي‌شان را به آنها تبريك نگفتند، خشمگين شده بود. او ادعا كرد كه از آن ميان فقط اولاف تون كه پيراهنش را هم با او عوض كرده بود، رفتار خوبي داشته است.

ویم ون هنگم هافبک تیم ملی هلند در جام جهانی ۱۹۷۴ می گوید: «برتری ۱ بر صفر کافی بود ولی میخواستیم اونارو تحقیر کنیم. از آلمانیا متنفرم اونا خانواده منو کشتن. پدرم، خواهرم و دو تا از برادرام. هر وقت که مقابل آلمان قرار گرفتم احساس ترس و ناکامی میکردم.

رينوس ميشل مربي هلندي كه عبارت معروف «فوتبال جنگ است» منتسب به اوست، درباره بازي گفت: «احساسي فراتر از رضايت و خوشحالي دارم. نمي‌خواهم دلايل احساسات عجيبم را در اين كنفرانس خبري بازگو كنم.» او هنگام بيرون آمدن از تونل و ورود به ميدان در شروع نيمه دوم، در واكنش به تمسخر هواداران آلمان، با حالتي موقرانه انگشت وسطي‌اش را به سوي آنها نشان داد!

به نظر مي‌رسد در آن بعدازظهرِ هامبورگ، ديدگاه هلندي‌ها نسبت به آلماني‌ها به مراتب منفي‌تر شد. شواهد و قراين كه اين طور نشان مي‌دهد. در ۱۹۹۳، موسسه ارتباط بين‌المللي Clingendael در هلند گزارشي از ديدگاه نوجوانان هلندي نسبت به آلماني‌ها ارائه داد.  در گزارشي از مخاطبان خواسته شده بود كشورهاي اروپايي را به ترتيب احساس مثبتي كه نسبت به آنها دارند بنويسند و آلماني‌ها در پايين‌ترين رتبه قرار گرفتند. (جمهوري ايرلند از آخر دوم شد، شايد به اين دليل كه هلندي‌ها فكر مي‌كردند در آنجا جنايت‌هاي فرقه‌يي وجود دارد. بريتانيا هم رتبه سوم از آخر داشت. در رده‌بندي محبوب‌ترين كشورها، ايتاليا و لوكزامبورگ در رتبه‌هاي بعد از هلند قرار گرفتند.)

روزنامه آلماني بيلد كه عملكردش مانند روزنامه‌هاي سان بريتانيا است، خبرنگاري را در هتل تيم هلند مستقر كرده بود تا بتواند ته‌توي شايعات مربوط به اين تيم را دربياورد. در ۱۹۷۴، پيش از فينال جام جهاني بين آلمان و هلند، بيلد مطلبي به دروغ درباره اوضاع اردوي هلند چاپ كرد، با اين تيتر: «كرويف، شامپاين و دختران برهنه» كرويف به‌شدت عصبي و آشفته شد، آلمان فينال را برد و كاپيتان هلند تصميم گرفت در جام جهاني ۱۹۷۸ شركت نكند. در ۱۹۸۸، از ترس روزنامه بيلد، هلندي‌ها را به ندرت از اتاق‌هايشان خارج مي‌شدند. حتي در اين شرايط هم آرامشي در كار نبود.

هلند برابر آلمان، خير برابر شر. پيراهن‌هاي ما روشن بود و راه‌راه. آلماني‌ها سياه و سفيد پوشيدند. ما چند بازيكن رنگين‌پوست داشتيم، از جمله كاپيتان‌مان و هواداران‌مان موهاي‌شان را به شكل گوليت درآورده بودند يا از كلاه‌هايي شبيه موهاي او استفاده مي‌كردند، بازيكنان آنها همه‌شان سفيدپوست بودند و تماشاگران‌شان صداي ميمون از خودشان در مي‌آوردند. بازيكنان ما بامزه و طبيعي بودند. كتاب هزار سال طنز آلماني، كوتاه‌ترين كتاب جهان است و رودي فولر آن موي فرفري مضحك را داشت. بازيكنان ما تشخيص فردي داشتند، اما آلماني‌ها را تنها مي‌شد از طريق شماره پيراهن‌هايشان از هم تمييز داد. آنها مدام خودشان را زمين مي‌انداختند.

گوليت پس از بازي هامبورگ اشاره كرد كه با اينكه هلندي‌ها هم مثل آلماني‌ها كثيف بازي كردند، ولي براي نخستين بار بود كه رسانه‌هاي سخت‌گير هلند هيچ انتقادي از تيم نمي‌كردند (سابقه نداشت خبرنگاران هلندي بازيكنان را در آغوش بگيرند و هق‌هق‌كنان از آنها تشكر كنند) . خطاهاي هلندي‌ها ناديده گرفته شد، حتي از آنها تشكر هم شد، چون اينها نمادهايي از دوران مقاومت تلقی شدند.

همانطور که هلندی ها به رعایت مساوات معروف بودند، آلمانی ها کماکان مغرور به حساب می آمدند. هانس فن بروکلین دروازبان هلند در این باره می گوید: «نوع رفتار آلمانی ها با بازیکنان حریف غیر قابل قبول است. اگر آن ها در راهرویی به عرض نیم متر هم با شما برخورد کنند، حتی آن‌قدر با نزاکت نیستند که سلام و علیکی بکنند. واقعيت اين است كه آلماني‌ها كاملا مسائل اخلاقي مسابقه را فراموش كردند.» حتي بكن‌باوئر، آلماني خوب، كه پس از بازي سوار اتوبوس هلندي‌ها شد تا پيروزي را به حريف تبريك بگويد، شكست مقابل هلند را سزاوار تيمش ندانست. (البته او بعداً گفته‌هايش را به اين شكل اصلاح كرد: اما از طرفي هلند به قدري خوب بازي كرد كه نمي‌توانم از ارزش موفقيت‌شان كم كنم.) لوتر ماتيوس معتقد بود داور بايد يك دقيقه ديگر وقت اضافه محاسبه مي‌كرد. فولر با تعجب گفت: جوري هلندي‌ها را به عرش رسانده‌اند كه انگار آنها از يك سياره ديگر آمده‌اند. (از سياره ديگر نيامده بودند! از كشوري ديگر آمده بودند) فقط بيلد حق مطلب را بيان كرد و چنين تيتري زد: هلند فوق‌العاده.

اين دو كشور بازي بعدشان را در اكتبر ۱۹۸۸ در مونيخ برگزار كردند. بازيكنان تيم ملي آلمان با هم قرار گذاشتند پس از بازي پيراهن‌هاي‌شان را با حريف عوض نكنند. در آوريل ۱۹۸۹، هواداران هلند در رتردام با نصب پلاكاردي ماتيوس را به آدولف هيتلر تشبيه كردند.

بازي‌هاي هلند ـ آلمان حساس‌تر شد. دو تيم در هجدهم ژوئن 1992 در گوته بورگ (سوئد) و در رقابت‌هاي جام ملت‌هاي اروپا به مصاف هم رفتند، رونالد كومان معتقد بود شيطان اين دو تيم را مجدداً برابر هم قرار داده بود.

اين‌بار ماتيوس كه يك آلماني اصيل به حساب مي‌آمد مصدوم بود. روزنامه‌ دي تلگراف از اينكه اندي مولر، جانشين ماتيوس، جانشين مناسبي نبود انتقاد كرد: «چگونه يك هلندي واقعي مي‌تواند جداً از يك آلماني كه خود آلماني‌ها هم چندان قبولش ندارند متنفر باشد؟» اما هواداران هلندي از اين بابت مشكلي نداشتند. مهم نبود آلمان با كدام تركيب به زمين مي‌آيد.

در گوته بورگ، زماني كه بازيكنان هلند آماده بيرون آمدن از رختكن مي‌شدند، رينوس ميشل، مربي هلند جلوشان را گرفت و گفت: «آقايان، چيزي را كه الان مي‌خواهم بگويم هرگز قبلاً نگفته‌ام. امروز سه گل خواهيد زد، هافبك‌ها‌يمان دو گل مي‌زنند، آلماني‌ها هم يكي از دو گل مي‌زنند. بازي خوبي برايتان آرزو مي‌كنم.»

رايكارد كه در خط مياني بازي مي‌كرد، پس از دو دقيقه گل زد، و دو آلماني همزمان بمبي را در كلوبي هلندي انداختند كه منجر به زخمي شدن سه هلندي شد كه به دلايلي بازي را تماشا نمي‌كردند. اين كلوب در شهر كركرادهلند و در خياباني به نام نيو اشترات واقع شده كه ابتدايش در هلند و انتهايش در آلمان است. در ادامه، هافبك چپ هلند راب ويتشجه روي يك ضربه آزاد توپ را از زير پاهاي رديله كه در ديوار دفاعي جا گرفته و در لحظه نواخته شدن ضربه به هوا پريده بود، عبور داد و گل دوم را زد. ميشل در اين باره گفت:«ما براي ضربه‌هاي آزاد طرح و برنامه داشتيم، ولي نمي‌دانستم آيا بازيكنان برنامه‌ها را پياده مي‌كنند يا نه. خوشبختانه آلماني‌ها نقشه ما را درست انجام دادند!‌» كلينزمن براي آلمان گل زد و در ادامه دنيس برگ كمپ كه در خط حمله بازي مي‌كرد، بازي را ۳ بر ۱ به نفع هلند كرد. در شرايطي كه چند دقيقه به انتهاي مسابقه باقي مانده بود، ميشل و دستيارش ديك ادوكات تصميم گرفتند پيتر بوژ را جاي ووترز وارد بازي كنند. ووترز از خارج شدن از زمين سر باز زد، بقيه هلندي‌ها هم نمي‌خواستند از زمين بيرون بيايند. در نهايت مربيان مجبور شدند برگكمپ جوان و سر به زير را بيرون بياورند. ادوكات به برگ‌كمپ كفت:

«دنيس، مي‌خواهيم كاري‌كنيم كه هواداران تشويقت كنند.» بوژ به برادرش قول داده بود پيراهنش را با آلماني‌ها عوض نكند. نتيجه همان ۳ بر ۱ باقي ماند، همان چيزي كه ميشل پيش بيني كرده بود. بازي هلند ـ آلمان نيروهای ماورای الطبيعه را هم فعال مي‌كند.

لقب‌هاي ميشل، « مرد مرموز »، ژنرال و مرد هدف هستند. او در آن زمان برخلاف آلي مك‌لئود (مربي معروف اسكاتلندي) غرور بي‌جا نداشت، اما فراموش كرده بود كه هلند ابتدا در نيمه نهايي بايد دانمارك را شكست دهد. بقيه هم در هلند چنين اشتباهي كردند. بسياري از پروازهاي چارتري كه براي بازي نيمه‌نهايي در نظر گرفته شده بود لغو شدند تا هواداران براي حضور در فينال و بازي برابر آلمان خودشان را آماده كنند. در ديدار برابر دانمارك، اكثر سكوهاي ورزشگاه خالي بود. طبيعتا هلند بازي را باخت. آنها بسيار مغرور شده بودند. پيتر اشمايكل دروازه بان دانمارك ادعا كرد هلندي‌ها به قدري از پيروزي‌شان مطمئن بودند كه پس از گل برگكمپ حتي شادي هم نكردند. پس از بازي آنها از فرط ناراحتي به مرز ديوانگي رسيدند، چون آلمان سوئد را شكست داده بود تا به فينال برسد. فن بروكلن دروازه‌بان هلند مي‌گويد: «واقعا به آلماني‌ها رحم كرديم. آنها قهرمان جهان هستند و حالا مي‌خواستند قهرماني اروپا را هم از ما پس بگيرند. مطمئنا شب‌هاي زيادي نمي‌توانم بخوابم.»

آلماني‌ها در فينال باختند و در كپنهاگ، بازيكنان و هواداران دانمارك اين آواز را سر دادند: « خداحافظ، آلمان. » دانمارك هم در زمان جنگ به اشغال آلمان درآمده بود.

با وجود گذشتن سال های زیاد از جنگ و بازی کردن بسیاری از بازیکنان هلندی در آلمان مثل آرین روبن و مارک ون بومل  اما هنوز هم تنفر میان آلمانی ها و هلندی ها سر جایش هست و احتمالا هیچوقت هم از بین نخواهد رفت.

منبع: کتاب فوتبال علیه دشمن نوشته‌ی سایمون کوپر و به ترجمه عادل فردوسی پور

@Footballisms