شاید در این برنامه زیر سقف طرفداری بیش از هر برنامه دیگری همکاری که مقابل دوربین قرار گرفت را اذیت کردم. با توجه به برنامه روز گذشته با علی کلهری، پیش از همه چیز از حسین باقرشاهی پرسیدم با نام سلبریتی ها برای خود سفارش غذا می دهد؟
حسین باقرشاهی از پاسخ به این سوال با شوخی طفره رفت و در ادامه از او پرسیدم که سال 99 برای او چگونه بوده است؟ حسین از تغییراتی که در زندگی حرفه ای کاری اش رخ داده می گوید و معتقد است حضورش در دفتر طرفداری و همکاری با مهدی هژبری، زندگی کاری او را به دو بخش بعد و قبل این همکاری تقسیم کرده است. در ادامه هم شوخی های در مورد اذیت کردن های حسین در دفتر چاشنی کار شد.
از حسین پرسیدم یک روز کاری اش در دفتر طرفداری چگونه می گذرد؟ حسین در خصوص کارهایی که انجام می دهد توضیح داد.
امروز پیام ویدیویی علی آقا احمدی را با هم تماشا کردیم. علی آقا احمدی تقریبا یک سال و نیم است که در بخش خارجی طرفداری فعالیت می کند. او از همکاری اش با طرفداری و روزهای ابتدایی که حسین باقرشاهی به او در بخش خارجی کمک می کرده و رابطه دوستانه ای بین آن ها شکل گرفته گفت. علی آقا احمدی همچنین در مورد خاطرات آبان سال گذشته می گوید و اینکه در هر حالتی خبر کار می کرده است حتی در راه دانشگاه!
در بخش دوم گفتگو، نوبت به خاطر حسین باقرشاهی رسید. حسین تقریبا یک سر تمام اتفاقات و جریانات طرفداری است اما او دو خاطره جالب را برای گفتن انتخاب کرد؛ اولین آن ها در مورد شوخی های پشت سر هم حسین با اعضای تحریریه بود که در نهایت باعث عصبانیت اعضا و تهدید حسین شد. دومین خاطره هم به جریان معروف سالن رفتن و کری های او بر می گردد که حسین معتقد است هنوز هم از کری خوانی هایش پشیمان نیست.
سوال پایانی من مرتبط با بهترین کاری بود که در طرفداری انجام داده؛ حسین یادداشت هایش را انتخاب کرد ولی این سوال که کدام یادداشت را بیشتر دوست داشته را بی پاسخ گذاشت و گفت نمی تواند یکی از یادداشت هایش را انتخاب کند و تمام آن ها را به نوعی دوست دارد. البته او دل نوشته در خصوص علی انصاریان و مهرداد میناوند را تلخ ترین کاری که تا حالا انجام داده دانست. این برنامه را تماشا می کنید: