درود به همه دوستان❤ تصمیم دارم هر چندوقت یکبار چالش "یک عکس یک داستان" رو برگزار کنم این ایده رو یه گروه کتاب‌خوانی اجرا میکرد که خیلی استقبال شده بود. جاش توی جمع بزرگ بچه‌های طرفداری خالی بود

 عکس رو با دقت ببینید (دید جزئی یا کلی به سلیقه خودتون) و سپس سعی کنید که بنویسید همین:))) «برداشت خود از این تصویر را در قالب یک یا دو بند و یا یک داستان کوتاه بنویسید»

این یه تمرینه برای "فکر کردن" ، "تحلیل کردن" و "نوشتن" همچنین در پایان کلی دیدگاه مختلف از کاربرای مختلف نسبت به یه عکس داریم که خوندن اونم جذاب و تامل برنگیزه!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

?برداشت خودم: پیرمرد خسته از "کار احتمالا طاقت‌فرسایش" بدون این که حتی سر و روش رو بشوره سر میز شام اومده و با ارامش شام ساده ولی دلچسبشو میخوره. انگار دقیقا داره در همون لحظه زندگی میکنه... اما زن؛ مشکلات بیشمار زندگی انقدر ذهنش رو درگیر کرده که انگار توی یه دنیای دیگست و میل و نای شام خوردن هم براش نمونده. توی قاب پشت پیرمرد عکسی از جوانی های اون پیرمرد هست که انگار زنده ست و یواشکی داره به زندگی فعلیشون نگاه میکنه و به این فکر میکنه که زندگی واقعی چقدر با اون زندگی که در جوانی توی فانتزیاش ساخته بود فرق داره