"نمی توان با او روبرو شد. نمی توان او را تحلیل کرد. او احساس ترحم، پشیمانی و ترس نمی کند و تا زمانی که جانتان را نگیرد هرگز متوقف نخواهد شد..."

خبری از هیجان در صدای یورگن نیست. هنگام توصیف هالند، شوخی‌ها و قهقه‌های بلند مردی با صورت سرخ پشت آن ریش‌های طلایی رنگ محو می‌شود. احتمالا آخرین باری که کلاپ با چنین لحن جدی و عبوسی در کنفرانس خبری حاضر شده بود را به یاد نخواهیم آورد... 

کلاپ دست روی نقطه‌ی حساس این روزهای فوتبال، ورزش و حتی فراتر از آن می‌گذارد. صحبت از باشگاهی که در بلندمدت امکان رقابت با آن وجود ندارد. باشگاهی که با مدلی جدید، مدلی بی سابقه در تاریخ ورزش و مدلی بدون نقص اداره می‌شوند. باشگاه‌ی متعلق به دولتهای متمول، حکومت‌ها و مناطق ثروتمند در جهان. تیمی که حالا در حال پوست اندازی است. از خوب به سوی بهتر شدن، از بهتر شدن به سمت عالی شدن و از عالی به .... مرحله‌ای که من سیتی حالا در آن قرار دارد. لیورپول من سیتی،  حقیقت رقابت دوران ما...

من سیتی هنوز در این فصل شکست نخورده، 44 گل در 14 بازی، روش‌های تازه‌ای برای گل زدن، برای اولین بار یک مهاجم نوک کلاسیک مرد اول تیم پپ و... حتی خود گواردیولا که امسال با ظاهری جوانتر و تیشرتهای جذاب در کنار زمین حاضر می‌شود. و لیورپول تیمی است که از ماه آگوست پیروز نشده. ویرجیل و ترنت، ماههاست که فرصتی برای استراحت ندارند و مو صلاح در 4 فصل اخیر در 233 بازی حاضر بوده. بیشتر از مجموع بازیهای دی‌بروین، مارز و فودن!

این یک واقعیت است که پپ هرگاه بخواهد می‌تواند به دی‌بروین و کانسلو استراحت دهد تا در چرخه‌ای کارآمد با قدرت در ترکیب حاضر شوند اما یک بازی غیبت صلاح و افت مقطعی آلکساندر آرنولد عواقب ناگواری در آنفیلد خواهد داشت. این یک واقعیت است که داروین نونز، ستاره‌ی خریداری شده در لیورپول، برای پر کردن جای خالی مانه وارد تیم شده اما هالند خرید تابستانی من سیتی، برای پیشرفت تیم به یک گام جلوتر. خط هافبک تقویت نشده‌ی لیورپول به پاشنه‌ی آشیل آنها تبدیل شده اما در سیتی، پپ با خیال راحت کالوین فیلیپس، خرید تابستانی از لیدز را در جیب خود دارد.... با وجود هزینه‌ی خالص 80 میلیون پوندی لیورپول در برابر 200 میلیون هزینه‌ی من سیتی در 4 سال اخیر اما واقعیت، تفاوت همیشه‌ی میان فقیر و غنی نیست بلکه مرتبه‌ای فراتر از آن است...

نه لیورپول و نه آرسنال و نه رقبای دیگر من سیتی تیم‌های فقیری نیستند اما در من سیتی یک آسودگی خیال شبیه همان رنگ آرامش بخش آبی آسمانی لباس آنها وجود دارد. سیتی، خوب، معقول و به شیوه‌ای منطقی پولهایش را خرج می‌کند. بدون ترس از ورشکستگی زیرا هیچ باشگاه تحت حمایت یک دولت- حکومت ورشکسته نخواهد شد. هیچ کس نگران پخش کردن سود سهام باشگاه به سهامداران در چنین باشگاه‌هایی نیست. مالکان، قرار نیست با افزایش قیمت باشگاه به سود ناشی از فروش تیم برسند. این سطح توانایی مالی، چیزی فراتر از یک باشگاه پولدار بودن است. این یک شکست‌ناپذیری مالی است.

وقتی صحبت از هزینه کردن می‌شود، هواداران سیتی به درستی اشاره می‌کنند که سایر رقبا هم به اندازه‌ی ما خرید کرده‌اند اما واقعیت این است که چنین هزینه‌هایی در لیورپول یا حتی من یونایتد و بارسلونا، صرفا نلاش برای رسیدن به سطح من سیتی و پاریس است. هزینه‌هایی که عاقبت به تضعیف تیم در بلند مدت و نارکارآمدی‌ها منجر خواهد شد. مگر شما چندبار می‌توانید یک ویرجیل فن‌دایک 80 میلیون پاوندی برای تقویت خط دفاع خود بخرید؟

امیدوار می‌مانیم. به زنده بودن رقابت. به بازگشت شور در آهنگ صدای یورگن کلاپ. به تماشای رقابت من سیتی چشم‌نواز و لیورپول جنگنده. رقابت شاید نوپای من سیتی برابر پسران کوچک آرسنال. به خودمان امید می‌دهیم که لیورپول یک سال و نیم است در بازیهای خانگی لیگ شکست نخورده، گواردیولا، با حس رقابتی برابر در صدایش آنفیلد را “that place” می‌خواند و در ذهنمان حرکات پپ پس از شکست برابر لیورپول و فریادهای "دو بار" دوبار" او را پس از باخت برابر لیورپول را در نوامبر 2020 به یاد می‌آوریم. بدون آنکه فکر کنیم لیورپول تا کی و کجا رقیب من سیتی خواهد ماند؟