تو که نیستی دل من مثله گل های پرپره تو که نیستی همه جا گریه بامن همسفره توکه نیستی با دلم تکو تنها می شینم چشم های قشنگت لای ابرها می بینم هی می خوام دست ببرم ابرارو پاره کنم تا سحر نگاهت کنم غمم چاره کنم توکه نیستی خونمون مثله یه قاب خالیه هنوزم جایه پاهات رویه گلای قالیه تو که رفتی ایینه ی عشق من شکست و مرد شب اومد خورشیدمو پشت کوه غصه برد یادمه اون شب سرد اون شب پر غمو درد ما ز هم دور می شدیم اسمون گریه می کرد توکه نیستی خونمون مثله یه قاب خالیه هنوزم جایه پاهات رویه گلای قالیه