طرفداری | رونی کلمن (Ronnie Coleman) زاده 13 می 1964 در شهر مونرو، واقع در ایالت لوئیزیانای آمریکا است. جسی و بنتون کلمن، پدر و مادر رونی بودند. مادر رونی، در حین زایمانش، تجربه سختی را گذراند زیرا نخستین فرزندش در بدو تولد، بسیار سنگین بود. رونی در نوزادی آنقدر سنگین بود که برخی پزشکان از این مهم، تعجب کرده بودند. رونی از سنین پایین، به دلیل فوت پدرش، مسئولیت تأمین بودجه خانواده را پذیرفت و پس از مدرسه به کار مشغول میشد. او پس از رشد عضلانی خود، مورد توجه مربیان تمامی ورزشهای مدرسه قرار گرفت و ورزش را با فوتبال آمریکایی آغاز کرد. او در خط هافبک فوتبال آمریکایی آنقدر درخشید تا توانست در دانشگاه گرمبلینگ، پذیرفته شود. رونی که به لطف درخشش ورزشی خود راهی دانشگاه شده بود، توانست مدرک لیسانس حسابداری خود را با نمرات بسیار خوب، دریافت کند.

او پس از پایان تحصیلات، نتوانست شغلی متناسب با رشته تحصیلیاش را پیدا کند و در نتیجه، به عنوان پیک پیتزا مشغول به کار شد. پشتکار رونی باعث شد تا او به مرور به ثمره تحصیلی خود دست یافته و به جایگاه حسابداری پیتزافروشی برسد. پس از دو سال کار در پیتزافروشی، او به رویای کودکیاش جامه عمل پوشانید و در نیروی پلیس آمریکا مشغول به کار شد. اسباببازی هدیه کودکی او که یک ماشین پلیس موزیکال بود، باعث شد تا رونی به کار در پلیس، بسیار علاقهمند باشد. کار در نیروی پلیس، درآمدی ثابت و مراقبتهای رایگان پزشکی را برای رونی فراهم کرده بود. حضور در باشگاه ورزشی پلیس، مسیر زندگی رونی را عوض کرد. او پس از تمرینات ورزشی، کار با وزنه و هالتر را پسندید و با دعوت یکی از دوستانش به نام برایان دابسون، یکی از ورزشکاران باشگاه متروفلکس شد. ژنتیک بسیار گیرای رونی باعث شد تا رابسون، پیشنهاد دیگری را به او ارائه کند؛ درخواست رابسون از رونی، حضورش در مسابقات قهرمانی بدنسازی بود. او در نخستین حضور خود در مسابقات بدنسازی، قهرمان دسته وزنی خود و ردهبندی کلی آقای تکزاس شد.

تجربه بعدی این ورزشکار، حضور در مسابقات سال 1990 NPC ملی بود که با رتبه سوماش در دسته سنگینوزن همراه بود. در سال 1991، رونی به رتبه نخست سنگینوزن آماتورهای جهان رسید و در همین دسته، رتبه 14 قهرمانی آمریکا و رتبه چهارم NPC ملی را تصاحب کرد. قهرمانی آماتورها باعث شد تا رونی، مجوز حضور در مسابقات حرفهای بدنسازی را دریافت کند. نخستین حضور کلمن در مستر المپیا به سال 1992 بازمیگردد که او موفق به جایگیری در ردهبندی نهایی مسابقات نشد. او در همین سال، رتبه یازدهم حرفهای شیکاگو و رتبه چهاردهم شب قهرمانان را به دست آورد. او در سال 1993، رتبه ششم سه آوردگاه حرفهای شیکاگو، گرندپری آلمان و حرفهای آبشار نیاگارا را به دست آورده و در گرندپری فرانسه، چهارم شد. افزایش سطح تمرینات باعث شد تا این بدنساز در سال 1994، رتبههای بهتری را در مسابقات مربوطه دریافت کند. او در این سال، رتبه سوم گرندپریهای فرانسه و آلمان، رتبه چهارم فراخوان حرفهای سن خوزه و رتبه پانزدهم مستر المپیا را به دست آورد. قهرمانی سال 1995 جام حرفهای کانادا، رونی را مورد توجه بسیاری از دوستداران بدنسازی قرار داد زیرا آنها شاهد آغاز درخشش یک پدیده، پس از سیر آهسته و پیوستهاش بودند. رتبه یازدهم مستر المپیا به همراه رتبههای سوم شب قهرمانان و گرندپری اوکراین و رتبه ششم حرفهای هیوستون و گرندپری روسیه، از جمله دیگر تجربیات این بدنساز در سال 1995 بوده است.

دفاع از عنوان قهرمانی جام حرفهای کانادا در سال 1996، بدبیاری سختی را برای رونی به همراه داشت. او پس از قهرمانی در این رقابتها، به دلیل انجام تمرین ددلیفت بدون گرم کردن بدن، دچار مشکل در دیسک کمرش شد که میتوانست دوران حرفهای او را دچار مشکل کند. با این وجود، او توانست به مصدومیت غلبه کرده و در همین سال، علاوه بر کسب رتبه دوم شب قهرمانان و فراخوان حرفهای فلوریدا، رتبه پنجم گرندپریهای اسپانیا، آلمان و انگلستان را کسب کند. او در این سال، نمایش بسیار جذابی را در مستر المپیا گذراند و به رتبه ششم آن رسید. او در مستر المپیای 1997، رتبهای بهتر از رتبه نهم را دریافت نکرد اما توانست به قهرمانی گرندپری روسیه برسد. رتبه سوم گرندپری فنلاند و فراخوان حرفهای مردان آهنین، از بهترین نتایج رونی در میان آوردگاههای مختلفش در این سال بوده است. نخستین حضور رونی در آرنولد کلاسیک نیز در همین سال رقم خورد که او به رتبه چهارم آن رسید. پیشرفت چشمگیر فیزیک رونی در سال 1998، او را به قهرمانی گرندپری فنلاند رساند تا رسانهها از عضلات کمر پهناش بسیار سخن بگویند. مسابقات حرفهای تورنتو و شب قهرمانان، از دیگر آوردگاههایی بود که رونی با حضور در آن، مقام قهرمانی را دریافت کرد. پس از قهرمانی حرفهای سان فرانسیسکو و گرندپری آلمان، رونی به مستر المپیای 1998 اعزام شد. در زمان اعلام نتایج این دوره از مستر المپیا بود که آدرنالین این بدنساز به بالاترین حد خود رسید زیرا رویای قهرمانی در مستر المپیا، سالیان سال انرژی و زمان او را گرفته و اکنون، بسیار در دسترس قرار داشت.

سرانجام رونی به هدف دیرینه خود رسید و پس از اعلام نامش در دوئل پایانی با فلیکس ویلر، از شدت خوشحالی بیهوش شد تا نتواند نخستین قهرمانیاش در مستر المپیا را جشن بگیرد. او بعدها در تلویزیون، شاهد غش کردن خود در استیج بود زیرا پس از به هوش آمدن، هیچ خاطرهای از این لحظات نداشت. مستر المپیای 1998، شروع پادشاهی کلمن در دنیای بدنسازی بود. او در سال 1999، رقابت جذابی را با فلیکس ویلر و کوین لورون در گرندپری انگلستان داشت و با پیروزی در این آوردگاه، پیروز بزرگترین نمایش کره زمین شد زیرا طرفداران بدنسازی، اعتقاد داشتند این آوردگاه، محلی برای نمایش آمادهترین ورژن هر بدنساز بوده است. قهرمانی در مسابقات قهرمانی حرفهایهای جهان و دفاع از عنوان قهرمانی مستر المپیا، از دیگر تجربیات سال 1999 رونی بوده است. تغییر قرن میلادی نیز نتوانست جلوی فتح تمامی عناوین ممکن توسط کلمن را بگیرد. او در سال 2000 به قهرمانی حرفهایهای جهان، مستر المپیا و گرندپری انگلستان، در سال 2001 به قهرمانی مستر المپیا، گرندپری نیوزیلند و آرنولد کلاسیک، در سال 2002 به قهرمانی مستر المپیا و گرندپری هلند، در سال 2003 به قهرمانی مستر المپیا و گرندپری روسیه و در سال 2004 به قهرمانی گرندپریهای انگلستان، هلند و روسیه و مستر المپیا رسید. تنها تجربه ناموفق او در این سالها، رتبه دوم نمایش قدرت 2002، پس از شکست برابر گانتر شیلرکمپ بود. کلمن در سال 2005 به هشتمین قهرمانی متوالی خود در مستر المپیا و آخرین آن رسید. او در این دوره از مسابقات مستر المپیا، کاستوم یا طراحی لباسی همانند یک پادشاه قرون وسطایی داشت و عبارت جالبی را نقل کرد: «در هفتمین روز خلقت، خداوند استراحت نکرد زیرا رونی کلمن را آفرید». رونی در این سالها توانست با دستیابی به وزن 134.3 کیلوگرم، یکی از سنگینترین بدنسازان تاریخ شود. او در سال 2006، سلطه خود در مسابقات بدنسازی را پایانیافته تلقی کرد زیرا در تمامی مسابقات اعم از گرندپریهای اتریش، رومانی و هلند، به همراه مستر المپیا، نایب قهرمان شد. او پس از رتبه چهارم مستر المپیای 2007، دیگر در مسابقات بدنسازی دیده نشد.

کلمن در اوایل حضور خود در استیجهای مختلف بدنسازی، همچنان به وظایف خود در نیروهای پلیس ادامه میداد و بدون شلیک به کسی در 13 سال خدمت، پلیس را ترک کرد. هیبت رونی پس از پیادهشدن از اتومبیل فورد سفیدش، باعث میشد تا بسیاری از نزاعها و مشکلات مدنی، بدون دخالت طولانی او، حل شود. رونی، علاقه زیادی به پولسازی داشت و پس از پایان دوران ورزشی خود، عازم سمینارهای مختلف میشد تا با سخنرانی و تبلیغات خود، به درآمد خوبی از اعتبارش برسد. او مادرش را بسیار دوست دارد و پس از پیشرفت اقتصادی خود، بهترین منزل را برایش تهیه کرد. یک کارگردان ژاپنی به نام میتسورو اوکابه، فیلمهای آموزشی متعددی را از رونی کلمن تهیه کرد تا این بدنساز افسانهای، الگو و انگیزهای برای بدنسازان جوان باشد. عوارض وزنههای سنگین دوران ورزشی در سال 2007 گریبان این بدنساز را گرفت. او از این سال به بعد، مجبور به انجام حداقل 13 عمل جراحی شده است. «پادشاه»، لقبی است که دوستداران بدنسازی به برنده هشت دوره مستر المپیا دادهاند.

از سری خاطرات ورزشی