به نام خدا

نکته: بنده هیچ ادعایی در زمینه شعر و ادبیات ندارم و از استادان خودم در این سایت و در جاهای دیگر یاد می گیرم. این مطلب صرفاً بر اساس دانش ادبی بسیار محدود بنده پدید آمده و ممکن است دارای ایراداتی باشد. از شاعران و ادیبان گرامی خواهشمندم که ضمن اینکه این اشتباهات رو پای کم تجربگی من می گذارند ، آنها را ذکر کنند تا علاقه مندان بتوانند به درستی با مقدمات قافیه و ردیف در شعر سنتی فارسی آشنا شوند. 

با تشکر.

مقدمه: مبحث قافیه و ردیف از مهم ترین ارکان شعر سنتی به شمار می رود. حتی در بسیاری از انواع شعری معاصر مانند شعر نیمایی هم شاهد حضور مهم و تاثیر گذار قافیه هستیم. آنچنان که نیما یوشیج به عنوان پدر شعر نو ، شعر بدون قافیه را به جسمی بدون اسکلت و بدنه تشبیه کرده است. در این مطلب قصد دارم به شکلی ابتدایی و با توجه به دانش ادبی محدود خود ، اطلاعاتی درباره قافیه و ردیف به شما ارائه دهم. امیدوارم که مفید باشد.

پیش از هر چیز تعریفی از قافیه و ردیف ارائه دهیم.

قافیه: قافیه واژگانی هستند که حرف یا حروف آخر مشترکی دارند و اغلب در انتهای مصراع ها یا نیم مصراع ها می آیند. در صورتی که شعر از ردیف برخوردار باشد ، قافیه پیش از ردیف می آید و در برخی قالب های شعری (مانند غزل و قصیده) ، مصراع های فرد از قافیه برخوردار نیستند.

ردیف: کلمه یا کلماتی هستند که بعد از قافیه عیناً ، به لحاظ لفظی و معنایی تکرار می شوند. در اینجا قید تکرار معنایی اهمیت فراوانی دارد. زیرا ممکن است در جایی دو واژه انتهایی دو مصراع به لحاظ لفظی تکرار شده باشند ، اما معنای متفاوتی داشته باشند که در این صورت ، با آرایه جناس تام رو به رو هستیم و این واژه ردیف نیستند ، بلکه قافیه هستند ! 

مثال: 

آتش است این بانگِ نای و نیست باد

هر که این آتش ندارد نیست باد

در این سروده از حضرت مولانا ، "نیست باد" به لحاظ لفظی تکرار شده است. اما در دو مصراع معنای متفاوتی دارد و از این رو جناس تام وجود دارد و این دو گروه واژگانی در حقیقت قافیه هستند !

در زبان فارسی قافیه از دو قاعده کلی پیروی می کند

قاعده 1: مصوت های بلند آ و او ، به تنهایی می توانند به عنوان حروف قافیه قرار بگیرند.

با دلی بشکسته از عشقت ز دنیا می‌روم

قطره‌ام با صد گله از رسم دریا می‌روم

در این سروده از بنده ، واژگان "دنیا" و "دریا" قافیه و "می روم" ردیف شعر است. واژگان قافیه بر اساس قاعده اول و با حرف مشترک "آ" ، قافیه رو پدید آورده اند.

این قلب من از آن او ، خندان و شاد از روی او

مست از چه باشد دل کنون ؟ از عطر و از خوش بوی او

در این سروده از بنده ، واژگان "رو" و "بو" قافیه و "او" ردیف شعر است. واژگان قافیه بر اساس قاعده اول و با حرف مشترک "او" در انتها ، قافیه رو پدید آوردند.

قاعده 2: برای یادگیری این قاعده ابتدا باید یک آشنایی مقدماتی با صامت ها و مصوت ها داشته باشیم.

در زبان فارسی 29 واج یا حرف وجود دارد. 6 تا از این واج ها مصوت یا صدادار و 23 تا از آنها ، صامت یا بی صدا هستند.

مصوت ها خود به دو گروه بلند و کوتاه تقسیم می شوند.

مصوت های کوتاه: _َ _ِ _ُ

مصوت های بلند: آ او ای (با صدای E و نه ey)

بقیه واج ها ( ب پ چ خ ز ژ و...) صامت هستند.

در قاعده دوم ، یک مصوت همراه با یک یا دو صامت پس از خود می تواند قافیه قرار بگیرد.

از من که جدا گشتی ، محبوبِ جهان گشتی

از دیده‌ی ما پنهان ، بر غیر عیان گشتی

در این سروده از بنده ، واژه های "جهان" و "عیان" قافیه و "گشتی" ردیف است. واژگان قافیه بر اساس قاعده دوم و با حروف انتهایی مشترک "آن" قافیه شده اند. (یک مصوت و یک صامت)

آن شب که مرگ آید ، دیگر سحر نباشد

دوری ز رهسپاری ، ممکن دگر نباشد 

در این سروده هم واژگان "سحر" و "دگر" بر اساس قاعده دوم قافیه شده اند و حروف مشترک آنها _َر هست. (یک مصوت کوتاه و یک صامت)

با چشمِ دلت بینی ، دنیا همه خوش رنگ است

غم خوردن و رنجیدن ، بر نعمتِ جان ننگ است

در این سروده هم واژگان "ننگ" و "رنگ" بر اساس قاعده دوم و با الگوی _َنگ قافیه شده اند. (یک مصوت و دو صامت)

تبصره

به آخر واژه های قافیه ممکن است یک یا دو حرف الحاق شود و آنها نیز جزوی از قافیه هستند و رعایت آنها لازم است.

حروف الحاقی عبارتند از:

شناسه ها

ضمایر متصل

مخفف صیغه های زمان حال بودن (_َم ، یم ، ید و...)

"ی" در آخر برخی واژگان مختوم به آ و او (مانند موی یا نای)

"ی" مصدری 

"ی" نکره

علامت های جمع (آن ، آت و...)

صفت های عالی و تفضیلی

_َن مصدری (خندیدن ، برچیدن و...)

مثال:

چه لطیفست قبا بر تن چون سرو روانت

آه اگر چون کمرم دست رسیدی به میانت

در این سروده از حضرت سعدی ، واژه های "روان" و "میان" بر اساس قاعده دوم قافیه هستند و _َت به عنوان ضمیر متصل ، حرف الحاقی است.

دیدم امروز بر زمین قمری

همچو سروی روان به رهگذری

در این سروده از حضرت سعدی ، "قمر" و "رهگذر" بر اساس قاعده دوم قافیه هستند و "ی" به عنوان ی نکره حروف الحاقی است.

نکته: اینکه فقط حروف الحاقی دو واژه یکسان باشد ، باعث نمی شود که آنها بتوانند باهم قافیه بسازند. مثلاً واژگان "درختان" و "دختران" هر دو حروف الحاقی یکسانی دارند (آن جمع) ، اما باهم قافیه نخواهند ساخت.

اما اگر فقط یکی از کلمات حروف الحاقی داشته باشد و این حروف الحاقی با حروف پایانی اصلی کلمه قافیه در مصراع های دیگر یکسان باشد ، قافیه صحیح است. مثلاً دو واژه "خوب تر" و "دیگر" می توانند طبق قاعده دوم باهم قافیه بسازند.

قافیه درونی: برخی شاعران ممکن است در درون مصراع ها نیز قافیه بیاورند. این شیوه معمولاً بدین شکل انجام می شود که شاعر یک بیت را به چهار قسمت تقسیم می کند و در انتهای دو ، سه یا چهار قسمت ، قافیه می آورد.

ای دوست با کمالی ، زیبای پر جمالی

یکتای بی مثالی ، ای مهر آسمانم

در این سروده از بنده ، واژگان "کمال" ، "جمال" و "مثال" باهم هم قافیه هستند و صنعت قافیه درونی رو پدید آورده اند.

ذوقافیتین: گاهی ممکن است یک بیت دو قافیه داشته باشد. در این حالت واژه آخر قافیه اصلی محسوب می شود. مانند این سروده از حضرت سعدی:

از آن مردِ دانا دهان‌دوخته‌است

که بیند که شمع از زبان سوخته‌است

در اینجا واژگان "دهان" با "زبان" و "دوخته" با "سوخته" هم قافیه هستند.

نکته: مطلب ذوقافیتین دارای نکات فراوانی است که شرح آن از حوصله مخاطب فراتر و از مقصود این مطلب تخصصی تر است. در صورت علاقه می توانم مطلبی جداگانه درباره آن براتون بنویسم.

نکات نهایی

نکته 1: اگر دو کلمه در مصوت یکسان باشند ، اما در صامت متفاوت ، قافیه نیستند. مانند مشکل و شقایق (_ِل و _ِق)

نکته 2: اگر دو کلمه در صامت یکسان باشند ، اما در مصوت متفاوت ، قافیه نیستند. مانند گُل و گِل

نکته 3: املای قافیه ها باید یکسان باشد ، وگرنه قافیه نیستند. مثلاً لبریز با مریض قافیه نمی شود.

پایان.