فینال جام جهانی باشگاه­ها است، گزارش­گر به شکل عجیبی هیچ کدام از دردانه­ های شبکه ورزش نیست؛ روراست اسم ببریم؛ نه جناب زلفی است نه جناب تاجیک.

وقتی فوتبالی را از تلویزیون می­بینیم، قاعدتا اولین پیش­فرض این است که گزارش­گر اسامی را درست تلفظ کند، حتی­ الامکان واژگان فارسی استفاده کند و در نهایت درست حرف بزند؛ به طوری که حس نکنیم ادبیات گفتاری جدیدی وارد زبان فارسی شده است.

سعید زلفی صدای گیرا و پرهیجانی دارد، و جذر و مد گفتاری خوشایندی دارد، اما این­ها همه تا جایی جذاب است که حس نکنیم جز افعال، باقی کلمات انگیسی است. «یوفا چمپیونز لیگ» قطعا عبارتی نیست که منتظر شنیدن آن از تلویزیون رسمی کشور باشیم؛ در حالی که گفتن همین عبارت به زبان فارسی کار سختی نیست، و البته، کاملا لازم و ضروری است، و البته که قطعا کار به همین عبارت ختم نمی شود و ما پیاپی عبارات غیرفارسی ربط و بی­ربط را از گزارش­گر می­شنویم.

نیما تاجیک به لحاظ سواد بی­ شک از بهترین­های حوزه اجرای فوتبال در تلویزیون است. باسواد، تیزبین و کم­ خطا، اما، همین­ها تا جایی جذاب است که به طور مجرد در مورد سواد یک فرد بحث کنیم، نه هنگام شنیدن یک گزارش کامل فوتبال، چرا که گزارش فوتبال از تلویزیون رسمی کشور، به زبان رسمی کشور، مستلزم توان بیان و گفتار به ادبیاتی است که شایسته شنیدن و شایسته آن زبان باشد، در حالی که اغلب ادبیاتی که از این عزیز می­شنویم، یک ادبیات دم دستی نوساز است که در تلویزیون و با بی ­احترامی تمام به گفتار و شنیدار عادی و درست­ تر زبان فارسی ابداع شده. «توپه رو از دست نمی­ده، تو موقعیتش بازیه رو درمیاره برا تیمش ولی زمینه زمین خوبی نیست» و به همین ترتیب «ه» که مکرر در پی هر واژه­ ای، از انسان و بازیکن تا جسم و وسیله و زمین و زمان شنیده می­شود.

اما حسین رضایی، به جز یک تشخیص بازیکن اشتباه و احتمالا چند مورد عدم گفتن نام بازیکن، خطای فوتبالی قابل اعتنایی نداشت، و لازم است مورد تشکر قرار گیرد که در این سیل خروشان بی­احترامی به زبان و گفتار رسمی و عامیانه کشور، در حالی که شنیدن ادبیات و کلمات درست، کم­ترین توقع از تلویزیون کشور و گویندگان آن است، همین کم­ترین را ده­ها برابر بیش از نورچشمی­ ها و چشم و چراغ­های این دریای فضاحت کلامی و محتوایی، رعایت می­کند.