۱. فردی آدو
نماد افسانهسازی بیپایه در فوتبال آمریکا. در ۱۴ سالگی با دیسی یونایتد قرارداد بست، به بنفیکا پیوست و پس از آن در ۱۵ باشگاه در ۹ کشور سرگردان شد. مسیری که روزی با امید آغاز شد، امروز در حافظهها بهعنوان یک هشدار ثبت شده است.
۲. کلینت دمپسی
شخصیت کاریزماتیک و غرور فوتبالیاش ستودنی بود – و ۵۷ گل ملی هم عدد کوچکی نیست – اما هرگز در سطح اول فوتبال جهان قرار نگرفت. در فولام درخشید و برای مدت کوتاهی در تاتنهام دیده شد، اما سقف او پایینتر از قله جهانی بود.
۳. کلودیو رینا
پاسور قابلاعتماد، بیتردید. اما حضور در ۴ جام جهانی با تنها ۸ پاس گل ملی؟ در لحظاتی که باید ریسک میکرد، محتاط باقی میماند. در رنجرز و منچسترسیتی هم بیشتر نقش بازیکن مکمل را ایفا کرد تا رهبر.
۴. الکسی لالاس
چهره جام جهانی ۱۹۹۴ و ستاره محبوب شبکه ESPN. با اینحال، بازیاش هیچگاه همسطح شهرتش نبود. بیش از آنکه در زمین بدرخشد، در قاب دوربینها دیده شد.
۵. برایان مکبراید
مبارز، بیباک و همیشه آماده. اما نمیتوان او را در کلاس جهانی جای داد. دوران خوبی در فولام داشت، اما هرگز تفاوتساز در سطح بینالمللی نبود.
۶. جان هارکس
ملقب به "کاپیتان مادامالعمر"، اما پیش از جام جهانی ۱۹۹۸ به دلیل حواشی داخلی کنار گذاشته شد. رهبریاش بیش از حد بزرگ جلوه داده شد و کیفیت بازیاش در حد متوسط باقی ماند.
۷. جوزی آلتیدور
با اینکه دومین گلزن برتر تاریخ تیم ملی آمریکاست، اما دورانش در ساندرلند – تنها یک گل در ۴۲ بازی – نمادی از ناکامی بود. اغلب یا مصدوم بود یا در زمین گم میشد.
۸. بابی کانوی
شروعی طوفانی در ریدینگ (۲۰۰۴–۲۰۰۹) داشت، اما مصدومیتها و بیثباتی او را از مسیر پیشرفت خارج کرد. وعدهای که هرگز عملی نشد.
۹. دیآندره یدلین
سرعتی فوقالعاده داشت، اما ضعف تاکتیکی و دفاعیاش مشهود بود. دورانش در تیمهایی مانند تاتنهام، ساندرلند و گالاتاسرای، هیچگاه به مرحله بلوغ نرسید.
۱۰. برد گوزان
دروازهبانی که سالها ذخیره بود و در استون ویلا به دروازهبان اول رسید. اما نوسانات فراوان، بیش از هر چیز تصویر او را در ذهنها شکل داده است.
۱۱. تونی میولا
چهرهای بهیادماندنی در دهه ۹۰، اما تواناییهای فنیاش – از جمله ضعف در بازی با پا – او را از سطح جهانی دور نگه داشت. بیشتر ظاهرش در ذهنها مانده تا واکنشهایش.
۱۲. ریکاردو کلارک
اشتباه مرگبارش مقابل غنا در جام جهانی ۲۰۱۰ تمام دوران ملیاش را زیر سایه برد. بازیکنی قابلقبول در MLS، اما فاقد کلاس جهانی.
۱۳. ادی جانسون
با استعدادی بالقوه درخشید، اما تنها برای لحظهای کوتاه. انفجارش در سال ۲۰۰۴ با ۱۲ گل، ناگهان خاموش شد. در فولام هم هیچگاه جایگاه محکمی نیافت.
۱۴. جیاسی زاردس
تلاشی خستگیناپذیر، اما کنترل توپ ضعیفش همواره او را عقب نگه داشت. با وجود دورهای موفق در LA Galaxy، اجرای فنیاش همیشه زیر سؤال بود.
۱۵. اریک واینالدا
با ۳۴ گل در ۱۰۶ بازی ملی، آمار خوبی از خود به جا گذاشت، اما بازیاش بیثبات بود و فاقد لطافت تکنیکی که ستارهها نیاز دارند.
۱۶. مایکل اوروزکو فیسکال
گل پیروزیبخش مقابل مکزیک در آزتکا در سال ۲۰۱۲ را به ثمر رساند، اما اشتباهات پیدرپی در خط دفاع، چهره واقعیاش را نشان دادند.
۱۷. جو-مکس مور
جنگنده و پرانرژی، اما بیثبات. با ۲۴ گل در ۱۰۰ بازی ملی، بیشتر بهخاطر ارادهاش در یادها ماند تا توانایی خالص فوتبالیاش.
۱۸. ساشا کلیستان
در اندرلخت و نیویورک ردبولز درخشان بود، اما در تیم ملی خیلی زود ناپدید شد. ۵۲ بازی، تنها ۴ گل.
۱۹. کیسی کلر
هرچند گاهی شماره یک تیم ملی بود و تجربه بازی در تاتنهام را داشت، اما در صحنه بینالمللی هیچگاه در حد یک دروازهبان بزرگ ظاهر نشد.
۲۰. جاش ولف
سریع و پرجنبوجوش، اما تأثیرگذار؟ به ندرت. دوران حرفهایاش در MLS به اوج رسید؛ با ۵۲ بازی ملی و فقط ۹ گل.
۲۱. خوان آگودلو
پدیدهای در MLS که هیچگاه اوج نگرفت. فرصت بازی در استوکسیتی را از دست داد و بیثباتیاش تمام ماجرا را خراب کرد.
۲۲. جولیان گرین
با گلش به بلژیک در جام جهانی ۲۰۱۴ بر سر زبانها افتاد، اما خیلی زود ناپدید شد. در بایرن مونیخ هرگز نتوانست جایی برای خود بسازد.
۲۳. برک شی
با مویی بلند و تبلیغاتی پرهیاهو آمد، اما دورانش در استوکسیتی و بیرمنگام یک افتضاح بود. بازیکنی که هرگز به سطح مورد انتظار نرسید.
۲۴. پل کالیجیوری
گل تاریخیاش در سال ۱۹۸۹ برابر ترینیداد، آمریکا را به جام جهانی رساند، اما دوران باشگاهیاش – چه در فرایبورگ و چه در LA Galaxy – فراتر از حد متوسط نرفت.
۲۵. تیم ریم
در فولام و بولتون عملکردی باثبات داشت، اما همواره در برابر بازیکنان سریع و لحظات پر فشار، آسیبپذیر بود. بازیکنی مکمل، نه تغییردهنده.