لطفا ابتدا این پست رو مطالعه کنید
https://www.tarafdari.com/node/2657281
برهان حدوث 🔻
۱. حالت اول: حدوث جهان ماده (آغاز داشتن در زمان)
|
اگر جهان آغاز دارد، باید توضیح دهیم که چرا از نیستی به هستی آمد:
1.🔸️ممکنالوجود = وجودش از خودش نیست و وجودش ضروری نیست، میتوانست نباشد.
۲.🔸️آمدن از «نبود» به «بود» نیاز به علتی بیرون از خودش دارد.
۳.🔸️این علت یا خودش ممکنالوجود است (آن وقت دوباره نیازمند علت است) یا واجبالوجود (وجودش ضروری و بینیاز از علت).
۴.🔸️اگر به عقب برویم و همه علتها ممکنالوجود باشند، به تسلسل محال میرسیم؛ پس باید به واجبالوجود برسیم.
نتیجه🔹️ : حدوث جهان = نیاز به علت غیرحادث = وجود خدا.
برهان ازلی 🔻
2. حالت دوم: ازلیت جهان ماده (همیشه بوده) |
بعضیها فکر میکنند اگر جهان ازلی باشد، دیگر نیازی به خدا نیست، ولی فلسفه میگوید حتی ازلی بودن هم استقلال نمیدهد.
1. 🔸️ماده چون علتمند و محدود و قابل تقسیم و متغیر و وابسته و مکانمند است و هیچ کدام از ویژگی های واجب الوجود را ندارد ، ممکن الوجود است
۲.🔸️ اگر جهان ازلی باشد ولی ذاتش ممکنالوجود باشد (یعنی میتوانست نباشد و بودنش ضروری نیست)، باز هم دلیل میخواهد که «چرا همیشه هست».
۳.🔸️ وجودِ دائمیِ یک ممکنالوجود، نیازمند علت دائمی است.
۴.🔸️ علت دائمی باید موجودی باشد که خودش ضروریالوجود است و در هر «لحظهٔ وجودی» جهان را ایجاد و نگه میدارد.
5.🔸️ این مدل نه به تسلسل محال میانجامد و نه خدا را زمانمند میکند (چون خدا بیرون از زمان است و علتِ استمرار زمان نیز هست).
🔹️ازلیت جهان ماده + ممکنالوجود بودن آن = نیاز به علت واجبالوجود = وجود خدا.
ویژگی ها
ویژگیهای این واجبالوجود
چه در حدوث چه در ازلیت:
وجودش ضروری و غیرممکن به عدم است.
متکی به دیگری نیست.
کامل مطلق است (فاقد هرگونه نقص وجودی).
علت همه وجودهای ممکن، چه حادث چه ازلی.
احتمال کدام یک بیشتر است ؟
طبق داده های کنونی علمی جهان کنونی ازلی نیست و شروع داشته است (یعنی مثلا تقریر اسپینوزا ) درست نیست ولی اینکه در کل ازلی هست یا نه قابل تشخیص علمی نیست
اما طبق آیات نورانی قرآن که از طرف خداوند نازل شده باز هم بر اینکه جهان نقطه شروع داشته و جایی جمع بود و باز شده و.. اشاره دارد
لذا بنظر حادث بودن جهان از ازلی بودنش برتری دارد هر چند در وجود خدا تاثیری ایجاد نمی کند .