مطلب ارسالی کاربران
معرفی و مروری بر بازی IGI 1
در دنیای بازیهای ویدیویی، برخی آثار نهتنها بهعنوان سرگرمی بلکه بهعنوان خاطرهای ماندگار در ذهن گیمرها نقش میبندند. یکی از این بازیها، Project I.G.I. 1: I'm Going In است؛ عنوانی که در آغاز هزاره جدید با ترکیب هیجان، مخفیکاری و داستانی جاسوسی، توانست جایگاه ویژهای در دل علاقهمندان به سبک تیراندازی اولشخص پیدا کند. این بازی با فضای واقعگرایانه، مأموریتهای چالشبرانگیز و شخصیتپردازی خاص، تجربهای متفاوت از بازیهای اکشن آن زمان ارائه داد. در این مقاله، به بررسی جنبههای مختلف این بازی از جمله داستان، گیمپلی، نقاط قوت و ضعف آن خواهیم پرداخت تا ببینیم چرا هنوز هم نام I.G.I. در میان گیمرهای قدیمی با احترام یاد میشود.
معرفی کلی بازی
نام بازی: Project I.G.I. 1: I'm Going In
توسعهدهنده: Innerloop Studios
ناشر: Eidos Interactive
سال انتشار: ۲۰۰۰
سبک: تیراندازی اولشخص با تمرکز بر مخفیکاری و تاکتیک
| داستان بازی |
| **Project I.G.I. 1: I'm Going In** حول محور شخصیت اصلی، **دیوید جونز**، یک مأمور سابق نیروهای ویژه بریتانیا (SAS) میگردد که اکنون برای سازمان اطلاعاتی I.G.I. کار میکند. بازی با مأموریتی آغاز میشود که جونز باید یک دلال اسلحه روسی به نام Josef Priboi را پیدا و بازداشت کند، اما خیلی زود مشخص میشود که این مأموریت تنها نوک کوه یخ است و پشت پرده، توطئهای بزرگتر در جریان است. جونز در مسیر خود با شبکهای پیچیده از تروریستها، نظامیان فاسد و تهدیدات هستهای روبهرو میشود که هدفشان بیثبات کردن امنیت جهانی است. در طول بازی، او باید از پایگاههای نظامی محافظتشده عبور کند، اطلاعات سری را بازیابی کند، و جلوی پرتاب یک موشک هستهای را بگیرد. داستان بازی با فضایی جاسوسی، پرتنش و پر از خیانت و غافلگیری روایت میشود و با وجود سادگی روایت، توانسته حس تعلیق و هیجان را در طول مراحل حفظ کند. شخصیت جونز نیز بهعنوان یک مأمور حرفهای، با مهارتهای بالا و خونسردی در شرایط بحرانی، بهخوبی در دل بازیکن جا میافتد و همین باعث میشود که داستان بازی، با وجود محدودیتهای فنی زمان خودش، همچنان جذاب و بهیادماندنی باقی بماند. |

| گیم پلی |
| **Project I.G.I. 1** ترکیبی منحصربهفرد از اکشن، مخفیکاری و استراتژی است که در زمان خود تجربهای متفاوت از بازیهای تیراندازی اولشخص ارائه داد. برخلاف بسیاری از عناوین همسبک که بر سرعت و خشونت بیوقفه تمرکز داشتند، IGI بازیکن را به تفکر، برنامهریزی و حرکت حسابشده دعوت میکرد. هر مأموریت در محیطی وسیع و نیمهجهانباز جریان دارد که بازیکن باید با استفاده از نقشههای ماهوارهای، اطلاعات جمعآوریشده و تجهیزات پیشرفته، مسیر مناسب را برای نفوذ به پایگاههای دشمن انتخاب کند. سلاحهای متنوعی در اختیار بازیکن قرار میگیرد، از تفنگهای صداخفهکن گرفته تا نارنجک و تکتیرانداز، اما استفاده از آنها باید با دقت و در زمان مناسب انجام شود، چرا که صدای تیراندازی میتواند دشمنان را هشدار دهد و مأموریت را به خطر بیندازد. نبود قابلیت ذخیره در طول مراحل، چالش بازی را دوچندان میکند و بازیکن را مجبور میسازد با دقت بیشتری عمل کند، زیرا هر اشتباه ممکن است به شروع دوباره مرحله منجر شود. هوش مصنوعی دشمنان گاهی غیرقابلپیشبینی است؛ در برخی مواقع بسیار دقیق و در برخی دیگر کاملاً بیتفاوت، که این موضوع هم به جذابیت و هم به ناهماهنگی گیمپلی میافزاید. در مجموع، گیمپلی IGI با تأکید بر واقعگرایی، تنش روانی و آزادی عمل در اجرای مأموریتها، تجربهای خاص و بهیادماندنی برای بازیکنان رقم میزند که هنوز هم پس از سالها قابلتحسین است. |
