بسم الله الرحمن الرحیم

 

افرادی که‌ این نقد رو مطرح میکنن، انگار نمیدونن که هر حدیث سلسله راویان داره، تا میرسه به حضرت محمد ﷺ. نه اینکه مثلا امام بخاری و امام مالک، از جیب خودشون حدیث در آورده باشن! یعنی احادیث قبل از اون هم وجود داشتن؛ سنّت (سخن، فعل و تقریر پیامبر) پخش‌ شده بود، فقط مکتوب نبودن. چرا؟ برای اینکه با آیات قرآن قاطی نشن:

 

حَدَّثَنَا هَدَّابُ بْنُ خَالِدٍ الْأَزْدِيُّ، حَدَّثَنَا هَمَّامٌ، عَنْ زَيْدِ بْنِ أَسْلَمَ، عَنْ عَطَاءِ بْنِ يَسَارٍ، عَنْ أَبِي سَعِيدٍ الْخُدْرِيِّ، أَنَّ رَسُولَ اللهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ قَالَ: " لَا تَكْتُبُوا عَنِّي، وَمَنْ كَتَبَ عَنِّي غَيْرَ الْقُرْآنِ فَلْيَمْحُهُ، وَحَدِّثُوا عَنِّي، وَلَا حَرَجَ، وَمَنْ كَذَبَ عَلَيَّ - قَالَ هَمَّامٌ: أَحْسِبُهُ قَالَ - مُتَعَمِّدًا فَلْيَتَبَوَّأْ مَقْعَدَهُ مِنَ النَّارِ "

هدّاب بن خالد ازدی برایمان روایت کرد که همّام برایمان روایت کرد که از زید بن اسلم، از عطا بن یسار، از ابوسعید خدری نقل است که رسول خدا ﷺ فرمود: «از من چیزی ننویسید؛ و هرکس چیزی از من غیر از قرآن نوشته است، پاکش کند. ولی از من حدیث نقل کنید، مانعی ندارد. و هرکس عمداً بر من دروغ ببندد ـ همّام گفت: گمان می‌کنم فرمود ـ آگاه باشد که خود را در آتش مهیّا کرده است.

?صحیح مسلم، ش ۳0۰۴

 

و همچنین در دهه‌های اولیه، اصول تدوین حدیث مثل داده‌های رجال(راویان)، قوائد سند صحیح و حسن (سند = سلسله راویان با نحوه نقل‌ها مثل حدثنا، اخبرنی و...)، داده‌های جرح و تعدیل و... هنوز شکل نگرفته بودن. اگر همون موقع می‌خواستن کتابی تدوین کنن، ممکن بود اشتباهات و روایت‌های ضعیف زیادی وارد کتاب بشن و همینها هم برای رسیدن به نسل‌های بعد نیازمند همون شرایط تدوین روایت بودن تا اثبات بشن که بدون تحریف به بقیه رسیدن. البته صحیفه‌های کوچک و جزئی وجود داشتن، مثل صحیفه ابی‌کعب هَشَم بن عمرو یا صحیفه عبدالله بن عمرو، اما نه به شکلی که میشناسیم.

جمع‌آوری آیات قرآن تا زمان خلافت حضرت عمر ادامه داشت‌. اول قرآن تثبیت شد، بعد سنت نظام‌مند شد، بعد علم رجال و جرح و تعدیل شکل گرفت؛ یه سیر طبیعی تاریخی.

به همین خاطر ما معتقدیم به اذن الهی، صحابه و تابعین تصمیم به حفظ احادیث (سخنان پیامبر) و اثرات (سخنان بقیه) گرفتن. صحابه‌ای که قرآن هم به دست اونها حفظ شد، چرا که الله فرمود:

سوره عبس، ۱۶ و ۱۷: بِأَيْدِي سَفَرَةٍ ، كِرَامٍ بَرَرَة

به دست سفیرانی است‌، بزرگوار و نیکوکار‌.

و معتقدیم که ذکر یعنی لفظ دین، چون وحی‌ = قرآن + سنت:

حجر، ٩: إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّكْرَ وَإِنَّا لَهُ لَحَافِظُونَ

همانا ما ذکر (مجموعه سخنان وحی) را نازل کردیم؛ و یقینا خود نگهدار آنیم.

 

و این یعنی الله قرآن رو در سینه صحابه، و سنت رو در سینه صحابه و تابعین و تبع تابعین حفظ کرد و همچنین ما با فقه اونا، دین و شریعت رو بهتر فهمیدیم؛

خَيْرُ النَّاسِ قَرْنِي، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ، ثُمَّ الَّذِينَ يَلُونَهُمْ

پیامبر خدا: "بهترینِ مردم، مردم زمان من (صحابه) هستند، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند (تابعین)، سپس کسانی که پس از آنان می‌آیند (تبع تابعین)"

? صحیح بخاری، ج ۳، ص ۱۷۱، شماره ۲۶۵۲ ?صحیح مسلم، ج ۴، ص ۱۹۶۳، شماره ۲۵۳۳ ?سنن ترمذی، ج ۵، ص ۶۹۵، شماره ۳۸۵۹ ?مسند احمد، ج ۷، ص ۱۹۹، شماره ۴۳۳۰

 

مسلمانان بهترین اسناد رو دارند!

در هیچکدوم از کتابهای تاریخی (مثلا اروپایی) پیدا نمیکنید که اینطور یه رخداد یا سخن رو نقل کرده باشن: سند متصل با راویان موثق: یعنی فلانی از فلانی از فلانی از فلانی اینو شنید و در حالیکه درباره هر کدوم از این اشخاص، نظرات هم‌دوره‌هاشون (که درباره اونها هم اطلاعات داریم) هست که مثلا حافظ بوده، دروغگو نبوده و...

اگه در اسناد روایی اسلام مطالعه کنید، به چیزای جالبی پی میبرید. مثلا دو سلسله راویان از یک سخن/رخداد داریم که هیچ راوی مشترکی ندارن اما متن سخن/رخدادی که نقل شده، دقیقا یکیه! و نشون میده چقدر در حفظ دقیق بودن و مثل همدیگه بودن. یا مثلا فلانی راوی موثقی بوده اما تنها باری رو که اشتباها‌ً گفته از فلانی شنیدم یا اشتباه بهش نسبت دادن (به قول ما "ارسال کرده" یا شخصی در سند "تدلیس کرده" مثلا اسم راوی رو عوض کرده) علمای جرح و تعدیل تشخیص دادن. هرچند همه اقوال، سند (سلسله راویان) ندارن، بلکه ما هم گاهی از طریق کثرت نقل‌های بدون سند و در آوردن معقول‌ترین تبیین از قرائن انباشتی، یه چیز رو قبول میکنیم. 

درجه اعتبار برای هر حدیث یا اثر داریم:

?تواتر (لفظی یا معنوی)

?صحیح بِالذاته (بالاترین اعتبار بین اخبار آحاد، نه متواتر)، صحیح لغیره (به خودی خود صحیح نیست اما اسناد دیگر اون رو تقویت میکنن)

?جید (یک درجه پایینتر از صحیح)

?حسن بالذاته (دو یا سه درجه پایینتر از صحیح)، حسن لغیره

?ضعیف؛ مثلا دارای راوی مضطرب/مختلط یا وجود انقطاع در سند‌ یا وجود اضطراب(یعنی ناهماهنگی در سند یا متن سخن) یا وجود راویِ دارای غصب و کینه نسبت به فلانی که ممکنه در نقلش تاثیر گذاشته باشه و...)، موضوع (ساختگی)، شاذ (صحیح اما متن دارای تعارض با متون مشابهِ دارای سند صحیح در همان مضمون)، معل و... 

همه اینها لطف الله بوده، چرا که برای رساندن دین بدون تحریف، باید همچین استعدادی (مثل دقت حفظ) رو به مردم صدر اسلام بده و مثلا ذهن و هوششون رو به سمت این کارها ببره و این داده‌ها رو به ما بده که فکر کنیم، چرا که الله در قرآن‌، خیلی روی تدبر و تعقل تاکید کرده.

بخوانید: https://www.tarafdari.com/node/2629588