طرفداری | یان دیومانده، خرید جدید رئال مادرید، نخستین مصاحبه خود پس از پیوستن به این باشگاه را با شبکه ورزشی آفریقایی SportyTV انجام داده است.
برنابئو خانه جدید توست...
بله، اینجا خانه جدید من است. خوشحالم که اینجا هستم و عضوی از این تیم شدهام. مدت زیادی منتظر این لحظه بودم. این رؤیای من بود و حالا به حقیقت بدل شده است. از اینکه اینجا هستم خوشحالم. از زمانی که ورزشگاه جدید ساخته شده، هنوز داخل آن نرفته بودم. بیصبرانه منتظرم اولین گل خودم را در اینجا به ثمر برسانم.
چه احساسی داری؟
اول از همه، بسیار احساس غرور و البته خوشحالی میکنم. این یک رؤیای به حقیقت بدل شده است و به همین دلیل خوشحالم.
زندگی تو تنها در ۱۴ ماه تغییر زیادی کرده است...
البته، هنوز هم میخواهم یکی از بهترین بازیکنان جهان باشم. از همان ابتدا هدفم همین بود و هیچوقت تغییر نکرده است. بنابراین همچنان هر روز سخت کار میکنم و به دنبال تحقق رؤیایم هستم. اعتمادبهنفس زیادی هم دارم. باید اعتمادبهنفس داشته باشید. بله، باید اعتمادبهنفس داشته باشید. طبیعتاً باید خوشحال باشید، اما من اعتمادبهنفس دارم و برای رسیدن به هدفم تلاش میکنم.
چطور متوجه شدی که رئال مادرید تو را میخواهد؟
مثل یک رؤیا بود، چون هیچ باشگاهی بزرگتر از رئال مادرید وجود ندارد. وقتی رئال مادرید میآید و میگوید «تو را میخواهیم»، انگار در خواب هستید. حتی نمیتوانستم بخوابم. نمیتوانستم باور کنم. و امروز اینجا هستم؛ فوقالعاده خوشحال و مفتخرم.
ابتدا با مدیر باشگاه، جونی کالافات، صحبت کردم و بعد، طبیعتاً با سرمربی تیم، ژوزه مورینیو صحبت کردم. تعجب کردم، چون او فرانسوی صحبت میکرد. فکر میکنم ساعت پنج صبح به وقت پرتغال بود که من را بیدار کرد تا با من صحبت کند. گفت این موضوع برایش مهم است.
من هم گفتم: «چرا که نه؟» این رئال مادرید است و وقتی رئال مادرید با شما تماس میگیرد، نمیتوانید جواب منفی بدهید. به او گفتم: «اگر میخواهید من به اینجا بیایم، قطعاً خواهم آمد.» او هم دوست من است و هم رئیس من.
اولین باری که مورینیو را دیدی چطور بود؟
به من گفت: «تو عضوی از تیم من هستی و حالا اینجا هستی، بنابراین خوشحالم.» من هم به او گفتم: «من هم خوشحالم که عضوی از تیم شما هستم و میخواهم با شما کار کنم، چون این بهترین باشگاه دنیاست.»
او شخصیت بسیار قویای دارد و این برای ما خوب است، چون وقتی جوان هستید، گاهی تمرکزتان را از دست میدهید. فکر میکنم او مربی خوبی برای من است تا بهعنوان یک بازیکن جوان به پیشرفتم ادامه بدهم.
ورودت به رئال مادرید را چطور توصیف میکنی؟
من معتقدم این کار خدا بود. واقعاً به خدا ایمان زیادی دارم و بهعنوان یک آفریقایی، ما در آفریقا ایمان زیادی به خدا داریم. خودم هم بسیار به خدا ایمان دارم.
چه اتفاق جالبی است؛ اولین بازی حرفهای من مقابل رئال مادرید بود و امروز برای رئال مادرید بازی میکنم. همانطور که گفتم، از حضور در اینجا خوشحالم. فقط میخواهم از فوتبال بازی کردن لذت ببرم، چون تنها چیزی که یاد دارم همین است. میخواهم هر روز از فوتبال بازی کردن لذت ببرم.
از اولین بازیات مقابل رئال مادرید چه چیزی را به یاد داری؟
پیراهنم را با امباپه عوض کردم. امروز در یک تیم و در یک مکان کنار هم هستیم. واقعاً دیوانهکننده و باورنکردنی است.
لگانس چه معنایی برای تو دارد؟
من هرگز لگانس را فراموش نمیکنم، چون این تنها باشگاهی بود که پیش از هر باشگاه دیگری به من فرصت داد تا استعدادم را نشان بدهم. بابت اینکه عضوی از این باشگاه بودم، قدردانم. خوشحال و سپاسگزار آنها هستم.
بدون شک، رفتن به لگانس تصمیم درستی بود...
بله، تصمیم خوبی بود. برای من تجربه جذابی بود، چون جوان بودم. برای یک بچه آفریقایی هم تجربه جالبی بود، چون معمولاً فرصت زیادی برای سفر کردن ندارید. امروز اینجا هستم. هرگز مسیر حرفهایام را فراموش نخواهم کرد. به خودم افتخار میکنم و خوشحالم.
الگوهای تو در آفریقا چه کسانی بودند؟
طبیعتاً اسطورههای کشورم، مثل یحیی توره و دیدیه دروگبا.
با یحیی توره در ارتباط نیستم، اما دو روز پیش با دروگبا صحبت کردم. او به من گفت که مورینیو برای من مثل یک پدر است. گفت باید سخت کار کنم. دروگبا انسان خوبی است و طبیعتاً باید به حرفش گوش بدهید، چون او یک اسطوره بوده و هنوز هم هست. باید به او گوش کرد. صحبت کردن با آنها خیلی خوب است، چون انگیزه زیادی از آن میگیرم. آنها من را تشویق میکنند که برای تبدیل شدن به یک اسطوره نیز سخت تلاش کنم.
دروگبا اخیراً در یک مستند گفته بود مورینیو از آن دسته مربیانی است که دوست دارید برایش بازی کنید...
قطعاً. اگر برای مورینیو بازی کنید، میخواهید برای او تا پای جان بجنگید. شخصیت و ویژگیهای او را میشناسید. همه میخواهند برای او تا پای جان بجنگند. ما آمادهایم که برای او تا پای جان بجنگیم.
وینیسیوس، امباپه، بلینگام... و حالا تو.
قطعاً. همیشه بازی کردن مقابل بازیکنان بزرگ خوب است، چون برای شما مفید است. چه مقابل آنها بازی کنید و چه در کنارشان، از هر نظر پیشرفت میکنید. شما میخواهید بهترین باشید. برای من انجام اولین مسابقهام در کنار آنها اتفاق ویژهای خواهد بود. آنها بهترین بازیکنان جهان هستند و بازی کردن کنارشان هیجانانگیز است.
به کدامیک از آنها شباهت داری؟
نه [شباهتی به آنها ندارم]، چون تازه وارد هستم. شاید به زمان بیشتری نیاز داشته باشم، اما فعلاً نه.
تنها کسی که با او در ارتباط هستم وینیسیوس است. قبلاً با وینیسیوس صحبت کردهام و فکر میکنم بهزودی رابطه نزدیکتری با هم خواهیم داشت. با امباپه هم، طبیعتاً، چون زبان مشترکی داریم، صحبت میکنم. اما وینیسیوس به من نزدیکتر است.
عکسی از تو در منچستریونایتد منتشر شد که در آن نام کریستیانو را روی خودت نقاشی کرده بودی.
او در رئال مادرید تاریخسازی کرد. همه این را میدانند. او بت من است و هنوز هم همینطور است. واقعاً دیوانهکننده است. امروز من برای رئال مادرید بازی میکنم.
حتی وقتی برای تمرین میروم، میتوانم به آن عکس نگاه کنم. به اینکه برای باشگاهی بازی میکنم که بت من در آن بازی کرده، افتخار میکنم. این یک رؤیاست. من اهل مادرید نیستم، اما حضور در اینجا برایم مثل یک رؤیاست. نمیتوانم باورش کنم.
تجربهات از جام جهانی چطور بود؟
تجربه خوبی بود؛ اولین جام جهانی من بود. انتظار نداشتیم به آنجا برسیم، اما برای من تجربه خوبی بود. تورنمنت بزرگی بود. فکر میکنم توانایی این را داریم که در آینده بهتر عمل کنیم. باید ببینیم دفعه بعد چه اتفاقی میافتد. من جوانترین بازیکنی بودم که برای کشورم در جام جهانی بازی کرده است. این موضوع باعث افتخارم شد و انگیزهام را برای سختتر کار کردن و کسب موفقیتهای بیشتر افزایش داد.
نامه زیبایت به خواهر فقیدت نیز بسیار مورد توجه قرار گرفت...
او باعث شد تسلیم نشوم. درباره مسائل زیادی با هم صحبت میکردیم. احساس کردم زمان مناسبی است که داستانم را با مردم و جهان به اشتراک بگذارم. همانطور که گفتم، او به من انگیزه میدهد که تسلیم نشوم و برای رسیدن به رؤیایم به سخت کار کردن ادامه بدهم. باور دارم اگر به همه اهدافم برسم، او خوشحال خواهد شد.
فشار بازی کردن در رئال مادرید
هیچ باشگاهی بزرگتر از رئال مادرید وجود ندارد. آنها برای جذب من پول زیادی پرداخت کردهاند. مردم منتظر هستند تا عملکردم را ببینند، اما من هیچ فشاری احساس نمیکنم.
من تیم خوبی در کنار خودم دارم. آنها پول زیادی پرداخت کردند، چون به من باور دارند. پس چرا باید بترسم؟ هیچ فشاری احساس نمیکنم. هر کاری از دستم برمیآید در زمین انجام خواهم داد و روی چیزهایی که در کنترل من هستند تمرکز میکنم. بقیه کار را به خدا میسپارم.



