دارث مالاک یک مرد انسانی بود که در طول جنگ داخلی جدایها به عنوان ارباب تاریکی سیثها سلطنت میکرد. قبل از تبدیل شدن به یک ارباب سیث، الک در سیاره کوئلی در سرزمینهای حاشیه بیرونی متولد شد. هنگامی که ماندالوریها به سرزمین مادری او حمله کردند، او از نبرد فرار کرد و به جمهوری کهکشانی گریخت، که سوابق مهاجرتی آن نام روستای زادگاهش، اسکوینکوآرگسیموس، را به عنوان نام خانوادگی او تعیین کرده است. او توسط فرقه جدای در روشهای نیرو آموزش دید و توسط دیگر جدایها لقب اسکوینت گرفت، قبل از اینکه در نهایت به یک شوالیه جدای تبدیل شود. در طول جنگهای ماندالوری، الک، ریوان - نزدیکترین دوست و دیگر شوالیه جدای او - و جناح جدای آنها از شورای جدای سرپیچی کردند

او با زین کریک، پادوان جدای، دوست شد و پس از اینکه برای جلوگیری از حکم دستگیری صادر شده توسط شورا، نام "مالاک" را برای خود برگزید، به کریک در شکست دادن پیمان مخفی جدای کمک کرد. شهرت یافت. مالاک و ریوان در نهایت در نبرد نهایی جنگ در سیاره مالاخور پنجم، ماندالوریها را شکست دادند و ماندالوریهای بازمانده را تا مناطق ناشناخته تعقیب کردند. با این حال، این دو جدای با امپراتور سیث از بقایای بازسازیشده امپراتوری باستانی سیث روبرو شدند و تحت تعلیم او به سمت تاریک نیرو سقوط کردند و به اربابان سیث تبدیل شدند.
دارث مالاک و دارث ریوان که به تازگی غسل تعمید داده شده بودند، از سوی امپراتور سیث ماموریت یافتند تا استار فورج، یک ایستگاه فضایی باستانی راکاتان، را پیدا کنند که به نابودی فرقه جدای و جمهوری کمک میکرد. ریوان عنوان ارباب تاریکی سیث را به خود اختصاص داد و مالاک شاگرد سیث او شد. یک سال پس از ناپدید شدن آنها از فضای شناخته شده جمهوری، این دو امپراتوری سیث خود را تأسیس کردند، به جمهوری بازگشتند و اعلام جنگ کردند و مصمم بودند به استبداد ادعایی فرقه جدای پایان دهند. در مقطعی از درگیری که به جنگ داخلی جدایها معروف شد، کل فک مالاک توسط شمشیر نوری دارث ریوان برداشته شد و او را مجبور به پوشیدن یک پروتز فلزی بزرگ کرد. اندکی بعد، پس از آنکه جدایها یک تیم ضربت برای دستگیری ریوان و مالاک اعزام کردند، دومی به استاد سیث خود خیانت کرد و به توپهای کشتی پرچمدار خود دستور داد تا به کشتی ریوان شلیک کنند.

طولی نکشید که اشتباه مالاک در مورد باورهایش در مورد مرگ ریوان ثابت شد. سال بعد، پس از نابودی سیاره تاریس و ویران کردن قلمرو جدایها در سیاره دانتوئین، مالاک شوالیه جدای باستیلا شان و ریوان فراموشکار را که خاطراتش به عنوان ارباب تاریکی توسط شورای جدای با هویتی وفادار به جمهوری جایگزین شده بود، دستگیر کرد. پس از اینکه مالاک هویت سابق خود به عنوان ارباب تاریکی را برای ریوان فاش کرد، شان به خودش اجازه داد تا توسط مالاک اسیر شود تا ریوان بتواند فرار کند.

مالاک، شان را که زمانی او را تهدیدی برای خود میدانست، فاسد کرد و او را متقاعد کرد که شاگرد او شود و جایگزین دارث بندون شود، کسی که ریوان و همراهانش قبلاً او را کشته بودند. مالاک که اکنون با کمک مدیتیشن نبرد شان، امپراتوری سیت خود را شکستناپذیر میدانست. با این حال، هنگامی که ناوگان جمهوری به آهنگری ستاره حمله کرد، ریوان - یک جدای بازخرید شده و آموزش دیده - سوار بر ابرسلاح باستانی شد و در یک دوئل با شمشیر نوری با مالاک روبرو شد که منجر به مرگ ارباب تاریکی شد. با این کار، سلطنت مالاک به عنوان ارباب تاریکی به پایان رسید و جمهوری سرانجام از جنگ داخلی جدای پیروز بیرون آمد.

