دارث تنبروس، که عموماً با نام روگس نوم شناخته میشود، یک مرد از نژاد بیت بود که بیش از یک قرن عنوان ارباب تاریکی سیث ها را در اختیار داشت و از تبار دارث بین بود. در شخصیت عمومی خود به عنوان روگس نوم، او یک طراح افسانهای کشتی فضایی با شهرتی در سراسر کهکشان بود؛ به عنوان ارباب سیث، دارث تنبروس، او یک مغز متفکر علمی با هوشی محاسبهگر و وسواسی برای شکل دادن به آینده بود و ارباب دارث پلاگیس و دارث ونامیس بود که اولی به او خیانت کرد و او را کشت. پس از انتخاب شدن به عنوان شاگرد توسط یک ارباب سیت تویلک، روگس نوم به دارث تنبروس تبدیل شد. او و استادش با هم خود را وقف طرح بزرگ کردند. در این میان، دارث تنبروس در طول آموزش سیت خود یک شمشیر نوری قرمز ساخت و وقتی که مهارتهای رزمی شمشیر نوری خود را تقویت میکرد یا تمرین میکرد، از این سلاح استفاده میکرد. یکی از نقشههایی که تنبروس و استادش طراحی کردند، توسعه یک ویروس هدفمند بود که ارتباط جدایها را با نیرو قطع میکرد.

روگس نوم به خاطر خلق طرحهای افسانهای سفینههای فضایی در سراسر کهکشان، در حالی که هویت خود را به عنوان ارباب تاریکی سیث پنهان میکرد، شهرت زیادی داشت. تنبروس که به دنبال یک شاگرد بود، یک مامور میانرده بانک بین کهکشانی به نام کار داماسک را فریب داد تا با همسر آیندهاش ملاقات کند، زیرا میدانست اگر آنها فرزندی داشته باشند، فرزندانشان در نیرو قوی خواهند بود. وقتی فرزند مورد انتظار، هگو داماسک، پنج ساله شد، نوم به میگیتو سفر کرد و توانست والدینش را متقاعد کند که او را تحویل دهند. تنبروس کودک را به عنوان شاگرد خود پذیرفت و نام او را دارث پلاگیس گذاشت.

همانند بسیاری از اربابان سیث پیش از خود، تنبروس سخت تلاش کرد تا شبکه خبرچینان و مأموران سیث را که با دارث بین شروع شده بود، گسترش دهد. این مأموران چشم و گوش سیث در تمام گوشه و کنار کهکشان بودند و به آنها اطلاعات میدادند، اما همچنین به بالاترین حلقههای قدرت در سیاست کهکشانی دسترسی داشتند. به این ترتیب، او شخصیت عمومی روگس نوم، یک طراح سفینه فضایی را به خود گرفت که سازههایش فقط به اعضای نخبه قدرتهای نوظهور کهکشان تحویل داده میشد. در میان این موجودات تأثیرگذار، سیاستمداران اغلب در ارتباط با کارآفرینان، بانکداران، صنعتگران و هر موجود دیگری که قدرت کافی داشت و در نهایت میتوانست به طرحهای سیث کمک کند، یافت میشدند.
در سال ۶۷ میلادی، تنبروس و شاگردش، پلاگیس، برای بررسی رگهای از سنگ معدن کورتوز به سیاره بالدمنیک سفر کردند. با این حال، ربات کاوشگر معدنچی M-2 آنها توسط Subtext Mining خرابکاری شد و تودهای از گاز لتان را مشتعل کرد که باعث انفجار مهیبی شد. اگرچه تنبروس موفق به مهار انفجار شد، پلاگیس فرصت را برای کشتن استاد خود دید. سپس پلاگیس با فرو ریختن سقف غار به تنبروس به او خیانت کرد. تنبروس در حال مرگ، جانشینی خود را به شاگردش تبریک گفت. با این حال، ریزش سنگ، سفینه فضایی را که دو سیث با آن آمده بودند، خرد کرد و پلاگیس عملاً در مکانی گیر افتاد که برای زنده ماندن به یک لباس محافظ محیطی نیاز داشت. وقتی متوجه شد که تمایل شاگردش برای کشتن او، ادامه سیث را به طور جدی به خطر انداخته است، تنبروس از شاگردش ابراز ناامیدی کرد. پلاگیس که از این موضوع خشمگین شده بود، گردن بیث را شکست. همزمان با مرگ تدریجی نومِ بیهوش، پلاگیس از نیرو برای مطالعه تغییرات میکروسکوپی در بدن تنبروس استفاده کرد و مرگ تدریجی نورونها و میدی-کلروئیدهای او را مشاهده نمود.

